به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    آقای آرام گرامی

    متاسفم که چنین مشکلی براتون پیش اومده اما خوشحالم که سعی دارید از طریق مشاوره حضوری و نیز نوشتن در این سایت راهکارهایی برای خروج از مشکلات پیدا کنید.

    راستش فحوای کلام بهار زندگی از نظر من درست بود هرچند که لحن نوشته ایشون مورد پسند شما قرار نگرفت.

    واقعیت رو که بخواهید سوای سنگین نوشتن شما، پرداختن شما به جزییات و با طول و تفصیل نوشتن های شما، یک حدسی را برای من بوجود آورد، که این دفاعیه طولانی شما در پاسخ به پست بهار زندگی، اون رو به یقین نزدیکتر کرد.

    دلیلی نداره که اینقدر توصیح بنویسید که ما رو قانع کنید که شما عیب یا تقصیر کمتری دارید یا واجد اون مسائلی که بهار گفت هستید یا نیستید. دقیقا این مشکلی را که برای شما نوشتم خودم هم دارم.
    انگار همه آدم های کمال طلب که اتفاقا ذهن سطحی و منتقد درونی فعالی هم دارند این مشکل رو دارند.
    و اون این است که هر چند در ظاهر و برای حفظ وجهه اجتماعی مان سعی در خویشتن داری نشان بدهیم اما با یک کلمه حرف شاید براحتی بهم بریزیم. و چون خودمان به حد کافی خودمان را نقد و سرزنش میکنیم، دیگه حوصله شنیدن نقدهای دیگران در مورد خودمان را نداریم. و این را ظلمی در حق خودمان میدانیم.

    همین موضوع باعث شد که شما بجای آنکه به توصیه فرشته مهربان اون لیست را تهیه کنید، اولویت را در پاسخگویی به بهار بدهید چون این موضوع تمرکز و آرامش را از شما گرفت و در اولویت اول ذهنتون قرار گرفت.

    در مورد اون سندروم ها هم عرض کنم که این موضوع شامل حال همه نمیشه. در ضمن شما گفتید پنج روز بیشتر نیست.

    من میگم اگر کسی سندروم ق... داشته باشد (همه خانمها ندارند)، میتواند از حدود روز چهاردهم شروع شود و تا یکی دو روز پس از پ... ادامه داشته باشد. و هر چه به وقوع پ...نزدیک میشود این موضوع بسیار شدید تر میشود. علائمی مثل پرخاشگری، دپرشن، و دردهای جسمانی که از نشانه های آن است شدید تر میشود.

    ولی اینها هیچکدام نمیتواند دلیل اصلی اختلافات زوجین باشد، و اگر زنی این سندروم را داشته باشد، یکی از توصیه های پزشک این است که همسر و خانواده، خانوم را درک کنند و در ایام مذکور زمینه های تنش را کم کنند. چون در اون شرایط تحریک پذیری بسیار شدید میشود و با کوچکترین تلنگری ممکن است خانوم بهم بریزد و یا پرخاش کند.

    اما من میگویم مشکل شما اینها نیست. هر چند که بررسی این موضوع هم خیلی میتواند کمک کند.

    اما همانطور که در ابتدای همین پستم نوشتم صرف نظر از اشتباهاتی که خانوم شما دارند، شما هم قدری ریز بین و کمال طلب هستی و زیادی مته به خشخاش میگذاری. بعضی مسائل را باید گذاشت و گذشت. و در پی حل و فصل هر مسئله ای نباید بود.

    همانطور که فرشته مهربان گفتند شاید بهتر باشد که لیستی از نامطلوب های همسرتان را به ترتیب اولویت بنویسید و معلوم کنید که برای کدام ها باید حتما راهکاری پیدا کنید و کدام ها را میتوانید بپذیرید.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  2. 10 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    Aram_577 (دوشنبه 07 مرداد 92), del (دوشنبه 07 مرداد 92), reihane_b (دوشنبه 07 مرداد 92), roze sepid (یکشنبه 06 مرداد 92), taraneh89 (یکشنبه 06 مرداد 92), گل آرا (دوشنبه 07 مرداد 92), ویدا@ (یکشنبه 06 مرداد 92), مارتا63 (دوشنبه 07 مرداد 92), بهار.زندگی (یکشنبه 06 مرداد 92), شمیم الزهرا (دوشنبه 07 مرداد 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    169
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها



    انگار همه آدم های کمال طلب که اتفاقا ذهن سطحی و منتقد درونی فعالی هم دارند این مشکل رو دارند.
    و اون این است که هر چند در ظاهر و برای حفظ وجهه اجتماعی مان سعی در خویشتن داری نشان بدهیم اما با یک کلمه حرف شاید براحتی بهم بریزیم. و چون خودمان به حد کافی خودمان را نقد و سرزنش میکنیم، دیگه حوصله شنیدن نقدهای دیگران در مورد خودمان را نداریم. و این را ظلمی در حق خودمان میدانیم.

