خیییییییلی ممنون،توی این تاپیک یاد گرفته ام که همانگونه دیگران بدون منت، کمکم می کنند من هم توی همه شرایط زندگی به کسایی که میتونم کمک کنم
پس به نظر چندان هم غیر منطقی نیست( با شخصیت مرزی ).
راست میگویید ناخودآگاه یاد دورانی افتادم که خانومم با همین خواهرش که الان شده منجی نجاتش و آزادیش و حتی دایه بهتر از مادر ، حدود 2 سال با هم قهر بودن و بالاخره با نصیحت های من با هم دیگه آشتی کردن ( البته دلیل قهرشون رو هم هنوزم که هنوزه نفهمیدم )، یادم میاد همین خواهرش ، همسرم ر و به اتهام دزدی ( البته یه جور بهونه بود ) از محل کارش انداخت بیرون ، با اینکه که من خیلی خیلی از دست خواهر خانومم ناراحت شده بودم ، و با خانومم می گفتم اگه به تو توهینی بشه انگار که به من توهین شده، اما بازهم به خانومم میگفتم که نباید به خاطر همچین مسائلی رابطه خواهریتون از بین بره و باید مشکلتون رو منطقی حل کنید و دوباره سعی در تجدید ارتباطشون کردم
بگذریم که همسرم هیچوقت نفهیمید و درک نمی کرد که چرا من ناراحت شدم و چرا آشتیشون میدادم ، تازه منم متهم می کرد که تو از خواهرم بدت میاد
یه جمله گفتین تنم لرزید "حتی ممکن است به ایجاد دوستی های جدید مبادرت کرده باشد"
از صمیم قلبم برای همسرم دعا میکنم که از دایره حیا و عفت خارج نشه،
علاقه مندی ها (Bookmarks)