سلام سبکتکین عزیز
دلمون برات تنگ شده بود حسسسسابی
البته همه دوستان صاحب نظر دیگه هستن. من زیاد تجربه ندارم.
ولی چند تا سوال،
دوست عزیزم، چرا با پدر مادرت نمیتونی زندگی کنی؟
بعد از طلاق، به مشاوری مراجعه کردی؟
نظرت راجع به پیش مشاور رفتن چیه؟
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
سلام سبکتکین عزیز
دلمون برات تنگ شده بود حسسسسابی
البته همه دوستان صاحب نظر دیگه هستن. من زیاد تجربه ندارم.
ولی چند تا سوال،
دوست عزیزم، چرا با پدر مادرت نمیتونی زندگی کنی؟
بعد از طلاق، به مشاوری مراجعه کردی؟
نظرت راجع به پیش مشاور رفتن چیه؟
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
تشکرشده 1,958 در 415 پست
دختر مهربون عزیز سلام
ممنون عزیزم من هم دلم برای همتون تنگ شده .
پیش پدر و مادرم نمی تونم زندگی کنم چون اونا خودشون خدای مشکلاتن . دائما دعوا و جر و بحث . یه روزم که تو هفته میرم خونشون از استرس می میرم و دوست دارم زود برگردم خونم . خودم کم بدبختی دارم میرم اونجا بدبختیام صد برابر میشه .
آره رفتم ولی هیچ بهتر نشدم یعنی مقطعی خوب میشم ولی باز همون آش و همون کاسه . خودم دیگه از دست خودم خسته شدم بس که آدم احساساتی هستم . این داره خودمو داغون میکنه ., و به دیگران اجازه میده از احساساتم سواستفاده کنن و بدونن من همیشه می بخشمشون هر کاری بکنن
- - - Updated - - -
دختر مهربون عزیز سلام
ممنون عزیزم من هم دلم برای همتون تنگ شده .
پیش پدر و مادرم نمی تونم زندگی کنم چون اونا خودشون خدای مشکلاتن . دائما دعوا و جر و بحث . یه روزم که تو هفته میرم خونشون از استرس می میرم و دوست دارم زود برگردم خونم . خودم کم بدبختی دارم میرم اونجا بدبختیام صد برابر میشه .
آره رفتم ولی هیچ بهتر نشدم یعنی مقطعی خوب میشم ولی باز همون آش و همون کاسه . خودم دیگه از دست خودم خسته شدم بس که آدم احساساتی هستم . این داره خودمو داغون میکنه ., و به دیگران اجازه میده از احساساتم سواستفاده کنن و بدونن من همیشه می بخشمشون هر کاری بکنن
[poem]يك عمر هر دردي به من دادي حس مي كنم عين نيازم بود
جايي كه افتادم به پاي تو زيباترين جاي نمازم بود
هر جاي دنيايي دلم اونجاست من كعبه مو دور تو ميسازم
من پشت كردم به همه دنيا تا رو به تو سجاده بندازم[/poem]
barani (دوشنبه 17 تیر 92), کلانتر جو (دوشنبه 30 بهمن 96), ویدا@ (دوشنبه 17 تیر 92), بی نهایت (دوشنبه 17 تیر 92), دختر مهربون (دوشنبه 17 تیر 92)
تشکرشده 28 در 11 پست
دوست من سلام
نوشته هایت رو خوندم
تو رو خیلی خیلی خوب درک میکنم
ایام بعد از جدایی وحشتناکه
من هم جدا شده بودم
اما تنها زندگی نکردم و پیش مامان و بابا بودم و به قول تو مشکلات اونها اوضامو بدتر هم میکرد
دورت شلوغه اما کسی نیست که کاملا درکت کنه
نمیدونم دقیقا چرا جدا شدی
اما الان سعی کن قوی باشی
هیچ کس نمیتونه به اندازه خود ما کمکمون کنه
سعی کن سر خودت را با یک موضوع جدید مثل تحصیل یا یاد گرفتن چیزی گرم کنی
سعی کن کتاب بخونی
موزیک گوش بده
با خودت مدام تکرار کن که من این اوضاع رو تغییر خواهم داد
میدونم که ایام سختی را پشت سر گذاشتی و الان هم روز های سختی داری
اما فراموش نکن
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندش
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
barani (دوشنبه 17 تیر 92), کلانتر جو (دوشنبه 30 بهمن 96), دختر بیخیال (پنجشنبه 14 فروردین 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)