بازم دیدمش. این بار از یه سراشیبی وحشتناک داشتم ردش می کردم. محکم گرفته بودمش بغلم که نیفته . داشت گریه می کرد. اما دارم سعی می کنم حساس نباشم و بهش فکر نکنم. پس چرا دارم می نویسمش ؟![]()
تشکرشده 1,881 در 749 پست
بازم دیدمش. این بار از یه سراشیبی وحشتناک داشتم ردش می کردم. محکم گرفته بودمش بغلم که نیفته . داشت گریه می کرد. اما دارم سعی می کنم حساس نباشم و بهش فکر نکنم. پس چرا دارم می نویسمش ؟![]()
reihane_b (جمعه 07 تیر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)