    .
    با اجازه همه من ازین فضا سود ببرمو دینمو اداکنم!!!!!!

    اول اینکه این قسمت از صحبت های خانم بی دلو باید با طلا نوشتو قاب کرد تو خونه همه آدمهای این مدلی زد.(از جمله خودم)

    دوم اینکه خواستم دین ادا کنم. من تو مدتی که به این سایت اومدم پست های زیادی برای تایپیک هام داشتم اما به جز مدیر محترم همدردی و فرشته مهربان عزیز دو نفر عجیب روم تاثیر گذاشتن که چون اینجا حضور داشتن گفتم قدردانی کنم
    گل آرا و بی دل عزیز فقط خواستم از صمیم قلبم به شما بگم ازتون به خاطر راهنمایی هایی که به من تاحالا کردین ممنونم
    (عذرخواهم به دلیل پست نامربوطم اما خواهشا حذفش نکنین تا این دو بزرگوار ببینن)

  4. 3 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 07 مرداد 92), گل آرا (دوشنبه 07 مرداد 92), بی دل (دوشنبه 07 مرداد 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    "فرشته مهربان" ببخشید که دیر جواب دادم ، چون دیروز درگیری کاری داشتم ، خواستم که شب به خودم استراحت بدم و در مواقع راحتی به جوابها فکرکنم تا امروز بتونم دقیقتر پاسخ بدم.
    .
    الف - رفتارها و رویه هایهمسرم که آزارش برام از بقیه کاراش بیشتر:
    1- تغییر پوشش ایشون وتغییرات هفتگی در پوشش نامناسب، به حدی که چند روز پیش مانتویی پوشید که بالاتر از زانو و نزدیک کمر رو هم آشکار میکرد. ولی متاسفانه بشدت خودش رو قبول داره و اصلانمی پذیره که نوع لباسش داره جلب توجه میکنه.
    .
    2- خود سری غیر قابل تحمل.مثلا برای رفتن به مسافرت یا مهمانی ، با خانوادش بدون نظر من ، هماهنگ میکنه وفقط میگه : من و بچه فردا می خواهیم بریم فلان جا. و اگر من مخالف باشم براش هیچمهم نیست و کار خودش رو میکنه. و نهایتا میگه اگه خیلی مخالفی چند روز بمون خونهبچت رو نگه دار ، من که خودم میرم و منتظر اجازه حضرت آلو نمیشم که!!
    .
    3- بد دهنی ها و فحاشی های زیادش به بچه و تا حدی به من و استفاده دائم از ابزار فشار و تنبیه بچه برای تصفیه حساب با من که تقریبا داره روزانه میشه!
    .
    4- عدم تحمل هر گونه نظرمخالف از طرف من یا بچه نسبت به عملکرد یا نظر خودش. بدون اغراق حداکثر 60ثانیه برای حاضر جوابی و بقول خودش حال طرف رو جا آوردن تحمل میکنه.حتی درامور شخصی من و بچه باید نظر او پیاده بشه و الا دعوا و قهر برقرار خواهد بود. کهاین خودرایی داره در تصمیمات مربوط به تربیت فرزندمان بسیار اثر نامطلوب میزاره وفقط میخواد حرف خودش باشه بدون اینکه مطالعه یا تجربه در امور تربیت فرزند داشته باشه!
    .
    5- القای افکار غیراخلاقی وغیر دینی به فرزندم و سعی در حاکم کردن این فضا در خانه مثالها:
    *- اغلب از اینترنت انواعترانه های اونور آبی رو دانلود میکنه و در فضای خانه (گاها با صدای بسیار بلند) پخش میکنه. من فعلا دارم حوصله میکنم و فقط بهش گفتم که نباید ترانه با صدای زن پخش بکنی ، و با کلی دعوا و بحث با من ظاهرا داره رعایت میکنه. اما دیگه دارم تاثیراتش رو روی فرزندم میبینم ولی متاسفانه زنم اصلا گوشش به هیچ منطقی بدهکار نیست! و کارخودش رو میکنه.
    .
