به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 65
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    اگه خیلی سخت شد ولش کن!
    میخام تو موقعیت های مختلف شخصیت هاتون رو بررسی کنی. همین.

  2. #32
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    آسمانی جان، یه چیزی ازت میخام.
    .
    اگر قبول کردی حرفمو باید با آرامش انجامش بدی. باشه؟
    .
    تمرین اول : خودت رو بذار جای اون آقا. تو مرد باش با شخصیت ایشون و همون رفتارهای ایشون رو انجام میدی و فرض کن اون زن هستش با شخصیت تو.

    همون حرف های ایشون رو خطاب به آسمانی تکرار کن. همون حالات و رفتار رو تکرار کن. خوب بهش فکر کن.
    چه احساسی در مورد خودت داری(به عنوان یه همچین مردی)؟ چه احساسی در مورد زن طرف مقابلت داری (به عنوان آسمانی)؟ چرا ؟
    .

    تمرین دوم : تو مرد باش با شخصیت خودت (نه شخصیت ایده آل ات از یه مرد) و او زن با شخصیت ایده آل ات از یه زن در همچین موقعیتی و سایر موقعیت هایی که تا حالا داشتین.
    حالا بجای حرف هایی که ایشون در موقعیت های مختلف بهت زده بگو اگر خودت یه مرد بودی چکار میکردی؟ دقیقن چه کار میکردی؟
    زن ایده آل تو در مقابلت چه واکنشی داشت؟ این زن چه تفاوت هایی با تو داره؟
    .
    هر دوی این ها تمرین های سختی هستند. زمان و تمرکز لازم داره.
    بعضی نکات و احساسات رو که برات جالبه بنویس و یادداشت کن.
    .
    در مورد اول احساست رو در مورد خودت بنویس.(مردی با شخصیت ایشون هستی و مجبوری همون حرفها رو بزنی و همون کارها رو بکنی.)
    در مورد دوم احساست رو در مورد زن بنویس. زنی که برات ایده آله و در مقابل رفتارهای مردی قرار گرفته که اگر تو بودی انجام میدادی.
    .

    مورد اول : انجام دادن کارهای این آقا برات چقدر سخته؟ چقدر ناراحت کننده و یا طبیعی است؟ (تو به جای اون، اون به جای تو)
    اگر تو با این آقا مث خودش رفتار می کردی و اون یه زن بود جای تو چطوری برخورد میکرد؟(اون دوست داره تو چطوری رفتار کنی؟)
    آیا دوست داری شبیه این زن باشی؟ (مث اون باشی؟)
    .
    .

    مورد دوم : مردی که تو هستی چه طور رفتار میکنه؟ چی میگه ؟
    زن ایده آل تو در مقابل رفتاری که تو انتخاب کردی به عنوان یه مرد انجام بدی، چه واکنشی داره؟ (موقعیت ایده آل از نظر تو)
    .

    من نمی تونم مثل اون باشم . من اگر مرد بودم ، برای زنم یه تکیه گاه می شدم. وقتی زنم بهم می گفت حالم بده ، من بهش نمی گفتم منم حالم بده . بلکه ازش می خواستم کارهایی رو انجام بده تا آروم بشه . اگر نیاز بود دعواش می کردم و سرش فریاد می زدم. من اگر مرد بودم از زنی که این موقعیت رو بوجود آورده مواخذه می کردم. بهش می گفتم درست و محکم تصمیم بگیر. قرص و محکم . به هیچی فکر نکن. نه به اون دختر ، نه به خانواده من و نه حتی به من .

    من اگر مرد بودم بهش می گفتم تو فکر هیچ جا رو نکن. تو فقط تکلیفت رو با خودت روشن کن. حتی بدون توجه به احساس من. من اگر مرد بودم تو این موقعیت ابراز احساسات نمی کردم. یه کمی مغرور و عصبانی می شدم. گاهی مغرور بودن و عصبانی بودنه که نشون میده عاشقشم.

    من اگه مرد بودم نمی گفتم تو بگو فردا کجا بریم صحبت کنیم و دو دیقه یه بار هم اینو تکرار نمی کردم که فکر کردی کجا بریم ؟ فکر کن زود بگو.

    من اگر مرد بودم خودمو ذلیل و خوار نمی کردم و بهش عذاب وجدان نمی دادم. بهش نمی گفتم اگر منو قبول نکنی من می میرم و .... نمی گفتم تو دنیای منو تموم کردی و نابود کردی .

    در کل من اگر مرد بودم مسئولیت های کمتری به همسرم می دادم .

