به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53

Threaded View

  1. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahan26 نمایش پست ها
    با زبون روزه از خدا گله دارم که روزگار سیاهی رو برام هدیه داده ....
    چقد باید زجر بکشم ؟؟؟؟؟؟ا
    خدایا شکرت !!
    مردم وقتی پسرشون ازدواج میکنه همه کمک میکنن اما چون من سرنوشتم سیاهه و بدبختم ؛
    هیچکسی کمکم نمیکنه !!!!!!!!!!!


    اگر همش بگيد من بد بختم واقعا بدبخت ميشيد.چون نمونشو از نزديك ديدم...

    برادر من وقتي ميخواست ازدواج كنه پول زيادي نداشت وكارشو تازه شروع كرده بود.با هزار زحمت به همسرش رسيد.اون كه هيچوقت نماز نخونده بود شبا ميديدم تا نصف شب گريه ميكنه وصداي هق هقشو ميشنيدم كه بعد نمازش باخدا صحبت ميكرد...(البته بهتره هميشه با خدا باشيم)
    اونم تقريبا شرايط شما رو داشت اما خودش مثل شما نبود ونااميد نشد...
    باهزار زحمت بابامو راضي ميكرد براي تك تك مراسمش بيان...
    روز بله برونش بابام ميخواست مراسمشو به هم بزنه.يعني تهديدش كرد وبرادرم اونقد انرژي گذاشت تا اينكارو نكنه.از عصبانيت داشت ميمرد اما حرفي نميزد كه همه چي خراب بشه چون به انتخابش اطمينان داشت.(البته استدلال بابام اين بود كه اون دختر يكسال بزرگتره وميدونم بچم دلش سرد ميشه)
    بابام پول داشت اما يك قرون به برادرم نداد.حتي به عنوان قرض...
    ميخواست بهش فشار بياره تا خسته بشه...اما اون مرد بود وهمه فشارارو تحمل كرد تا به مقصودش رسيد. البته اين اول ماجراست وشما هميشه بايد بدونيد بعد ازدواج نبايدخانوادتون فكركنن اون دختر شما رو ازشون دزديده.يعني بايد محبتتون به خانوادتون بيشتر از قبل باشه اما اعتدالو حفظ كنيد.
    خانوادتون دوستتون دارن اما هميشه گفتن دشمن دانا بلندت ميكند برزمينت ميزند نادان دوست.
    شما مسئوليت همه كارهاتونو به عهده بگيريد ونزاريد فكر كنن اگر اشتباه كرديد اونا هستن كه بايد تاوانشو پس بدن...طول ميكشه اما همه چي درست ميشه.
    ببينيد در مورد دختر هم بايد بگم اين شما هستيد كه ميتونيد دلشو به دست بياريد.
    هيچوقت هيچوقت هيچوقت قهرو آشتيتونو به خانواده ها نگيد.الان هردوتون تحت فشارين.


    من ميدونم اگر نا اميد نشيد حتما موفق ميشيد اين دوره سختو پشت سر بزاريد.



    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahan26 نمایش پست ها
    با زبون روزه از خدا گله دارم که روزگار سیاهی رو برام هدیه داده ....
    چقد باید زجر بکشم ؟؟؟؟؟؟ا
    خدایا شکرت !!
    مردم وقتی پسرشون ازدواج میکنه همه کمک میکنن اما چون من سرنوشتم سیاهه و بدبختم ؛
    هیچکسی کمکم نمیکنه !!!!!!!!!!!


    اگر همش بگيد من بد بختم واقعا بدبخت ميشيد.چون نمونشو از نزديك ديدم...

    برادر من وقتي ميخواست ازدواج كنه پول زيادي نداشت وكارشو تازه شروع كرده بود.با هزار زحمت به همسرش رسيد.اون كه هيچوقت نماز نخونده بود شبا ميديدم تا نصف شب گريه ميكنه وصداي هق هقشو ميشنيدم كه بعد نمازش باخدا صحبت ميكرد...(البته بهتره هميشه با خدا باشيم)
    اونم تقريبا شرايط شما رو داشت اما خودش مثل شما نبود ونااميد نشد...
    باهزار زحمت بابامو راضي ميكرد براي تك تك مراسمش بيان...
    روز بله برونش بابام ميخواست مراسمشو به هم بزنه.يعني تهديدش كرد وبرادرم اونقد انرژي گذاشت تا اينكارو نكنه.از عصبانيت داشت ميمرد اما حرفي نميزد كه همه چي خراب بشه چون به انتخابش اطمينان داشت.(البته استدلال بابام اين بود كه اون دختر يكسال بزرگتره وميدونم بچم دلش سرد ميشه)
    بابام پول داشت اما يك قرون به برادرم نداد.حتي به عنوان قرض...
    ميخواست بهش فشار بياره تا خسته بشه...اما اون مرد بود وهمه فشارارو تحمل كرد تا به مقصودش رسيد. البته اين اول ماجراست وشما هميشه بايد بدونيد بعد ازدواج نبايدخانوادتون فكركنن اون دختر شما رو ازشون دزديده.يعني بايد محبتتون به خانوادتون بيشتر از قبل باشه اما اعتدالو حفظ كنيد.
    خانوادتون دوستتون دارن اما هميشه گفتن دشمن دانا بلندت ميكند برزمينت ميزند نادان دوست.
    شما مسئوليت همه كارهاتونو به عهده بگيريد ونزاريد فكر كنن اگر اشتباه كرديد اونا هستن كه بايد تاوانشو پس بدن...طول ميكشه اما همه چي درست ميشه.
    ببينيد در مورد دختر هم بايد بگم اين شما هستيد كه ميتونيد دلشو به دست بياريد.
    هيچوقت هيچوقت هيچوقت قهرو آشتيتونو به خانواده ها نگيد.الان هردوتون تحت فشارين.


    من ميدونم اگر نا اميد نشيد حتما موفق ميشيد اين دوره سختو پشت سر بزاريد.


  2. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    mahan26 (سه شنبه 25 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قلبم داره میترکه
    توسط بی _پناه در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 21:51
  2. میترسم هرگز ازدواج نکنم
    توسط lida afshari در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 تیر 92, 21:13
  3. از مریض بودن همسرم میترسم!
    توسط mehr-banoo در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 21:24
  4. از اینده میترسم
    توسط selin در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 فروردین 92, 13:12
  5. از رو برو شدن با خواهر شوهرم میترسم
    توسط aphd در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آبان 91, 11:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.