هنوز همسر این آقا هستی و توی زندگی اش هستی اونوقت یا از لذت رابطه با مرد دیگه حرف میزنی یا موضوع نگرانی ات میشه ازدواج ات با مرد دیگه.
هنوز خودت رو همون دختر دبیرستانی می بینی که بی هیچ قیدی بره جلو به یه پسره بگه ازت خوشم اومده و بعدشم رابطه و...
کل زمان ارتباط خیانت آمیزت با اون مرد دوم، دو هفته بوده اونوقت من نمیدونم چطور یک زن متاهل که نه! اصلن یک زن مجرد چطور کلهم توی دو هفته اینطور در برابر یک مردی وا میده!
من کمترین تاسف و پشیمانی از خیانت ات توی کلام ات نمی بینم! کلامت خیلی وقیح و بی پروا و لا ابالی است و هیچ تعهد همسرانه ای توش نیست!
خیانت ات رو سوتی عنوان میکنی!
تو که یه دم بدون مرد و رابطه جنسی نمیتونی زندگی کنی، میترسم از این مرد طلاق بگیری اونوقت ....
متاسفانه این همسر متعهد و مذهبی همانطور که گفتی، از سر تو زیاده!
تو دنبال لذت های آنی و بدون تلاش و بی زحمت هستی، خوب راهش هم همونه که بری توی بساط مردانی که بهت نگاه ابزاری دارند و اتفاقا به لحاظ لذت جنسی چیزی برات کم نمی گذارند اما ...

نوشته اصلی توسط
mahtab_mahtab
احساس می کنم فقط تو این زندگی زمان رو دارم از دست می دم
اره اصلا با اون خوب نبودم از لحاظ جنسی ولی پسرای دیگه واسم جذبه جنسی داشتن من دو هفته با اون پیره بودم ولی واقعا بهم خوش گذشت هر چن د می دونستم اون مرد زندگی من نیست
شاید حقش بود همسرت خیانت ات رو علنی میکرد و خودش رو هم از زندگیت میکشید کنار اونوقت تو * زمان از دست نمی دادی* و میتونستی هر چه سریعتر بری پی خوش گذرانی هات!
اما این مرد اونقدر شرف داره، که حتی به رغم آگاهی از این خیانت، پا روی همه احساس انزجار و تنفرش از رفتار هنجار شکنانه شما بگذاره و آبروی شما رو نبره، شما رو طرد نکنه و صبر کنه ببینه وضعیت این زندگی چی میشه.
شاید اگر میتوانست تاسف و پشیمانی از این اشتباه را در شما ببینه و میتوانستی با رفتارهای عاشقانه به ایشان اطمینان بدهی که امانتدار خوبی برای عشق و همسری ایشان هستی و حریم و چارچوب زندگی را آنطور که شایسته است بعنوان یک زن حفظ میکنی، میشد همان مرد عاشق و گرم سابق که میخواستی.
اما:
اصلا با اون خوب نبودم از لحاظ جنسی ولی پسرای دیگه واسم جذبه جنسی داشتن
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : جمعه 07 تیر 92 در ساعت 22:09
علاقه مندی ها (Bookmarks)