سلام مهربونی عزیز
خوبی؟
همسرت خوبه
چه خوب که هستی
بین مهربونی من هم ترس زیاد دارم البته نه از این نوع ترس هایی که می گی
البته یکمشو دارم از نوع تو .ولی نه انقدر
ولی منم از تنهایی خوابیدن می ترسم و چراغ هارو همه رو روشن می زارم.
یا اگر کسی تو خیابون ازم سوالی بپرسه اولین چیزی که به ذهنم میاد اینکه اون فرد مزاحمه یا دزده و سریع دور می شم ازش....البته به محیط و خود فردم بستگی داره ولی 80 درصد موارد تو خیابون وقتی کسی نزدیکم میشه تپش قلب شدید می گیرم و دلم هوری میریزه پایین........
خیلی دنبال علتش بودم یکی از علتهاش می تونه کم خونی باشه که فرشته مهربون به من گفتن
و من بررسی کردم کم خونی داشتم اونم شدید.
که الان مدتی قرص آهن می خورم نمی دونم دارم تلقین می کنم یا واقعیه ولی ترسم کمتر شده واقعا.........
مورد بعدی که به نظرم میرسه اینکه می تونی با دعا کردن به آرامش برسی.دعا برای سلامتی خودت و اطرافیانت
درمورد حالت تهوع خوب ی واکنش عصبیه
منم تو بیمارستان و آزمایشگاه که وارد میشم حالت تهوع می گیرم.....
تاپیک من رو بخون فکر میکنم کمکت کنه برای من واقعا عالی بود این تاپیک
http://www.hamdardi.net/thread-19838.html
مرا دوست بدار
اندکی،ولی طولانی
علاقه مندی ها (Bookmarks)