سلام دوست عزیز
یه گله همین اول میکنم اونم اینه که شما که دختر معتقدی هستید دیگه بهتر می دونید خود خدا هم تو قرآن گفته که چه بسیارند چیزهایی که دوست دارید ولی به ضرر شماست..... پس با خدا دوست باش. بهش اعتقاد دارید ولی اعتماد ندارید.
ببینید من فکر می کنم اینا به خاطر تنهاییه فکر کنم دوست صمیمی که مدام باهاش برید بیرون و یا تفریح خاصی ندارید همچنین تاثیری که از زندگی دیگران گرفتید اینکه اطرافیان شما تو سن کمتر خواستگار دارن و اونایی که ازدواج کردن موفق شدن. ولی سن شما سنی نیس که از حالا بخاطر ازدواج اینقدر دپرس شید شما تو این سن باید سرحال و پر انرزی باشید.
به اینم فکر کنید که زندگی مشترک هم محدودیت و هم مسئولیت هایی داره که دوران خوش مجردی نداره. اون خانمی که تو 16 سالگی ازدواج کرده چیزیو از دست داده که شما الآن قدرشو نمی دونید اون خانم حتی به دوران جوونی هم نرسید تو نو جوونی ازدواج کرد.نتونست یه خاطره از دوران مجردی که توش می شه کلی عشق کرد داشته باشه.
یه چیز دیگه شما گفتید تو مجالس زنونه شرکت می کنید فکر کنم می خواید ازدواجتون سنتی باشه ولی پسرا کمتر این شیوه رو می پسندن.شما که بری سر کار و توی اجتماع احتمال زیاد مشکلتون حل میشه.
و اما آخری که از همه مهمتره شما اگه دختر نجیبی هستی اول از همه نجابتتونو برای خودتون حفظ کردید وقتی گفتید پسرا دخترای نجیبو بیشتر می پسندن من فکر کردم (اگه اشتباه کردم ببخشید) اولویت نجابتتون اینه.
دوستمونم حرف خوبی زدن اینکه بدونید از زندگی چی می خواید. تا آخر عمر هم اگه مجرد بمونید بهتره تا یه ازدواج نا موفق.
می بخشید اگه حرفام خیلی جنبه ی نصیحت داشت
- - - Updated - - -
اینم بخونید
http://www.hamdardi.net/newpostinthread28246.html









علاقه مندی ها (Bookmarks)