با سلام و تشکر از همه عزیزان
دلایل شکست قبلی رو به من گفته و حتی سهم خودش رو هم صادقانه گفته.بی اعتنایی و عدم عشق به همسر قبللیش که فاصله ها را بین اونا زیاد کرده بود.بطوریکه وقتی همسر ایشان قصد جدایی داشت ایشان تا روز آخر مخالف بودند.همسر قبلی او اصلا کسی نبود که او می خواست چرا که از نظر وی زن باید هم رده مرد باشد در تحصیلات،اطلاعات،دیدگ اه و حتی اعتقادات.اما وی با انتخابی اشتباه کسی را به همسری گزید که از تمام لحاظ پایین تر از خودش بود.بطوریکه وی اذعان میکرد نمی توانست به وی احترامی که باید به همسر نهاد را بجا آورد.حتی میگفت که همسر قبلی اش زن بدی نبود اما هیچگاه نتوانست در همه زمینه ها رضایت شوهرش رو تامین کنه.حتی در پوشش هم حرف شوهرشو قبول نمی کرد.و بقول او اشتباه و گناه اصلی را خودش با انتخاب اشتباه اش مرتکب شده بود!
وقتی هم که میخواست بخاطر فرزندشان جبران کند،و دست از اختلافات بکشد،خانم سابقش کوتاه نیومد!البته او هرگز از زندگی قبلیش راضی نبود و همیشه با اکراه از اون روزا میگه.برخی مسایل ریز و خصوصی هم که به من گفت تا حدود زیادی دلیل جداییش رو توجیه کرده.