به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اثر راشومون نمایش پست ها
    مگه کسی هم هست که از حقوقای نفتی بدش بیاد؟ تازه در بهترین هتلهای اهواز هم اسکانتون میدن با تمام مخارج به عهده شرکت. هر ماه هم حقوقای نجومی و پاداشهای تولید و کارتهای خرید نقدی و امکانات تفریحی و ورزشی و درمانی در بهترین شهرهای ایران. خلاصه برای ما تهرانیهای ولخرج و اسرافکار معضل اصلی شده نحوه مصرف کردن این همه پول در حالیکه هیچ خرجی نداریم و پیدا کردن بهانه های مختلف در مقابل خانواده که میخوان به زور زنمون بدن ولی برای شما اصفهانیهای حسابگر فکر کنم این معضل وجود نداشته باشه و به خوبی بتونین بهترین استفاده رو از چنین حقوقهایی بکنین.
    این بخشها رو برای این گفتم که کمی به زندگی امیدوارتر بشی و مشکلات پشت سر گذاشته رو بتونی با تفکر در مورد آینده بسیار شیرین فراموش کنی. همونطور که فرشته مهربان عزیز فرمودند من هم آینده بسیار خوبی رو برای شما میبینم.
    هم از نظر خانوادگی و هم انشاالله مادی
    متاسفانه در تاپیکهای تالار نمیشه ایمیل قرار داد دوست داشتم که در مورد شرکت بیشتر راهنماییت میکردم
    والسلام
    بله اثر راشومون جان. به قول دوستم که جمله قصاری دارن در این رابطه: این مهندسای نفت نفت رو استخراج می کنن خودشونم مصرف می کنن گذشته از شوخی که واقعا خیلی هاتون کار سختی دارین و حقتون هست: گوارای وجووووووووود. البته یه سوال اثر راشوموون یعنی چی؟

    این تاپیک رو زدم تا از پژمان رحمت الله علیه و (همین طور الطاف مادرزنشون مستدام باشه براشون)خبری بگیرم و نداریم تاپیکش خاک بخوره! امیدوارم اوضاع زندگیش روزبروز بهتر شده باشه و دیگه بیاد تو همدردی به دیگران به عنوان یه پدر جوان مشاوره بده( پژمان در حال مشاوره دادن)
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون

  2. #22
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام به همه
    من نمیدونم تا چه وقت میتونم اینجوری ادامه بدم. مشاوره میریم اما خیلی اوضاع تغییر نکرده
    همه شما خوشبین هستین من گفتم امیدوارم اما نگفتم همه چیز خوب شده
    دو سه شب به بهانه کار شبها تو شرکت میخوابیدم سرایدار شرکت فهمیدن به پدرم گفتن اون هم طبق معمول داد و فریاد که تو کی میخوای آدم شی و از این خزعبلات بار من کردن
    دیگه خسته شدم

    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

  3. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط پژمان نمایش پست ها
    سلام به همه
    من نمیدونم تا چه وقت میتونم اینجوری ادامه بدم. مشاوره میریم اما خیلی اوضاع تغییر نکرده
    همه شما خوشبین هستین من گفتم امیدوارم اما نگفتم همه چیز خوب شده
    دو سه شب به بهانه کار شبها تو شرکت میخوابیدم سرایدار شرکت فهمیدن به پدرم گفتن اون هم طبق معمول داد و فریاد که تو کی میخوای آدم شی و از این خزعبلات بار من کردن
    دیگه خسته شدم
    ای بابا!
    آخه چرا؟
    چرا تو شرکت میخوابیدی؟ چرا پیش خانمت نبودی؟ مگه باز تنشی ایجاد شد؟ یه کم بیشتر توضیح بده. چطور شد به اینجا کشید؟ اونم وسط رفت و آمدتون به مشاوره ها؟؟!!!!
    ضمنا تو میتونی از نظرات کارشناسها و اگه قابل بدونی افراد عادی امثال ما بیشتر استفاده کنی. چرا این تنشهای اخیر رو زودتر نیومدی با کارشناسای سایت در میون بذاری؟ فقط هر بار میای نتیجه کارهای چند روز قبل رو مینویسی و میری. فکر کنم بیشتر از اینا بتونی از سایت استفاده ببری.
    ویرایش توسط اثر راشومون : دوشنبه 17 تیر 92 در ساعت 02:40

  4. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 12:47]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    645
    سطح
    12
    Points: 645, Level: 12
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 202 در 91 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام. پژمان عزیز این رفتن از خونه یعنی فرار و از مصادیق رفتار غ جرات مندانه است.

    ادم از خونه خودش نمی ره. بجای مبارزه منفی ، مثبت مبارزه کن. من درک می کنم علت خسته شدنت این سرمابه گداری بیش از حد احساااااااااااااااااااااا ااااااااااسی که شما در برخورد با این مشکل داری. با این کارت خودت رو بیشتر در معرض رفتار خشونت امیز پدرت قرار می دی.

