سلام ترانه جان خوبی ؟ من شما رو خوب به یاد دارم عزیزم
عزیزم ترس این رو داری که یک روز همسرت شما رو رها کنه ؟ اگر این ترس رو داری تا میتونی باید همسرت رو به خودت وابسته کنی . که دیگه این حرف ها رو نزنه .
وقتی بهت میگه من از اونجا برمیگردم و تو هم اگر دوست داری بیا و اگر دوست نداری بمون همونجا ... شما چی جوابش دادی ؟
من اگر جای تو بودم ، مستقیم بهش میگفتم که من بدون تو هیچ جا نمیمونم . هر جا تو بری منم همون جا هستم . اصلا بچت رو هم میاریم پیش خودمون ( حتی اگر غیر ممکن باشه ، این حرف رو بزن )
عزیزم یکی از سیاست هایی که باید به کار ببری که قبلا هم توی تاپیک های قبلیت دوستان بهت میگفتن اینه که تا میتونی طوری رفتار کنی که همسرت یک کوچولو هم احساس نکنه که تو روی اون بچه حساس هستی . و تا میتونی خودت رو به همسرت نزدیک کنی و صمیمیت رو افزایش بدی .
این 2 تا کار رو باید انجام بدی ، هر جوری که هست . و با دست روی دست گذاشتن مشکلت حل نمیشه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)