اگر این طور که دوستتان می گوید بود هیچ کس نباید ازدواج می کرد و از پدر و مادرش جدا می شد. چون بیشتر از همه توی دست آنها مثل موم بوده و بیشتر از همه با آنها هماهنگ شده و مچ شده. دوستتان دارد بهانه می آورد و نمی خواهد واقعیت را بپذیرد. ظاهرا هم این آقا قصد ازدواج ندارد و نگه داشتن او با ترفند ، التماس ، امتیاز دادن و .... فایده ندارد و آخر سر پی کار خودش می رود. پس بگذار همین الان برود. تازه دوستتان یک بار این راه را امتحان کرده و کاملا با پسر هماهنگ شده ، سازش کرده و چند سال صبر کرده است و حتی پسر را توی خانواده آورده است حالا نتیجه این شده است. پس تکرار دوباره این راه هم همین نتیجه را می دهد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)