نقل قول نوشته اصلی توسط hamrahi نمایش پست ها
تا وقتی این اقا عاشقتونه شما نسبت بهش سرد هستید
بلافاصله که از شما دور میشه شما دنبالش میرین و مظطرب میشین
بازی موش و گربه راه افتاده
یک بار با خودتون و احساساتتون تنها باشید فکر کنید تصمیم بگیرید
فکر انتقام از خانواده و زن بابا و بقیه رو بذارید کنار و تنها به خودتون فکر کنید
حالا که این اقا اومده سمت شما بهش عشق بدید و گرنه دوباره میره و همون ماجرای قبلی اتفاق می افته
دوست داشتن چیزی نیست که در یک نگاه بوجود بیاد دوست داشتن یک تکنیکه که ما بوجودش میاریم
با محبت کردن با پذیرفتن با صبوری کردن دوست داشتن بوجود میاد
خیلی شده که با خودم تنها بشم و در این مورد فک کنم به خیلی دلایل دوست دارم ادامه بدم دوست دارم که زندگیه خوبی داشته باشم ولی با این شرایط حس میکنم فقط یه رویاست این چند وقته کسی که ازش خبر میگرفته من بودم کسی که هواشو داشته من بودم ولی اون هنوزم همونجوریه دیگه توان ادامه دادن ندارم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
منظورت چیه؟
یه بار دیگه پیشقدم شد؟
مگه محبت کردن و نزدیک شدن عاطفی را می شه با اعداد شمرد؟
آره شیدا جون یبار دیگه اون اومد جلو من تمام سعیمو کردم که باهاش خوب باشم ولی سطح انتظارش بالاست مثلا توقع داره از خونه که بیرون میرم بهش خبر بدم کجا میرم منی که کل روز تو خونه نیستم همچین درخواستی واسم سخته اون در شرایطی که هیچ وقت من همچین توقعی ازش نداشتم و نخواهم داشت
نه نمیشه شمرد ولی با قلبش که آدم میتونه درک کنه




از چی می ترسی؟
از وجودش از خودش از این ازدواج از این زندگی