به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #12
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    سه شنبه 08 مرداد 92 [ 22:21]
    تاریخ عضویت
    1392-5-04
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    46
    سطح
    1
    Points: 46, Level: 1
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    17

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Quote]
    ارتباطتت با خانوادت چطوره ؟
    تا به حال پیش اومده که با مامان و بابات و اعضای خانواده برین بیرون تفریح ؟
    مهمونی و دوره های خانوادگی دارین ؟
    رفت و آمد با عمو ، عمه ، خاله ، دایی ، دارین ؟
    خواهر یا برادر داری ؟
    حست نسبت به پدر و مادرت چطوره ؟ یعنی اون احساس بین مادر و فرزند و پدر و پسر رو داری یا اونا فقط واست یک همخونه هستن ؟
    زمانی که از خونه میری بیرون مثلا دانشگاه ، سعی میکنی تا جای ممکن دیر برگردی خونه یا نه ؟
    اولین تجربه دوستیت در چه سنی بود و چطور شروع شد ؟
    [/quote]

    اصلا از خانوادم خوشم منی یاد . جدیدا باشون بحث نمی کنم یا اگه چیزی بم بگند جوابشون رو نمی دم ولی قبلا خیلی باشون بحث می کردم .
    نه خیلی کم پیش می یاد که با خانواده بریم برای تفریح بیرون و اگه هم بریم با هم دعوامون می شه .

    نه من خودم دور فک و فامیلم رو به شخصه خط کشیدم . یک موقع هایی هم اگه بخوام با فامیل بیرون برم پدر و مادرم ناراحت می شوند و می گویند سلام با دوست و وصلت با بیگانه و با دوست های خودت بیرون برو نه فامیل

    یک داداش دارم که حدود دو سال ازم کوچک تره

    از پدر و مادرم خوشم نمی یاد . به عبارتی ازشون بدم می یاد ولی مجبورم باشون زندگی کنم . اون ها می خواهند من مثله خودشون زندگی کنم و کلا در همه ی مسائل بام مخالف هستند .

    نه . اتاف خودم رو دوست دارم . بعدشم باشون بحث نمی کنم که دعوامون بشه .

    نمی دونم ۱۹ یا ۲۰ سالم بود . توی یک بوستان با دوستام بودیم و یک دختره هم با چند تا از دوستاش اومدند طرف ما . من و دختره یک کمی چرت و پرت گفتیم . یعنی من که خودم جرات نداشتم بحث رو باش شروع کنم خودش شروع کرد و منم شماره ام رو بش گفتم و حدود یک سال و نیم باش دوست بودم و بعدش همه چیز تموم شد .

  2. کاربر روبرو از پست مفید Ahamadi00 تشکرکرده است .

    sobhan13 (سه شنبه 08 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.