ممنون که به تاپیکهام جواب میدین.
کلی نوشتم اما نمی دونم سایت مشکل داره یا سیستم من هنگ می کنه اطلاعات سند نمیشه.
دراینکه خانواده ام کمبود محبت دارن و مشکلات دارن شکی نیست اما من دیگه توان ندارم بار مشکلات بقیه رو به دوش بکشم. خسته تر از اونیم که به بقیه هم فکر کنم اما بازم بخشی از ذهنم درگیر همین بقیه ست. از خانواده گرفته تا فامیل و دوست و آشنا.
مشاور قبلا بهم گفته که دارم رابین هود بازی در میارم و نباید انقدر به بقیه فکر کنم اما نمی دونم چرا نمیشه و همش فکر بقیه تو مغزم رژه میره. همش میگم من خودم این همه مشکل دارم دیگه کششی واسه فکر کردن به مشکلات دیگران ندارم اما نمیشه که نمیشه. کافیه یکی باهام درد و دل کنه. من حتی بخاطر دیگران و مشکلاتشون گریه هم می کنم.
راجع به کلاس ورزشی یه ورزشی می خوام که از لحاظ روحی تخلیه بشم. ذهنم خالی بشه. همچین ورزشی هست؟
در مورد بابام باید بگم خودخواه ترین آدم روی زمینه فقط به فکر خوشی و لذت خودشه و فکر نمی کنم بهش بد بگذره. تو بدترین شرایط اون به فکر خودشه و اصلا براش مهم نیست ما مرده باشیم یا زنده. فکر می کنه همین که خرج خونه و خورد و خوراکو میده خیلی لطف کرده به ما.
با ورزش زودرنجی و کینه ای بودن و نفرت از آدما از بین میره به نظرتون؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)