    تمرین اول سخت تره . در مورد تمرین اول هم اگر دختری مثل آسمانی همسر من بود ، و من همسر اون بودم و مثل اون رفتار می کردم ، مطمئنا اون دختر فکر می کرد که من چه آدمیم و نمی تونست بهم تکیه کنه .

    - - - Updated - - -

    ببخشید که چند ساعتی نبودم. الان به بقیه پست ها جواب میدم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    خوب آسمانی اما حتی اگر حرفی نزنیم در درون خود تحت تاثیر قرار می گیریم. لباس ها به نوعی زبان بدن هستند که با زبان بی زبانی به دیگران می گویند که چه رفتاری با ما داشته باشند.
    اما الان می خوام به دو جنبه دیگر شخصیت فکر کنی. بخشش و انتقاد :
    1- آیا شما خود را موظف می دانید دیگران را از اشتباهشان آگاه کنید یا ترجیح می دهید زندگی شان را به خوشان واگذار کنید و درگیر آنها نشوید؟

    اشتباه رو میگم. اما تاکیدی ندارم که حرف من درست باشه . هرکسی مسئول زندگی خودشه و مسلما در اون شرایط عاقلانه ترین کار ممکن رو می کنه .
    اون اشتباه رو میگه و تاکید می کنه که من دارم درست میگم .
    مثلا وقتی به من میگه با همکلاسی ها به صورت مختلط بیرون نرو ، میگم باشه ، اگرچه این کارو کار اشتباهی نمی دونم ، اما باهاشون بیرون نمیرم. بعد اون میگه که باید طرز فکرت رو هم عوض کنی .


    2- آیا شما در محیطی بزرگ شده اید که از شما زیاد انتقاد می شد؟ اگر بله عکس العمل شما چه بود و چه احساسی داشتید؟
    نه . از من خیلی انتقاد نمیشه . اما به گفته خانواده انتقاد پذیر هم نیستم. اون قدر بحث می کنم تا ثابت بشه که یا من اشتباه می کنم یا طرف مقابلم .
    در مورد اون نمی دونم .


    3- آیا شما معتقد هستید برای انتقاد باید در یک موضوع تخصص کافی داشته باشید یا معتقد هستید می توانید براساس تجربیات شخصی خود از کسی انتقاد کنید؟
    خیلی اهل انتقاد از دیگران نیستم. اگر تجربه ای داشته باشم عنوان می کنم . تاکید ندارم که راه من درسته .
    در مورد اون نمی دونم



    4- آیا شما انتقاد پذیر هستید؟ افراد هنگام انتقاد شنیدن عکس العمل های متفاوتی دارند. یک مورد را به یاد بیاورید و عکس العمل خود را توضیح دهید.
    بالا توضیح دادم در مورد خودم.
    از اون هم اگه انتقادکنم معمولا ناراحت میشه و بعد میگه حلالم کن. دارم با اشک چشم برات می نویسم (البته این آدمی که لبخند میزنه از این کار حرصش در اومده ، نمیخواد به رو بیاره )


    5- آیا شما عادت دارید رفتار خودتان را نقد کنید و از خود انتقاد کنید ؟
    بله . خیلی زیاد. من مدام در حال مواخذه خودم هستم.
    در مورد اون فکر نکنم.


    6- آیا شما معتقد هستید باید طوری رفتار کنید که تذکر نشنوید و تذکر شنیدن برای شما گران تمام می شود یا تذکر شنیدن برایتان عادی است و راحت از کنارش رد می شوید؟
    بله . برام خیلی مهمه که طوری رفتار کنم که کسی نتونه ازم ایراد بگیره .
    برای اون هم گرون تموم میشه .


    آسمانی هر طور راحتی جواب بده و خودت را مقید نکن جملات یا قالب خاصی برای جواب دادن به کار ببری. فقط با اطمینان جواب بده و اگر مطمئن نیستی * بگذار.

    - - - Updated - - -

    .
    مرسی نوپوی عزیزم

  3. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 31 تیر 92)

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آسمانی عزیز. ببخشید که تو پست تو نظرمو میگم. اما کاش دوستان به مشکل بقیه هم همینطوری توجه نشون می دادن. کسانی که قدیمی ترن فقط به مشکلات دوستای قدیمی خودشون توجه می کنن. چرا انقدر تبعیض؟؟؟؟ واقعا وقتی می خونم ناراحت میشم. مگه منی که زیاد فعالیتی ندارم مشکلم مهم نیست؟؟؟ حتما باید بحث ازدواج و جدایی یا عشق و عاشقی باشه تا جواب بدین؟؟

