
نوشته اصلی توسط
setayeshebaran
دوستان عزیز دارم به تک تک جملاتی که می گید عمیق فکر می کنم
و حتی اونایی که مهم می بینم می نویسم که بیشتر تمرکز کنم و به خودم جواب بدم
سلام دوست من.
عزیزمی :) ( من خانمم البته همه فکر می کنن اقام )
ببین دوست من شما باید چند کار جدی رو انجام بدین
1) شناختتون رو از بیماری زیاد کنین . خ خ خ طوری که چیزی باقی نمونده باشه و با در نظر گرفتن همه چیز بتونین تصمیم بگیرین.
2) شناختتون از طرفتون رو زیاد کنین. ایا ایشون انسان صبور و با امیدی هستن. ایا حاضرن در صورت انتخاب شدن از جانب شما تمام تلاششان رو بکنن و هیچگاه نا امید نباشن و به خاطر شما از خودشون و روحیه شون مراقبت کنن.
3) بیایید خوبیهای زندگی با ایشون و تمام بدیها و سختیهای ممکن رو در نظر بگیرین. تمام محدویتهایی که براتون داره رو در نظر بگیرین و تمام فرصتهایی که براتون می اره. من خانمی رو می شناختم که به خاطر بزرگی طرفش زندگی کوتاه با این اقا رو پسندید.
4) شما چطور ادمی هستین. ایا منطق بر احساستون غلبه داره یا برعکس. ایا به حدی رسیدین که تصمیمی که می گیرین رو با تمام جوانبش در نظر بگیرین. ایا اگه فردا روزی 1 میلیون ادم به شما گفتن چرا این راه رفتی چرا انتخابش کردی دودل نمی شی. در نظر داشته باشین شما دارین انتخاب می کنین و منتی متوجه ایشون نخاهد بود. شما می تونی از زندگیش بری بیرون اما اگه موندین نباید مشکلاتش رو بیشتر کنین. می تونین؟ اینها در پشت خودشون یه احساس عشق پایدار می خاد تحملش رو دارین؟
5) سعی کنین در این راه گرفتار احساسات نشین. به خاطر دلسوزی همسر ایشون نشین چرا که شاید باهاش بتونی شروع کنی اما نمی تونی ادامه بدی
6) چه همسر ایشون بشین چه نه به ایشون کمک کنین که بیماریشون رو بپذیرن و انقدر به خاطر چیزی که رخ نداده نگران نباشن. وکلا انقدر روی بیماریشون فوکوس نکنن. ازشون بخاین به جای شما تصمیم نگیرن بهشون خاطر نشان کنید که انسان هستن و حق زندگی دارن
چون می دونید که معلوم نیست فردایی که مثلا من سالم ایا هنوز سالم هستم ایا سرطان و...و... نگرفتم ایا بر اثر یه حادثه ......نشدم
توکل بر خدا رو فراموش نکنین
هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
ویرایش توسط چنار : دوشنبه 03 تیر 92 در ساعت 22:01
علاقه مندی ها (Bookmarks)