
نوشته اصلی توسط
Aram_577
قصد من از سوال سوم ، نقد همسرتون نبود بلکه ذکر مواردی بود که یک کار و یا تصمیمی را خودتان اجرا کردید و از آن احساس خوشحالی قابل توجه و یا ناراحت قابل توجهی رو تجربه کردید.
انگار نمی تونم به طور مستقل به خودم فکر کنم! همش فکرم میره سمت شوهرم!
کاملا مشهود است که تمام توان ذهنی شما بر روی حرکات و سکنات و گفتارهای شوهرتان فوکوس کرده، و این کار پیشرفتتان را با چالش مواجه میکند.
دقیقن!
پس سایر موضوعات و مخلوقات عالم کجای زندگی شما نقش ایفا میکنند!!؟؟!
نمی دونم والا!
هر دوی شما زن و شوهر ، نیازمند شدید به توجه هستید. فقط عکس العملتان در برابر بی توجهی متفاوت است.
من دائما دارم به او توجه می کنم! مطمئن هستم او متوجه این مسئله هست!
جالبترین نتیجه ای که من از نوشتارتان گرفتم شباهت شما به همسرتان است!هر دوی شما گویا در نهانگاه ذهنیتان سرویس دادن ویژه به خانواده مادری خود را جزو آرزوهای خود قرار داده اید. فکرتان مشابه است اما در عرصه عمل ، تفاوت در عملکرد مشاهده میگردد.
بله همینطوره. دلم میخواست بیشتر می تونستم به خانواده ام سر بزنم. دلم میخواست گاهی برای خواهر و برادرم کاری کنم. ولی حتی نتونستم یه داماد خوب رو براشون بیارم. شوهرم من طوری رفتار میکنه که به شدت اون ها رو معذب میکنه. نمیشه بهش نزدیک شد حتی.
خواهر گرامیم خانم she! نیاز به
یک تکانه شدید در روحیات
و طرز نگاه خود به توانمدیهایش
و تصوراتش از اطرافیانش دارد.
احساس ناتوانی، استیصال، شکست، به بن بست رسیدن ...این ها احساس منه راجع به خودم و زندگیم.
.
.
.
.
.
راه حل؟ :
یک روش میتواند این باشد که باید تجربه ای جدید از درونش شعله ور کنم.
برای اینکار بعنوان شروع میتوان از انجام عملی بر خلاف ترسهای فردی او آغاز کرد.
مثلا اگر از شیرجه زدن در آب از ارتفاع بلند هراس دارد باید دقیقا این عمل را انجام دهد
تا اولین تجربه درونی خود را از انجام عملی بر خلاف عرف ذهنیش، صورت داده باشد.
این میتواند شروع شکستن قالب سازی درونی خانم she باشد.
سودی که از انجام این اعمال معکوس به ایشان خواهد رسید ، ریخته شدن ترس از ترسهایش است.
و رسیدن به یک تجربه ساختار شکنی از درونش که برای اقدامات بعدی لازم خواهد بود.
حال میتوان به شکستن بتهای خود ساخته ایشان نسبت به همسر و اطرافیانش پرداخت.
مثلا: یک کار خلاف عرف ذهنی خود در رابطه با شوهر و یامادر شوهر انجام دهد که البته منطقی نیز باشد،
در این شرایط چون ایشان تجربه هورمونی هیجانی افعال معکوس را قبلا بدست آورده ، بهتر میتواند با جرات به سمت انجام این عمل معکوس درباره همسر و یا خانواده همسرش (که برایش شده اند "بت قالب ساز رفتاری") قدم بردارد.
این افعال معکوس باید با درایت و به درستی و به تدریج انتخاب و عملیاتی گردند.
این قالب سازی ها یک شبه ایجاد نشده که بتوان یک شبه هم برطرف گردند لذا باید به ایشان تاکید در صبر و استقامت در طول بازه زمانی لازم توصیه گردد.
و همچنین یاد آوری تجربیات عملی خوب یا بد قبلیش کمک کننده خواهد بود.
از هر آنچه هراس داری، به سمتش برو و به آن عمل کن
علاقه مندی ها (Bookmarks)