    - - - Updated - - -

    سلام آسمانی عزیز. ببخشید که تو پست تو نظرمو میگم. اما کاش دوستان به مشکل بقیه هم همینطوری توجه نشون می دادن. کسانی که قدیمی ترن فقط به مشکلات دوستای قدیمی خودشون توجه می کنن. چرا انقدر تبعیض؟؟؟؟ واقعا وقتی می خونم ناراحت میشم. مگه منی که زیاد فعالیتی ندارم مشکلم مهم نیست؟؟؟ حتما باید بحث ازدواج و جدایی یا عشق و عاشقی باشه تا جواب بدین؟؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید ندای درون تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 30 تیر 92)

  6. #34
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    به نام خدا
    سلام
    خانم آسمانی!
    با این نوشته آخرتون برام سوال شد که این آقا میخواد مرد زندگی شما باشه؟؟ یا شما میخواهی مادر زندگی این جوان نوشکفته باشی؟؟
    یک چند باری این پست آخرتون رو بخونید ، اشکال کار رو خودتون پیدا میکنید!
    شما باید به این شازده پسر بگید که چه جوری به اون یکی دختره جواب بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
    خانم آسمانی! گرامی! یکم زن باشید. یعنی چی که پسره به خودش این جرات رو میده با شما در مورد نحوه برخورد با اون یکی مورد خواستگاریش صحبت کنه؟؟؟!!!! و از شما مثل بچه ها راهنمایی میخواد؟؟؟؟؟ من دارم شاخ در میارم!

    حرف زیاد دارم برای این موضوع ، فعلا اولویت کار شما به نظرم همون نظر قبلیم توی پست قبلیم هست ، یعنی بستر زدایی!! کمی به خودتون فرصت بدید ، نگران نباشید اگه ایشون قسمت شما باشه با یک فرصت یکی دو هفته از دست نمیره ، اگر هم قسمتتون نباشه که باید شاکر باشید و امیدوار به لطف بعدی خداوند.



    ضمنا دوستان با خواندن قوانین سایت خواهند دید که اونها رو من ننوشتم بلکه من و شما با تایید خودمون اونها رو پذیرفتیم که عضو شدیم ، پس مسوول رعایتش هم هستیم.
    .
    در پناه حق.
    آره آقای آرام . اون خیلی زود خودشو می بازه . البته به من میگه فقط در مورد موضوع من اینطوره و شرایط سخت تر رو هم تو زندگی تجربه کرده .
    الان هم مدام داره مثل بچه ها میگه : در مورد کار من - با کسی دیگه آشنا شدن - چه فکری می کنی ؟
    من اگر مرد بودم ، تازه دعوا هم می کردم که همش تقصیر توئه آسمانی . یک بار درست و حسابی فکراتو بکن. این چه زندگی ایه برای من ساختی . خوبه من مرد نیستم . چقدر خشن می شدم
    من دیوونه ام. اما من همیشه دوس داشتم یه کمی از مرد بترسم. ( این بار عصبانی نیست )

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط merida نمایش پست ها
    سلام آسمانی عزیز. ببخشید که تو پست تو نظرمو میگم. اما کاش دوستان به مشکل بقیه هم همینطوری توجه نشون می دادن. کسانی که قدیمی ترن فقط به مشکلات دوستای قدیمی خودشون توجه می کنن. چرا انقدر تبعیض؟؟؟؟ واقعا وقتی می خونم ناراحت میشم. مگه منی که زیاد فعالیتی ندارم مشکلم مهم نیست؟؟؟ حتما باید بحث ازدواج و جدایی یا عشق و عاشقی باشه تا جواب بدین؟؟

    - - - Updated - - -
    ؟
    خواهش عزیز دلم . اینجا آزاده و تو هرچی بخوای می تونی بنویسی . نیازی به معذرت خواهی نیست . راستش من چند روز پیش حالم خیلی بد بود. همینه دوستان دوره ام کردن و کمکم می کنن. یه تصمیم مهم رو در اندک زمان قراره بگیرم. یعنی یه جورایی حاده . باور کن صبوری کنی به سراغ تو هم میان

    - - - Updated - - -

    she تمرین جالبی بود. مدام یادم میاد یه چیزایی اضافه کنم . من اگه مرد بودم به همسرم نمی گفتم وقتی من صدات می کنم ، بهم بگو جانم !
    بلکه مغرورانه منتظر می موندم تا خودش بگه . وقتی هم گفت زبونی نمی گفتم وااای چقد خوشم میاد. در عمل نشونش می دادم که خوشحال شدم. مثلا با محبت نگاهش می کردم یا چیزای دیگه ای .

