با سلام ....
عشق ابدی ، من هم دقیقا شرایطی مشابه شما رو دارم با این تفاوت که من پسرم و دقیقا میتونید شرایط من رو با خواستگار خودتون مطابقت بدید . من هم با دختری در دانشگاهمون آشنا شدم و بعد از اینکه دیدیم از تمام جهات با هم تفاهم داریم تصمیم گرفتیم که به ازدواج فکر کنیم . بنده بعد از دو ماه خانوادم رو در جریان گذاشتم و مادرم رو به دیدن ایشون بردم . در نگاه من این دختر خانم هیچ مشکلی نداشت چون با شناختی که از وضع بد جامعه امروزی داشتم و اعتمادی که نمیتونستم به تمام دخترها کنم ولی با مشورت چند نفر از بزرگتهای فامیل و یک راهنمای مشاور تونستم مطمئن بشم که این خانم و خانوادشون هیچ مشکل اخلاقی ندارن و از نظر اعتقادی بسیار به هم نزدیکیم . اما مادر بنده بعد از دیدن این خانم و صحبت کردن باهشون به من گفتن که من صلاح نمیدونم دلیل رو که پرسیدم مادرم گفت که از نظر قد از شما کوتاهتره (حدود 150 سانت قد این خانم) و پوست ایشون هم سبزه است . دلایلی که در ابتدا برای من بسیار خنده دار ولی کم کم باعث شد که تبدیل به مهمترین چالش در امر ازدواج ما بشه .
این موضوع بارها از طرف خانوادم عنوان شد که ما دوست داریم دختر مناسب تری رو برات بگیریم . این طرز فکر خانوادم فارغ از هرگونه توجه به خصوصیات خوب اخلاقی و رفتاری این خانم بود و حتی حاضر نشدن که بیشتر با خانواده ایشون آشنا بشن و فقط به همین ایراد اکتفا کردن .
ما (من و دختر خانم )برای حل این مشکل چندین نوبت پیش مشاوره رفتیم و بعد از انجام صحبتهای زیاد مادر بنده هم پیش مشاوره اومدن و مشاوره ایشون رو متقاعد کردن که دلایل مناسبی رو برای رد کردن این دختر انتخاب نکردن و با فوت و فن خودشون مادر من رو برای خواستگاری راضی کردن .
البته من در این بین چند نفر از بزرگای فامیل رو در جریان گذاشتم تا پادر میونی کنن چون واقعا میترسم چند سال دیگه حسرت داشتن همسری با این خصوصیات رو بخورم . ضمن اینکه این دختر هم همه جوره پشت من بوده و حاضره بخاطر من چندسال منتظر بمونه.
توصیه من به شما مشاوره گرفتن و پیشنهاد مشاوره به پسر و خانوادش ( که باید از طرف خود پسر انجام بشه) و پا در میونی بزرگای فامیل هست چون در مورد بنده تا اینجا جواب داده
و البته توکل بخدا ...
ایشاله که شمام به هم میرسین








علاقه مندی ها (Bookmarks)