دردا که تا به روی تو خندیدم
در رنج من نشستی و کوشیدی
اشکم چو رنگ خون شقایق شد
آن را به جام کردی و نوشیدی
تشکرشده 85 در 57 پست
دردا که تا به روی تو خندیدم
در رنج من نشستی و کوشیدی
اشکم چو رنگ خون شقایق شد
آن را به جام کردی و نوشیدی
تشکرشده 88 در 53 پست
یاد کن از ما شدن ، آن همه زیبا شدن
در نفس تند عشق، آن شب آرام را
تشکرشده 88 در 53 پست
این من مسجد نشین عاشق سجاده را
مدتی هم ساکن میخانه کردم برنگشت
pone20 (پنجشنبه 14 شهریور 87)
تشکرشده 85 در 57 پست
تمام هستی ام بود و نفهمید
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
تشکرشده 14 در 11 پست
در تردد هر که او آشفته است
حق به گوش او معما خوانده است
تشکرشده 14 در 11 پست
تا من وتوها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرغ جانان شوند
تشکرشده 14 در 11 پست
تا منو تو ها همه یکسان شوند
عاقبت مستغرغ جانان شوند
تشکرشده 14 در 11 پست
همون جانان درست بودا !!!
تشکرشده 14 در 11 پست
جان رو گفتم!!!
خودمم غاتی کردم
تشکرشده 85 در 57 پست
از بس با خودت مشاعره کردی اینجوری شدیا
parmis08 (پنجشنبه 14 شهریور 87)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)