    *- نوع لباسش داخل خونه اغلب مانند دورانی هست که فرزند نداشتیم (تا حدی لب ساحلی میگرده) هر چقدر هم میگم که بین عزیزم من دوست دارم تو اینجوری میپوشی اما داره روی پسرمون تاثیر بدی میزاره ،لااقل توی وقتهای خلوتی خودمون اینجوری باش نه جلوی پسرمون! جوابش اینه : "به تو مربوط نیست من برای خودم می پوشم و هیچ تاثیری بدی هم برای بچه نداره تازه چشماش عادت میکنه و از الان سیر میشه"!!!!!!!
    متاسفانه پسرم مدتی هست همش توی پا و سینه مادرش لول میزنه و حتی به زبان ، توصیفاتی هم از بعضی جاها میکنه! ومن کاملا میدونم که توی این سن پسربچه چه اثراتی خواهد گرفت اما متاسفانه چشم و گوش زنم قفل شده!
    .
    ب- وضعیت اعتقادی همسرم وتعارضاتش با اعتقادات من:
    1- هر چیزی رو که خودش تخیل بکنه ، بعنوان دین و دستورات شرعی میدونه و لا غیر! (بدون اینکه یک خط از رساله بخونه و بفهمه، برای دیگران منبر هم میره و حکم های عجیب و غریب صادر میکنه و میگه دین یعنی هر چی که تو باهاش راحت بودی) (یادمه یکبار توی خونه داشت نماز میخوند من داشتم کتاب میخوندم که متوجه شدم با یک حالت عجیبی بین زمین و هوا مونده! تعجب کردم! ، بعد از نماز ازش پرسیدم چی شد؟از حرفاش فهمیدم که یک ملقمه ای از حالت تجافی در هنگام دیر رسیدن به نماز جماعت وسجده سهو برای خودش تعریف کرده و سالهاست که با این حکم خود ساخته داره نمازمیخونه!!! بهش گفتم خانمم ما مسلمونا یا باید مجتهد باشیم که خودمون احکام رو ازمنابعش استخراج کنیم یا باید مقلد باشیم و از رساله یکی که واردتر هست احکاممون رو یاد بگیریم ، خدا خیرت بده حداقل برو اون رساله رو یک ورقی بزن یا از کسی که وارده سوال کن! حالا داشته باشید نگاه عاقل اندر سفیه ایشون رو به من!!!)
    .
    2-وقتهایی که مناسبت شهادت یا وفات معصومین هست به شدت احساس شادی بهش دست میده و در مواقع عیدها و تولدهااینگار کشتی هاش غرق شده باشند کز میکنه توی خونه ، مثلا یکبار که یک روز وفات بود من اومدم خونه دیدم از تو کوچه صدای آهنگ تندی میاد ، در خونه رو باز کردم دیدم صدا از خونه خودمه!!؟؟؟!! بهش میگم بابا خلافکارهای محل هم این روز رو دارند رعایت میکنند اونوقت تو بزن برقص راه انداختی! میگه وااااا مگه چی میشه! برو بینیم بابا!! ... این در حالی هست که مثلا عید قربان یا غدیر یا فطر یا ... هرچی التماسش میکنم که بریم خونه کسی یا کسی رو دعوت کنیم یا بریم جایی تفریح کنیم میگه حال وحسش رو ندارم!
    اینها رو اوایل اصلا جدی نمیگرفتم اما بعد از اینهمه سال و داشتن همین رویه دیگه برام داره نتیجه گیریمیشه! میگه اینها برای اینه که سیستم جشن و عزای مملکت معلوم نیست! میگم خوب ما بامملکت فعلا کار نداریم که ، میخواهیم سیستم خونه خودمون رو درست کنیم ، دست آخر من جواب همیشگیش رو میشنوم که میگه برو بینیم بابا! (این هم از ادبیات شعبون بی مخی زندگیمون!!)
    .
