
نوشته اصلی توسط
نوپو
در مورد دایی تان هم باید بگویم به هیچ عنوان با او ارتباط نداشته باشید چون با یادآوری خاطرات گذشته هم بیشتر تحریک می شوید و هم رنج می کشید. به علاوه او آدم بسیار فاسدی است که با محارمش این کار را کرده است. در قانون برای چنین کاری اعدام تعیین شده است . بدون اینکه عفو و بخششی در کار باشد.حتی یک کلمه حرف هم با او نزنید. و تا می توانید از او دور شوید. اگر هم خواست حرفی بزند صریحا بگویید حرفی با او ندارید و باید از شما دوری کند. خیلی قاطع و محکم. حالا هم از آن ماجرا سال ها گذشته و هم شما دیگر دختربچه نیستید که بترسید بنابراین بهتر است به مادرتان قضیه را بگویید تا با شما همکاری کند.
این غلطه
حرف درست اینه

نوشته اصلی توسط
بالهای صداقت
بخشیدن دیگران خیلی سخت هست ... واقعا تلاش بالایی میخواد ، خصوصا اینکه " دیگران" یا اعضائ خانوادمون باشن یا افرادی که به نحوی زیاد می بینیمشون و باهاشون سروکار داریم
به نظرم اگر با این دید نگاه کنیم که
آنها خود، قربانیِ قربانیان دیگر هستند ...
آنها نیازمند کمک و هم حسی هستند....
آنها نیازمند دعا هستند تا به راه درست هدایت شوند...
آنها نیازمندانی هستند که خود از عجزو ناتوانی خود بی اطلاع هستند....
کم کم می توانیم در دلمون ببخشیمشون
چرا که با بخشیدن آنها درحقیقت خودمون را از اسارتِ فکر کردن به آنها آزاد می کینم ... از اسارت انتقام ...از اسارت تلافی ... از اسارت درگیری ذهنی ....
بعد از بخشش ، احساس رها شدن داری ... احساس غرور ... احساس سبکی ....
شما که پایه های مذهبی داری .... خوب می دونی که همه ما از روح خدا در وجودمون هست ... و هدف نهایی زندگی مون، رسیدن به همون خداست ....
پس چرا مثل خدا نباشیم؟!
بخشش از صفات بارز خداست ... لاف نمی زنم ... مرحله به مرحله تجربه کردنِ "بخشش " را برایت نوشتم ... تجربه اش کرده ام ، تجربه اش کن !

نوشته اصلی توسط
فرشته مهربان
به این فکر کن که اون افراد هم اگر درست مراقبت
شده بودند اگر درست هدایت شده بودند هرگز دست به آزار شما یا هر کس دیگری نمی زدند چون بوده و هستند هزاران پسری که چنین کاری نکرده و نمی کنند
پس لزوماً اونها را در آن موقعیت سنی جانی نبین و آنچه برای خودت اتفاق افتاده را فاجعه ای جبران ناپذیر . تو نسیت به بعضی هایی که آسیب جسمی دیده اند
اون هم از بزرگسال یا حتی از محرم خود خیلی وضعیتت بهتره اما چون حساس هستی آن خاطره را برای خود نگه داشته ای و آزردگی و آسیب روحی آن
دامنگیرت شده . انتظار اینکه حتماً بلایی سر آنها بیاید یعنی انتظار مجازات که البته مجازات حق آنها هست در صورتی که از کار خود پشیمان نباشند و توبه
نکرده باشند و .... برای تو جز درد چیزی به همراه نداره . بهتره کلاً تمرکزت را از این مسئله و موضوع بیرون بیاری و رفته رفته چنان با این افراد که مواجه می شوی
توقف فکر را در پیش گرفته باشی که اصلاً انگار اتفاقی نیافتاده بوده .
و در نهایت اینکه تو معتقدی و به خدا اعتقاد داری و این امتیازی هست که می تونی از آن بهره بگیری . یعنی به کسی اعتقاد داری که منشاء
آرامش و آسایش و درمان هر دردی هست . از او بخواه یاریت کند که این موضوع را در درون حل کنی و فراموش کنی .
الان مشکل تو فقط خود ارضاییه
نظر شخصی و تجربه من درباره اون انجمنی که دوستان معرفی کردن(کانون ترک خودارضایی) اینه که اونجا عضو نشی چون سخت میکنه کارتو و بیشتر در معرض تحریک قرار میگیری
[align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)