    - - - Updated - - -

    مرسی she

    - - - Updated - - -

    راستی من اگه مرد بودم ، وقتی همسرم مریض بود ازش خواهش نمی کردم بره دکتر . بهش می گفتم همین الان حاضر میشی وامیستی دم در بیام ببرمت دکتر . بگو خب ! ( این تیکه رو از اردلان اومدم )

    در عین حال دوس نداشتم زنم عین یه عروسک بگه چشم . دوس داشتم گاهی بگه چشم و گاهی بگه نه . اون وقت یا با حرف راضیش می کردم یا به خواسته اون عمل می کردم.

    من مشکل دارم آیااا ؟

    - - - Updated - - -

    آقای آرام پستتون منو به شدت برده تو فکر
    ببخشید انقدر پراکنده می نویسم دوستان

  7. 2 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    she (دوشنبه 31 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 31 تیر 92)

  8. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    زیاد صبوری کردم. فقط تاپیک شما نیست که انقدر مشتاق داره تاپیکهای دیگه هم هست. چرا فکر می کنین موضوع بقیه حاد نیست؟ چرا فکر می کنین کسی که از لحاظ روحی داره زجر میکشه باید صبر کنه مشکلات بقیه تموم شد بعد نوبت اون بشه. من فقط گله کردم اینجا شاید دوستانی که میان مشتاقانه جواب شما رو میدن ببینن و به فکر فرو برن و انقدر راحت از کنار بقیه رد نشن. برام هم دیگه مهم نیست که به تاپیکم سر بزنن یا نه. فقط جا داره از Eram عزیز تشکر کنم فقط اونه که میاد سر میزنه.. دیگه مزاحم تاپیک شما نمیشم.موفق باشین

    - - - Updated - - -

    زیاد صبوری کردم. فقط تاپیک شما نیست که انقدر مشتاق داره تاپیکهای دیگه هم هست. چرا فکر می کنین موضوع بقیه حاد نیست؟ چرا فکر می کنین کسی که از لحاظ روحی داره زجر میکشه باید صبر کنه مشکلات بقیه تموم شد بعد نوبت اون بشه. من فقط گله کردم اینجا شاید دوستانی که میان مشتاقانه جواب شما رو میدن ببینن و به فکر فرو برن و انقدر راحت از کنار بقیه رد نشن. برام هم دیگه مهم نیست که به تاپیکم سر بزنن یا نه. فقط جا داره از Eram عزیز تشکر کنم فقط اونه که میاد سر میزنه.. دیگه مزاحم تاپیک شما نمیشم.موفق باشین

  9. کاربر روبرو از پست مفید ندای درون تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 30 تیر 92)

  10. #36
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    مورد اول : انجام دادن کارهای این آقا برات چقدر سخته؟ چقدر ناراحت کننده و یا طبیعی است؟ (تو به جای اون، اون به جای تو)
    اگر تو با این آقا مث خودش رفتار می کردی و اون یه زن بود جای تو چطوری برخورد میکرد؟(اون دوست داره تو چطوری رفتار کنی؟)
    آیا دوست داری شبیه این زن باشی؟ (مث اون باشی؟)
    .
    اگر اون زن بود ، فکر می کنم همش فکرش خونه و زندگیش بود. با جامعه مدرن کاری نداشت . مدام فکر شوهرش بود. غذاش نسوزه . چیزهای جدیدو تجربه نمی کرد. شادی های جدید رو. بر اساس سنت عمل می کرد. مثلا تو سوپ ، حتما سبزی سوپ می ریخت . اما من تو سوپ سبزی کوکو هم می ریزم . خیلی فکر این بود که شوهرش ناراحت نشه از دستش . همه وقتشو برای شوهر و بچه هاش میذاشت. هرگز بدون اونها سفر نمی رفت. اگه زن بود ، وقتی هوا تاریک میشد از خونه بیرون نمی رفت . با هیچ مردی حرف نمی زد که مبادا از توش چیزی در بیارن یا حتی فکری در موردش کنن. (منظورم مردای همکار و همکلاسی و .... ) وگرنه که من هم با مردای خیابونی حرف نمی زنم.
    اگه زن بود ، فکر می کنم با هیچ مردی سر چیزای عادی هم صحبت نمی کرد. می ترسید که براش حرف در بیارن . اون یک زن به تمام معنا میشد. یک زن قدیمی. نه یک زن مدرن. با اینترنت هم کار نمی کرد. برای هیچ کسی ایمیل نمیزد و اجازه نمیداد آقایون براش ایمیل بزنن . تو هیچ شبکه ای هم عضو نمیشد.
    من نمیگم که این زن رو دوس دارم. من نمی خوام شبیه این زن باشم. من هم دارم زندگی می کنم. میخوام تفریحات سالمی داشته باشم. هرگز بهش خیانت نمی کردم. اما صحبت با مردهای دیگه رو هم خیانت نمی دونستم.
    اون اگر زن بود اول آدما رو به دو گروه تقسیم می کرد. زن و مرد . و با زنها ارتباط داشت .
    اما من اول آدم ها رو یک گروه می دونم . انسان. بعد دوست و دشمن (البته دشمن خاصی ندارم تو زندگیم ) . با دوستان مراوده داشتم. با دشمنان هم که کاری نداشتم. چه زن و چه مرد.

