منظورم این نیست که دلیل خوبی برای پاپس کشیدن هست یا نیست.
منم منظورتو متوجه شدم اما عجله داشتم ودرست ننوشتم.
منظورم اینه که اینقدر خودت را در نقش قربانی و بدبخت نبین.
تو زندگي من غير از اين ميبيني؟البته من اينجا افكارمو مينويسم وهيچوقت به كسي حرفي نميزنم.من عصباني هستم و زود از كوره در ميرم.البته بيشتر وقتايي كه ......الانم اگر بگم ميگين خب خيلي حساسي.
چرا فکر می کنی همه دارن به تو ظلم می کنند؟
چون غير از اين نيست.دانشگاهو همه بچه ها ميگن وحتي دوستم كه خيلي مومنه وبه اين چيزا دقت داره ميگه پولشون حرومه چون خودشم گزارش به اينجا افتاده.
یعنی چی که فکر می کنی حق کشی می شه؟
بالا جوابشو گفتم.
اگر بخوای با این افکار زندگی کنی و دنبال مدینه فاضله باشی که زندگیت تباه می شه.
الان ديگه فهميدم.
این ها واقعیت های دنیایی هست که ما توش زندگی می کنیم.
واقعیت های زندگی.
متاسفانه.
تو فکر می کنی والدینت به تو ظلم کردند و حقت را نگرفتی
فکر می کنی توی دانشگاه دارن بهت ظلم می کنند و حقت را نمی دن
برادرت
خواهرت
همکارت ...
آخه مگه همه دنیا بیکارند و زندگیشون را ول کردند که حق تو را بخورند؟
نه اما يكي دوتا مشاور تمام زندگيمونو ميدونن وخودشون حرفامو تاييد كردن چون با اعضاي خانوادمم حرف زدن.
ببین اشکال کار خودت کجاست؟
اينكه آدم مسئوليت پذيري هستم وهمين باعث شده همه ازم زيادي توقع داشته باشن.
آیا واقعا دارن حق تو را می خورند یا تو بدبین و سخت گیر شدی؟
ميخورن اما منم سختگير شدم.
تویی که غر می زنی و انتظار بیش از حد از دیگران داری؟
من افكار پراكندمو مينويسم اما انتظار بيش از حدم چيه؟ميخوام بدونم.
برد عزیز اگر لحن من یا نوشته هام اذیتت می کنه، بگو ادامه ندم.
نه اينجا مجازيه وشما محبت ميكنيد پيگير تاپيكم هستين.
می دونم که ملایم نمی نویسم.
دلم نمی خواد تاپیکت را نصفه بذاری.
چرا فكر كردين ميخوام نصفه بزارم؟
شاید دوستان دیگه بتونن بهتر کمکت کنند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)