به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 73

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 05 مهر 92 [ 01:38]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    76
    سطح
    1
    Points: 76, Level: 1
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class
    تشکرها
    54

    تشکرشده 12 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پینارجان فقط قوی باش؛ به نظر من هم نباید سر مهریه کوتاه بیای حتی اگه دردسرهاش زیادباشه اماباید این آقا هم کمی تو دردسر بیفته. شاد وموفق باشی....

    - - - Updated - - -

    پینارجان فقط قوی باش؛ به نظر من هم نباید سر مهریه کوتاه بیای حتی اگه دردسرهاش زیادباشه اماباید این آقا هم کمی تو دردسر بیفته. شاد وموفق باشی....

    - - - Updated - - -

    پینارجان فقط قوی باش؛ به نظر من هم نباید سر مهریه کوتاه بیای حتی اگه دردسرهاش زیادباشه اماباید این آقا هم کمی تو دردسر بیفته. شاد وموفق باشی....

  2. 2 کاربر از پست مفید یلدا68 تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (سه شنبه 18 خرداد 95), Lnaz (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان از اینکه با من همدردی میکنید خیلی خوشحالم

    ولی نمیدونید چه روزایی رومیگدرونم اون حس تحقیر و اون سرکوفتا و کتک زدنا پیش دخترش مثل آینه جلوم رژه میرن از خودم خیلی بدم میاد که اجازه دادم انقدر بهم ظلم بشه آخرشم هیچی دارم ازش جدا میشم کاشکی دخترشو خونه نمیاوردم کاشکی زودتر از خونه بیرون میومدم کاشکی به دخترش میفهموندم که من زن خونم دارم از غصه و عصبانیت نمیدونم چیکار کنم احساس خشم نفرت عصبانیت تحقیر شدن و بی لیاقتی و بی ارزشی و نابود شدن میکنم

    انقدر احساس بدی دارم که اونا وایسادن رفتن منو نگاه کردن انگار منو ار خونه انداختن بیرون انگاری دخترش منو شکست داد دوستان حس اینکه من پیش دخترش کم آوردم داره دیونم میکنه از اینکه شوهرم اونو بیشتر ازمن دوست داشت حس بدی دارم از خودم بدم میاد و وقتی دیگه داشتم وسایلامو که جمع میکرد شوهرم با اون سن و سال حتی ناراحتم نبود و بهم نگفت پشیمونم بمون اشتباه کردم هرچند اون خیلی وقت بود که دیگه دوست نداشت با من زندگی کنه و (همه تقریبا اونو بیشتر مقصر میدونن چون تو زندگی قبلیشم به زنش سخت گذرونده بود و تو لجبازیو غرور و یه دندگی شهره عام و خاص بود )

    گاهی هم پشیمون میشم میگم کاشکی تحمل میکردم شاید درست میشد بلاخره تو اتاق خودم که بودم دیگران فکر میکردن من زندگی دارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اما به چه قیمتی گاهی هم دلم براش تنگ میشه یا دلم براش میسوزه ولی از دست دخترش هم عصبانیم هم ناراحت و هم حس انتقام دارم ازش متنفرم که انقدر خوشحال بود پدرش منو انداخت بیرون نمیدونم احساس مختلفی دارم بیشتر از اینه دوسم نداشت و پیش دخترش خوارو خفیف شدم و کاری هم از دستم بر نیومد ناراحت و عصبانیم غرورم پیش خودم و بقیه شکست حس میکنم همه ازم بدشون میاد کسی دوسم نداره :(:mad:


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.