حالا مثلا شما اومدی توی اتاق و الان خوابی؟!!!
نمیدونم چرا دلم برا شوهرت میسوزه. اینکه عین پسر خاله همش کار میکنه. ساعت ۸ و ۹ شب میاد. بعد خودش جمع میکنه خودش میشوره... نون میخره نفت میاره! بعد تازه تنهایی توی هال میخوابه؟
گناه داره
برو پیشش بخواب. هیچی نگو. همینجوری ساکت برو کنارش بخواب. 
البته حواسم به نقشه نبود! نامه رو یادم رفته بود.
چقدر از مغزت کار میکشی و چه سناریوهای پیچیده ای پیاده میکنی. مخم سوت گشید.
به نظرم محبت صادقانه و خالصانه به پاش بریز. منتها کمی با دقت و ظرافت که نتیجه عکس نده. همینقدر کافیه. لازم نیست اینقدر برنامه بریزی و مشکوک بازی در بیاری.
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : پنجشنبه 06 تیر 92 در ساعت 00:04
علاقه مندی ها (Bookmarks)