ارم جان خودت را سرزنش نکن. تو جزو آن آدم هایی هستی که من کمتر دیده ام. جدی می گویم.
بسیارند آدم هایی که در این تالار به خاطر این رابطه ها دچار مشکلات بسیار حادتر از تو شدند. اما قبول نکردند که روش خود را عوض کنند و طبق منطق و عقل پیش بروند. بچه ها آنقدر برایشان وقت گذاشتند که تاپیکشان فول شد. اما هیچ فایده ای نداشت که هیچ دوباره به همان رابطه قبلی ( با همان نفر قبلی ) برگشتند و وارد یک دور باطل شدند. حتی بعضی هایشان می گفتند از این به بعد زیر نظر خانواده رابطه دارند اما فقط حرف بود و باز هم حاضر نشدند پنهان کاری از خانواده را ادامه دادند و بقیه اش هم معلوم است.
اما شما نه تنها حاضر شدی یک رابطه غلط را کات کنی ، بلکه تسلیم احساسات و اصرارها نشدی ، و از همه مهمتر روش خودت را عوض کردی و به خانواده ات نزدیک و صمیمی شدی.
حالا هم نگذار احساس ترس غالب شود. شما الان داری از کمک چند نفر دیگر استفاده می کنی و تنها نیستی. اگر تنها بودی آن پسر هر کاری می خواست می کرد. کما اینکه شروع هم کرده بود. اما الان شرایط وارونه شده است. فقط باید کارهایتان با حساب و منطقی پیش برود. حتی می توانید بروید و از مشاوره کلانتری ها استفاده کنید. منظورم شکایت نیست. بلکه می توانید از تجربه آنها که این آدم های تهدید کننده را زیاد دیده اند و می شناسند استفاده کنید.
- - - Updated - - -
در یک پست دیگر هم توضیحاتی راجع به شیوه برخورد با این آدم به طوری که لج نکند داده ام. یک بار دیگر مرور کن. فکر کنم کارساز باشد.
- - - Updated - - -
پست 9 را می گویم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)