به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array
    من تقریبا با حالت قهر از خانه اومدم سر کار دلم خیلی گرفته بود امروز صبح از همسرم خداحافظی نکردم و وقتی اون رفته بود سرکار به من اس ام اس داد که شرکته من جواب اس ام اسش هم ندادم دلم خیلی ازش گرفته بود خیلی زیاد یه بغض تو گلوم بود که منتظر یه اشاره بود که بترکه ... تقریبا یک ساعت پیش تلفن داخلیم زنگ خورد برداشتم دیدم همسرمه که زنگ زده و داشت یه جورائی از دلم در میاورد ... خوشحال شدم و از طرفی تا صداش رو شنیدم انگار که بغضم ترکید از اون ور میگفت حالا همکارات فکر میکنن من به تو چی گفتم حالا میگن عجب شوهر بدجنسی داری و ... یه مقدار باهاش صحبت کردم بهش گفتم از دستت ناراحتم و یه مقدار صحبت کردیم و گفت که تو هر کاری واسه من میکنی با منت میکنی ...
    بعد از تماس یه اس ام اس بهش دادم که من تو رو واقعا دوست دارم ولی گاهی احساس میکنم که تو من رو و زند بودن من رو ندیده میگیری و این متاسفانه ورودی های من رو قفل میکنه مثل دیشب
    بهش گفتم من دوست نداشتم و ندارم زندگیمون بر قاعده لج و لجبازی بگذره و ولی متاسفانه گاهی اینطور میشه وقتی میبینم تو خودت رو از همکاری کردن تو کارهای خونه کنار میکشی و تنبلی رو ترجیح میدی و ازش استفاده میکنی حرصم میگیره هیچ وقت هم که تو پیشنهاد انجام کاری نمیدی که انجام بدی من هم اگه ازت کمک بخوام یا میگی نمیکنم یا میگی بذار بعدن یا ناراحت میشی بعد منهم احساس میکنم که زیاد انرژی نزارم که این روش درست نیست ولی کم میارم گاهی ...
    بهم میگه اینطور نیست هر مردی 1000 تا انتظار از زنش داره ولی تو یک انتظار من رو هم با منت برآورده میکنی
    بعد ازش خواستم یعنی ازش خواهش کردم که بیاد یه مدت به خواسته های هم اهمیت بدیم گفتم منم همه تلاشم رو میکنم که بی قید و شرط همسری کنم واست گفتم تو قول میدی که جوابم رو داد قول نمیدم 4 سال بدو قول زندگی کردم .. حالا تو برادریتو ثابت کن تا من مثل قبل بشم که من بهش گفتم باید بهتر از قبل بشی اون هم گفت باشه باشه
    من چیکار کنم که این غروری که در من ایجاد میشه نیاد وسط و زندگیم رو سخت بگیره واسم ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید malakeh تشکرکرده است .

    baby (چهارشنبه 02 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.