    - - - Updated - - -

    اون اگر زن بود ، خیلی کسل کننده می شد she

    - - - Updated - - -

    حتی شاید بلند بلند نمی خندید

    - - - Updated - - -

    اما من اگر مرد بودم ، خیلی تو امورات جزیی و ریز همسرم دخالت نمی کردم. بهش می گفتم بهم خیانت نکن. مدیریت خونه رو انجام بده . زیاد بهم گیر نده که همش بپرسی دوست دارم یا نه ؟ اما چند وقت یه بار به یه شیوه سورپرایز کننده بهش نشون می دادم که دوستش دارم.
    تو زندگی ما عشق وجود داشت . اما نه با غصه و آه و زاری و ناله . بلکه با شادی .
    من عشق شاد رو دوس دارم . نه عشق غمگین رو.

    - - - Updated - - -

    همگی با هم کجا رفتید ؟؟؟
    من فردا چه صحبتی بکنم باهاش ؟
    من می دونم که فردا هرچی بگم اون قبول می کنه . و میخواد در مورد روزهایی که حالش بد شده و من نبودم و دلتنگ بوده و .... صحبت کنه

    - - - Updated - - -

    من یه زن این شکلی ام


    اون اگر زن می شد این شکلی میشد


    ببخشید انقدر دارم توضیح میدم. می خوام توی هر قالبی و یه جوری افکارمو نشون بدم. she عجب سوالی پرسیدی

    - - - Updated - - -

    - - - Updated - - -

    راستی اینم بگم و بعد قول میدم دیگه حرفی نزنم
    من اگر مرد بودم برای همسرم این اس ام اس و این مایه ها رو زیاد می زدم

    گوشه تا گوشه ی صحرا تو بخواب و نهراس *** شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

    اکیدا توصیه می کنم هر مردی تاپیک منو می خونه ، همین الان اینو برای همسرش ارسال کنه .

  11. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 31 تیر 92)

  12. #37
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    یکی لطفا کمکم کنه . من فردا باید با اون صحبت کنم هنوز حتی نمی دونم چی باید بگم . راستی چرا مدیران به این تاپیک سر نمی زنن ، وقتی تو لیست قرار گرفته ؟ من از هر جایی امید به کمک دارم . کمتر از یک روز دیگخ من باید نظرم رو اعلام کنم . در حالی که هنوز 50 - 50 هستم

  13. #38
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آسمانی اول باید از she عزیز کمال تشکر را داشته باشم که این قدر خوب به شما کمک کرد. دوم هم اینکه آیا الان می خواهی صحبت ها را جمع بندی کنی ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 31 تیر 92)

  15. #39
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام نوپوی عزیزم. آره . باید جمع بندی کنم. البته بقیه سوالات هنوز مونده . من نمی دونم هنوز فردا در مورد چی باید صحبت کنم ؟ چه سوالایی بپرسم ؟

  16. #40
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آسمانی عزیز. من قبلا روی این نکته تاکید کردم و دوباره هم می گویم تا تو یک وقت اشتباه نکنی. این ملاقات جواب نهایی شما نیست. بلکه شروع ملاقات های بعدی است. منتها چون این آقا در فاز احساسی و اضطراب بود شما قدم به قدم او را راضی کردید وقت بگذارد. الان هم باید همین روش قدم به قدم را ادامه دهید تا تاثیر احساسات ایشان روی تصمیم گیری اش کم بشود. پس فردا همان طور که قرار گذاشتیم ( اگر صلاح می دانی ) رفتار می کنی و این آقا به نرمی وادار به ادامه روند شناخت می کنی.
    اما می رویم سراغ جمع بندی. اول از همه ویژگی های شخصیتی را که به صورت کلی مطرح کردیم هر کدام را در یک کاغذ جداگانه بنویس. مثلا انتقاد پذیری روی یک کاغذ جدا و تنوع طلبی روی کاغذ جداگانه دیگر.


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.