سلام


طلاق هم میتونه یه راهکار باشه.اما طلاق رو بذارید اخرین اخرین اخرین راهکار.اول سعی در ساختن این زندگی و مهمترین بخشش یعنی ساختن اینده فرزندتون بکنید.شما الان علاوه بر یک همسر یک مادر هم هستید.


به نظرم شما ادمی هستید که خیلی اهل مراعات باشید.شاید نیاز به کمی اقتدار در کلام و رفتارتون باشه.اونم در مورد حقوقی که نمیشه از شما دریغ کرد.ببخشید این مثال رو میزنم.شاید باید یک کم از لباس میش خارج بشید و ... .البته در کمال احترام به طرف مقابل و بدون اسیب زدن و تحقیر شخصیت ایشون.


باید ریشه این رفتارها رو در ایشون پیدا کنید.از انجام هر کاری که ذره ای اعتماد ایشون رو خدشه دار کنه بپرهیزید.ولی اگه واقعا ایشون بیمار گونه دچار افکار اینچنینی هستند بهترین گزینه مشاوره حضوری است.


البته اینها که من میگم به استناد حرفهای شماست و یه جورایی یه طرفه به قاضی رفتن.ایشون هم حتما دلایلی دارن واسه برخورداشون.شایدم مشکل بددل بودن دارن(طبق فرمایش خودتون).که در اینصورت خیلی خوبه بتونید قانعش کنید برای رفتن پیش مشاور.گرچه به نظرم ایشون خیلی راحت این موضوع رو نمی پذیرند.

ان شاءالله مدیران ، کارشناسان و بچه های باسواد و با شعور تالار میان و بیشتر کمکتون می کنن.


فقط خدا