با سلام
در نهایت خودم را با 2 انتخاب روبرو میبیم که جناب بالهای صداقت به درستی به آنها اشاره نموده است:
>>> یا این توان را در خودتون می بینید که می توانید زندگی تون رو سروسامان ببخشید و با همسرتون همین گونه که هست ادامه بدهید و خود را برای مواجه شده با مشکلات بعدی نیز آماده کنید ( از جمله صاحب فرزند شدن و اضافه شدن بر مشکلات فعلی )
با عنایت به انرژی و پتانسیلی که در خودم میبینم ،مطمئنم میتوانم با ماندم به زندگیم سر وسامان بدهم، اما به زندگیی که همسرم در اون تغییر را یک لزوم ببینه،شما فرموده اید ماندن در زندگی با همسرم همانگونه که هست پس قطعا نمیتوانم ،
از پست های دوستان و شما اینگونه فهمیدم ، که برای تصمیم گرفتن باید روی خودم حساب باز کنم و از همسرم هیچ توقعی نداشته باشم ، حتی تغییر یا احساس ندامت
نمیدانم این صحبت از سر تجربه است یا برای توقع نداشتن من از همسرم، و یا یک لزوم برای گرفتن تصمیم درست؟؟؟؟
آیا مقصود شما این است که برای گرفتن تصمیم درست اصلا نباید روی همسرم حساب باز کنم ؟! یا اینکه احتمالات ر ا در نظر بگیرم ؟!
>>> یا اینکه از همسرتون جدا می شوید ، مدتی به بازسازی خودتون و روحتون می پردازید و با شخص مناسبی آشنا می شوید و زندگی دیگری رو بنا می کنید
تصمیماتم این روزها چه از سر احساس و چه از سر عقل به جدایی منتهی می گردد ، به خدا قسم فکر می کنم این تصمیم برای همسرم هم بهتر باشه
اما متاسفانه الان من در حال طی کردن مراحلی قانونی می باشم ، هر روز یک دادگاه و هر روز یک مبحث جدید ، تا حدود خیلی زیادی تصمیماتم منوط به رفتارهای همسرم هست ( عمل و عکس العمل ).
همانگونه که اکثر دوستان واقفند در این شرایط تصمیمات انسان به منفعت های قانونی منتهی می گردد.
موقعیتی که من در آن قرار دارم یعنی یک جور تضاد و درگیری بین رفتن به سمت طلاق یا حرکت به سوی منفعت های قانونی
اگر منظورم را متوجه شده اید ، کمکم کنید تا در این شرایط بدانم کدام تصمیم را باید قربانی دیگری نمایم؟-----------
لیست هایی که نوشته بودید پر از احساس بود ، هنوز در خود مشکل هستی و از مشکل فاصله نگرفته ای ،
از مدیر می خواهم که به لیستتون اضافه کند ، خودم هم در حد توانم اضافه می کنم ، اما به لیستی که منطقی باشه و از احساسات آن کاسته شده باشد... نباید در تنور احساسات دمید ، تا آتش احساسات را شعله ور تر کرد
به نظر خودم در خصوص ضررهای جدایی لیستی عاری از احساس و منطقی تهیه نموده ام ، برای تصمیم گیری بهتر از تاپیک فرشته مهربان و مطالب گذشته تان کمک گرفته ام و به نتایج ذیل رسیده ام:
1-تنهایی
2-لطمه های روحی و روانی بعد از طلاق
3-از دست دادن موقعیت مالی
4-عوض شدن دید اجتماع
5-بیشتر کار کردن و تن دادن به کارهایی ( برای کسب درآمد بیشتر ) که مورد پسندم نمی باشد
6-سرکوب شدن نیازهای عاطفی و جنسی
منتظر اظهار نظر های کارشناسانه ،تجربیات و نظرات همه دوستان در خصوص ضررهای جدایی هستم؟؟
قبلا از همه دوستان تشکر می نمایم








علاقه مندی ها (Bookmarks)