سلام دنیای من.
کاملا میفهممت چون خودم موقعیت های مشابهی داشتم که به قول دوستان بیخودی چنین دعوایی راه افتاد.منم زیاد سر در نمیارم (البته الان یکم بیشتر درکش میکنم ، اتفاقات خیلی جزئی اما گاهی باعث بهانه گیریش میشه.بیشتر برمیگرده به اینکه سر کار چی بهش گذشته )چرا گاهی همسرم اینطوری میشه و میخواد از درز دیوار هم ایراد بگیره.
اما همه حرفایی که دوستان گفتن درسته و واقعا شرایط سخی همسرت دارن (از صبح کار کردن گرما تشنگی...) اینکه شما چی کار کنی برمیگرده به اینکه همسرت قبلا چطوری آروم میشده.مثلا اگر باهاش یکبار صحبت کنی خیلی محکم اما بدوون توهین و بدون ترس و گریه و... بگی تا کی قراره این وضع ادامه داشته باشه؟چه اتفاق مهمی افتاده که تورو تا این حد رنجونده؟ من برای رفع ناراحتی تو باید چه اقدامی کنم؟ (حتما اینو بپرس چون احتمال داره صادقانه بهت بگه چی کار کنی)... (البته اگه قبلا با حرف زدن مشکلتون حل میشد)
ممکنه با بی محلی شما ، اونم خسته شه و برگرده به حالت قبلش.
ممکنه لازمه فضارو طنز کنی.سخته اما گاهی اینجوری از جو بیرون میان مردا.مثلا پیشنهاد رابطه بده و کارهای جالب کن یا دونفری برین پارکی جایی بگردینو سعی کن از تغییر موقعیت برای تغییر حالتون استفاده کنی.خلاصه فضارو از حالت ناراحتی دربیار (گاهی وقتی مردا میرن تو یک مودی برای مدتی ،فقط دیگه حالشو ندارن ازون مود دربیان همین یعنی شاید تو دلشون هم ناراحتی خاصی نباشه اما یه جورایی نمیخوان از اون قیافه گرفتنشون خارج شن و اینجور موقع ها فقط باید فضارو عوض کرد.برای ما گردش دونفری و داشتن رابطه برامون خیلی تاثیر داره)
ممکنه با نامه بهتر جواب بده (برمیگرده به نظر شما از شناخت همسرتون)
ممکنه هم همسرت تایم داشته باشه.مثلا چند روز باید بگذره تا به حال عادی برگرده.اینطوریه؟قبلا چقدر طول میکشیده؟
- - - Updated - - -
سلام دنیای من.
کاملا میفهممت چون خودم موقعیت های مشابهی داشتم که به قول دوستان بیخودی چنین دعوایی راه افتاد.منم زیاد سر در نمیارم (البته الان یکم بیشتر درکش میکنم ، اتفاقات خیلی جزئی اما گاهی باعث بهانه گیریش میشه.بیشتر برمیگرده به اینکه سر کار چی بهش گذشته )چرا گاهی همسرم اینطوری میشه و میخواد از درز دیوار هم ایراد بگیره.
اما همه حرفایی که دوستان گفتن درسته و واقعا شرایط سخی همسرت دارن (از صبح کار کردن گرما تشنگی...) اینکه شما چی کار کنی برمیگرده به اینکه همسرت قبلا چطوری آروم میشده.مثلا اگر باهاش یکبار صحبت کنی خیلی محکم اما بدوون توهین و بدون ترس و گریه و... بگی تا کی قراره این وضع ادامه داشته باشه؟چه اتفاق مهمی افتاده که تورو تا این حد رنجونده؟ من برای رفع ناراحتی تو باید چه اقدامی کنم؟ (حتما اینو بپرس چون احتمال داره صادقانه بهت بگه چی کار کنی)... (البته اگه قبلا با حرف زدن مشکلتون حل میشد)
ممکنه با بی محلی شما ، اونم خسته شه و برگرده به حالت قبلش.
ممکنه لازمه فضارو طنز کنی.سخته اما گاهی اینجوری از جو بیرون میان مردا.مثلا پیشنهاد رابطه بده و کارهای جالب کن یا دونفری برین پارکی جایی بگردینو سعی کن از تغییر موقعیت برای تغییر حالتون استفاده کنی.خلاصه فضارو از حالت ناراحتی دربیار (گاهی وقتی مردا میرن تو یک مودی برای مدتی ،فقط دیگه حالشو ندارن ازون مود دربیان همین یعنی شاید تو دلشون هم ناراحتی خاصی نباشه اما یه جورایی نمیخوان از اون قیافه گرفتنشون خارج شن و اینجور موقع ها فقط باید فضارو عوض کرد.برای ما گردش دونفری و داشتن رابطه برامون خیلی تاثیر داره)
ممکنه با نامه بهتر جواب بده (برمیگرده به نظر شما از شناخت همسرتون)
ممکنه هم همسرت تایم داشته باشه.مثلا چند روز باید بگذره تا به حال عادی برگرده.اینطوریه؟قبلا چقدر طول میکشیده؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)