    تا به حد اشیاع نرسیدی سعی کن خوب مبارزه کنی. رسیدی به این دیگه کنترل از دست ادم خارج میشه و .....
    من برات ارزوی صبر بیشتر داشتم و خواهم داشت. مراقب خودت باش
    نقل قول نوشته اصلی توسط پژمان نمایش پست ها
    سلام به همه
    من نمیدونم تا چه وقت میتونم اینجوری ادامه بدم. مشاوره میریم اما خیلی اوضاع تغییر نکرده
    همه شما خوشبین هستین من گفتم امیدوارم اما نگفتم همه چیز خوب شده
    دو سه شب به بهانه کار شبها تو شرکت میخوابیدم سرایدار شرکت فهمیدن به پدرم گفتن اون هم طبق معمول داد و فریاد که تو کی میخوای آدم شی و از این خزعبلات بار من کردن
    دیگه خسته شدم
    هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
    ویرایش توسط چنار : دوشنبه 17 تیر 92 در ساعت 23:42

  5. #25
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    اثر راشومون

    برا این تو شرکت میخوابیدم چون با خانمم مشکل پیدا کردیم دوباره همان حرفها و دعواها
    راستش من دوست ندارم با خانواده خانمم یک جا زندگی کنم کلا تنش داریم یه مثال هست میگن دور از.... بخواب خواب آشفته نبین.
    من هم دلم نمیخوادش جایی که اونها باشن حضور داشته باشم.
    نظرات کارشناسها و شما دوستان واقعا به من کمک کرده اینکه بعد ازچندوقت اتفاقات پیش اومده رو نوشتم برا این بود هم سرم از لحاظ کاری شلوغ بودش و هم اینکه دوست ندارم وقت دوستان رو با مشکلاتم بگیرم خجالت میکشم.


    چنار

    من فرار نکردم فقط دیگه تحمل کل کل و یک به دو کردن رو ندارم واقعا دیگه بریدم دیگه نمی کشم.
    من از خانمم خواستم تو سایت تایپیک بزنن و مشکلاتی که فکر میکنن با من دارن رو بنویسن چون واقعا میخوام این مسائل حل شه.
    گفتم هرچی دوست دارن بنویسن ملاحظه نکن تعارف هم نکنن دیگه آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
    شاید واقعا مشکل از من باشه نمیدونم شاید هم نباشه

    - - - Updated - - -

    این لینک تایپیک خانمم هستش دوست دارم نظرتون رو بدون تعارف بنویسید شاید اینطوری بهتر بتونیم برا زندگیمون تصمیم درست بگیریم.
    فقط لطفا حرمت همسرم رعایت بشه ممنون

    http://www.hamdardi.net/thread-29081.html

    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

  6. #26
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام
    یه کاری کردم نمیدونم درسته یا اشتباه ؟ ماشینم رو فروختم تصمیم دارم خونه رهن کنم.برای اینکه ماشین رو فروختم توی خونه با پدرم و خانمم بحثم شد از نظر همه کارم اشتباه بودش. میخوام مستقل شم به قول استادم لازمه استقلال در ابتدا استقلال فکریه دوم استقلال حریم شخصیه و سوم استقلال مالی.
    فکر کردم در حال حاضر لازم هستش ماشینم رو بفروشم و از اونجایی که وسیله من بوده و در راستای مستقل شدن خانوادم بود پس صلاح ندیدم مشورت کنم چون اگر مشورت میکردم با من مخالفت میکردن.
    مایلم مستقل تصمیم بگیرم برا همین ماشین رو فروختم دوست دارم استقلال حریم شخصی داشته باشم پس بایست خونه جدا بگیرم. اگر خونه جدا بگیرم حتی خونواده همسرم دیدشون عوض میشه چون دیگه به خونه من به چشم خونه پدرم نگاه نمیکنن. عمه من خونه من رو به منزله خونه برادرشون تصور نمیکنن و دیگه نمیان اونجا دعوا راه بندازن.
    حالا بماند که چه دعوایی شد برا اینکه ماشین رو فروختم و از دید خانمم ایشون رو سر افکنده کردم و آبروشون رو پیش خانوادشون زیر سئوال بردم و گریه و جیغ و باقیش رو ننویسم بهتره!
    یک جمله از خانم بالهای صداقت کاملا تو خاطرم باقی مونده. راستش پست هایی که ایشون برا من گذاشتن زیاد تو خاطرم نیست اما این جمله شون که نوشتن اگر قفلی عوض شه کلیدش هم عوض میشه.این جمله رو بایست با طلا نوشت و قاب کرد.
    این جمله نگاهم رو نسبت به زندگی عوض کرده مرتب تو ذهنم بود میخواستم انجام بدم نمیشد اما به مرور راهش برام هموار شده.
    خانمم برا دیدن خانه همراهم نمیان من تنهایی برا دیدن خونه ها میرم تا یه خونه مناسب پیدا کنم.جالب این هستش همه میگن چرا تغییر نمیکنی چرا حرکتی به خودت نمیدی اما وقتی میخواهی تغییر کنی با تغیراتت مخالفت میکنن انگار که اون آدم اول رو بیشتر دوست دارن .نمونه اش پدرم صد بار به من گفتن تو عرضه نداری زندگیت رو جمع کنی الان که فهمیدن ماشین رو فروختم و میخوام خونه جدا از این ساختمون بگیرم عزا گرفتن کلی عصبانی هستن با من حرف نمیزنن.
    برام سخته الان همه با من مخالفن یک جوری من رو نگاه میکنن .خانمم با من صحبت نمیکنن البته خدا رو شکر قهر نرفتن اما منم حق دارم برا زندگیم اون تصمیمی که فکر میکنم درسته رو بگیرم.

    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه
    ویرایش توسط پژمان : سه شنبه 01 مرداد 92 در ساعت 19:17

  7. 2 کاربر از پست مفید پژمان تشکرکرده اند .

    mah naz (پنجشنبه 03 مرداد 92), sanjab (سه شنبه 01 مرداد 92)

  8. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا پژمان به نظرم تصمیم درستی گرفتین هر چند اگر خانمتون هم راضی بود خیلی بهتر بود. امیدوارم زندگیتون بهتر بشه

  9. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 بهمن 95 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    4,459
    سطح
    42
    Points: 4,459, Level: 42
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    141

    تشکرشده 70 در 40 پست

    Rep Power
    26
    Array
    ایول خیلی خوب کاری کردی! به خاطر این تصمیم خوب بهت تبریک میگم


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.