به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 48

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمی دونم تابستونها ساعت کار کتابخونه ها چطوره. اگه به من باشه کلا دلم می خواد خونه نباشم. متاسفانه تو خونه ی ما واسه هر کاری باید جواب پس بدی. مثلا اینکه چرا میری کتابخونه مگه خونه چشه بشین تو خونه بخون. تازه اگه بفهمن کتاب درسی نیست دیگه بدتر مسخره هم می کنن تازه. یکیش همین داداشم که دلم خونه از دستش با 36 سال سن بیکار و علاف نشسته همش دستور میده و غر میزنه. دل مامانمو خون کرده مامانم همش فشارش بالاست از دستش.
    این کلاسهایی که گفتین هزینه اش بالاست من هنر کنم همین کلاس ورزشو بتونم برم. تدریس هم نمی دونم زیاد دوست ندارم الانم که تابستونه و تعطیلات. واقعیتش اعتماد به نفس این کارو ندارم مخصوصا این روزا که فکر کنم صفر شده باشه اعتماد به نفسم.
    کتابخونه رو میرم ببینم چه وقتهایی بازه و اگه بشه حتما میرم واسم مهم نیست چی میگن. در مورد رسیدن به خودم من خیلی وقته که این تصمیمو گرفتم و عملیش هم کردم یعنی فقط رنگهای شاد و مدلهایی که تو دلمه می پوشم آرایش هم زیاد اهلش نیستم راستش تحمل ندارم مردها نگام کنن بعضی وقتها در حد یه رژ آرایش می کنم. قیافه ام خوبه و کاملا راضی ام. ما دخترها هیچ وقت نمی تونیم واسه دل خودمون زندگی کنیم.
    دفترچه هامو یه روز که خیلی ناراحت بودم بردم تو کمد گذاشتم که چشمم بهشون نیفته اما میرم میارمشون. قبلا کتاب می خوندم تا دو روز حالم خوب بود میزدن تو حالم که این موقتیه دو روز دیگه باز حالت بده. عوض دلگرمی دادنشونه.
    در مورد هدف هنوزم سر در گمم واقعا نمی دونم چی دوست دارم همه چی دوست دارم اما نمی دونم کدوم رو دنبال کنم. من از اولش هم زیاد رشته مو دوست نداشتم. همیشه عاشق کارهای هنری بودم. مثلا آشپزی رو دوست دارم خیلی. دوست دارم ابتکار به خرج بدم یا کارهایی که با دست انجام میشه رو خیلی دوست دارم اما نمی دونم چطوری با این چیزا میشه درآمد کسب کرد. در مورد ایجاد شغل چیزی نمی دونم.
    به هر حال من می خوام قدم اول رو بردارم. امروز بعد از مدتها لبخند زدم. حتی امروز رو روزه گرفته بودم و بعد از مدتها نماز خوندم. اون نمازی که دلم می خواست نبود یعنی نماز خوندم بدون دعا کردن. زبونم باز نمیشه به دعا. خیلی وقته دعا نکردم. نمی دونم چون از خدا نا امید شدم هم انگاری قهرم هم شرمنده ام که نا امید شدم. یه حسی بین هر دوی اینها.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ندای درون تشکرکرده است .

    Eram (سه شنبه 25 تیر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.