    3-خیلی نگران حلال و حرام بودن زندگی نیست. مثلا وقتی سر سال خمسیم میخام حساب و کتاب بکنم انگار داری ازدسترنج ایشون میکنی و یا داری گوشت تنش رو زنده زنده میخوری ، چنان بهم میریزه که صدای منو هم در میاره میگم بابا خدا رو شکر که خدا به زندگیمون برکت داده تو هم کهکم نداری! خوب شد تو مرد نشدی و مسوول تامین مخارج و الا کلا با این قسمت از دینکار نداشتی! و این در حالی هست که میره جلوی دوستاش و آشنایان پز میده و افتخارمیکنه که "شوهرم اهل خمسه!" و این در حالی هست که موقع تعویض خونه منوهمش تحت فشار میزاشت که برو از این وامهای مختلف بگیر با نزولش چی کار داری؟؟!!پدرم در اومد تا از شر این حرفاش خلاص شم. بهش میگم بابا جان من که موقع خواستگاریبهت گفته بودم این اعتقاداتم رو و گفته بودم من یکی رو میخوام که با من همراهی بکنه ، اگه به مزاجت نمیساخت پس چرا بله گفتی؟؟!! که جوابش در این مواقع اغلب سکوته!!!
    .
    .
    البته من سعی میکنم که اصلاباهاش در مورد مسائل اعتقادی حرف نزنم چون فهمیدم که تقریبا توی اینجور چیزا خیلی پایش سسته به همین خاطر تا حدی که در مسائل زندگیمون اثر نداشته باشه ، از حرف زدنبا ایشون در این مسایل پرهیز میکنم. اونی که باید پاسخگوی اعتقاداتش باشه خودشه نهمن. ولی ترکیب این مشکل با روحیه ضد قانونی و سلطه گریش بعضی مواقع کلاف سر در گمیرو برای زندگیم درست میکنه.
    .
    .
    .
    نکته ای رو دوستان بهش اشاره کردند که جا داره اینجا بگم ، راستش من خودم رو میشناختم و میدونستم که هر جا میرم بعلت روحیه خاصم و شاید تسلط مدیریتی ذاتیم ، در مدت کوتاهی میشم فرد اثرگذار توی اون محیط . بعنوان مثال کافیه سه روز با یک جمعی برم مسافرت ، توی راه برگشت معمولا دو حالت پیش میاد : یا عملا شدم مسوول سفر و همه راضیند و یا همه مشتاقند که منتوی کارها دخیل باشم و مسوول سفر به شوخی میگه تو داری کودتای نرم میکنی! و جایمنو گرفتی! ... قصدم تعریف و این حرفا نبود که این حرفا دیگه از ما گذشته ...... خواستم بگم که با توجه به شناختم از خودم ، موقع خواستگاری دقیقا این روحیم رو برای زنم توضیح دادم و بهش گفتم که قضاوت خوب یا بد این روحیه با شما ولی میدونم که با زنی میتونم راحت زندگی کنم که روحیه سلطه گری و برتری رو نداشته باشه خواهشا اگه روحیتون با خواسته من ناسازگاره بفرمایید. که یادمه ایشون با سکوت و پرداختن به موضوع دیگه ای به من این تصور رو القا کرد که قبول داره و اهل فرمانروایی نیست!اما بعد از ازدواج دیدم که با این تصور که "این پسر رو من درستش میکنم" چیزینگفته!!
    حالا اون ساده اندیشی و کمدقتی من و این تصور غلط ایشون شاید باعث مشکلات دائمی ما شده! ای کاش راه حل مشکلات زندگی هم به مانند مشکلات کاری برام سهل الوصول بود!
    .
    .
    .
    .
    .
    راستی از اینکه میبینم تاپیکم شده ترکیبی از:
    "صندلی داغ"
    و
    "تصویر ذهنی شما از این کاربر چیست؟"
    و
    "آلاچیق کل کل و ..."
    و
    "باکس پیامهای خصوصی"
    و ...
    از ته دلم خوشحالم جدی میگم اینو. ممنونم از تشریف فرمایی همه دوستان.
    .
    .
    .
    "فرشته مهربان" من مشتاقانه منتظر راهنماییهای شما هستم.
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : دوشنبه 07 مرداد 92 در ساعت 11:05

  6. 5 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    milad08 (دوشنبه 07 مرداد 92), reihane_b (دوشنبه 07 مرداد 92), roze sepid (دوشنبه 07 مرداد 92), گل آرا (دوشنبه 07 مرداد 92), نازنین آریایی (دوشنبه 07 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.