مرسییی سامان جان که انقد وقت گذاشتی خیلی ممنونم ازت
باید بگم که من هر دو این حالت ها رو دارم در فواصل زمانی اما اما این حالتها خود به خود بوجود نمیان در من و کاملا" تحت تاثیر عوامل بیرونی و محیطی هستن و نیاز به محرک دارن تا به سمت یه حالت (افسردگی یا شیدایی) برم مثلا یه اتفاق خوب و خوشایند یا بر عکس یه مسئله ناراحت کننده که تو زندگیم پیش بیاد اما مسئله اینه که لازم نیست خیلی هم اون اتفاق بزرگ و مهم باشه که دچار این حالتا بشم ،حتی یه تعریف و تایید ساده و یا عکسش از دیگران میتونه باعث بشه ..
البته اینم بگم که سنم که کمتر بود این نواساناتم به مراتب شدیدتر بود اما لالنم هست و آزار دهنده ست.
یه چیز دیگه اینکه در تعامل با دیگران هم همینطوری هستم یعنی با هر کسی که ارتباط داشته باشم اونو با خودم در دو کفه ترازو قرار میدم و مقایسه میکنم (بطور ناخوداگاه) از همه نظر و نتیجه اینکه یا خودمو از اون بالاتر میبینم و یا اون رو از خودم بالاتر ، و بسته به این نتیجه گیری احساسم و رفتارم باهاش کاملا متفاوت خواهد بود و هیچوقت هیچوقت نمیتونم خودم رو با کسی برابر ببینم یعنی نه اون رو برتر از خودم ببینم و نه خودم رو برتر از اون ... چه در مورد جنس مخالف و چه موافق و این مسئله روی ازدواجم هم تاثیر بسیار بدی داشت چون توی مقایسه خودم رو از اون برتر میدیم (البته این چیزی نبود که فقط من فکر کنم) و در نتیجه صورت تحقیر امیزی در موردش فکر میکردم و رفتارم هم متعاقبا مناسب نبود و باعث بوجود اومدن مشکلات زیادی شد.
به خدا خسته شدم از این حالتای خودم آخه چرا منم مثل دیگران نمیتونم آروم و ریلکس باشم ؟ چرا نمیتونم خودم رو با دیگران صرفنظر از مقایسه های ظاهری و مادی برابر ببینم چرا؟ آخه با این وضعیت من چطور میتونم ازدواج موفقی داشته باشم ؟ وقتی که یا نسبت به خودم و یا اون به دیده حقارت گاه کنم ؟
همونطور که قبلا گفتم شرایط مشوره حضوری رو ندارم خواهش میکنم اگر چیزی به ذهنتون میرسه و یا شما هم حالت هایی کمه شبیه به من رو تجربه کردین بهم بگین ..ریشه اینا چیه و از کجا میاد ؟ و برای متعادل کردن خودم باید چیکار کنم؟ از کجا شروع کنم ؟ موردم خیلی حاده یا نه دیگران هم کم وبیش این حالت های منو دارن؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)