نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
aqua_68 گرامی زندگی اشتراکی ، یعنی نصف تو ، نصف اون

تو یه قدم بردار ، تا اون هم یه قدم برداره ...

میگه بری خونه مستاجری ، خوب بگو باشه .. مگه ارزش aqua_68 به خونه هست؟ مگه اگر aqua_68 بره توی یه خونه مستاجری ، چیزی از ارزش و قدر و منزلتش کم میشه؟
ارزشم به خونه نیست ولی ینی من اندازه دور و بریام ارزش ندارم.اصلن شوهر من میدونه ارزشو قدرو منزلت زن یعنی چی
در حالیکه با تن دادن به خواسته شوهرش ، ارزش aqua_68 پیش شوهرش صد برابر بالاتر میره ، و چه چیزی بهتر از این ...

فکر می کنی ، برای همسرت آسون هست؟حتمن آسونه این کارا رو میکنه
فکر میکنی واسه لج با تو داره اینجوری میگه؟آره لجبازی با من و داییم
فکر میکنی ، از روی دل سیری و مسخره بازی این خواسته رو ازت می خواد؟ نه ولی نمیخواد کم بیاره شووهرمو میشناسم

مطمئن باش ، برای یک مرد اینکه ببینه زن و بچه اش در رفاه نباشند ، بزرگترین عذاب هست ، شک نکن ،


یه مقدار که آرامش در زندگی ات حکمفرما بشه ، کم کم روحیات مردها دستت میاد ، اون وقت کاملا تو همسرت رو درک می کنی ، و اون هم متقابلا وقتی از طرف تو درک بشه ، تو را درک می کنه


اگر من بهت می گویم مثل یک ملکه رفتار کن ، ینی فقط امروز را نبین ، این لحظه و این احساس را اهمیت نده ، یک ملکه برای یک کشور ملکه هست ، آینده نگری داره

تو الان ملکه زندگیتون هستی ، درسته؟

نکنه می خواهی مثل یک رعیت باشی؟

شاه و ملکه تنها مصلحت خودشون رو نمی بینند ، مصلحت آینده رو هم در نظر می گیرند ،
شاه و ملکه اجازه نمی دهند افراد دیگر وارد ملک خصوصی شون بشوند
از تصمیماتشون دیگران رو با خبر نمی کنند
و در همین حال جوری رفتار می کنند که هم خودشون خوب باشند
و هم آینده کشورشون خوب بنا بشه

تو و همسرت استحقاق این رو دارید ، که یه زندگی سراسر آرامش ، پر از عشق و علاقه را تجربه کنید
تو و همسرت لایق بهترین ها هستید
اما همین بهترین ها ، هم برای بهترین ها ( که تو و همسرت هستید) به راحتی بدست نمیاد
باید براش تلاش کنید
...

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط baran.68 نمایش پست ها
خواسته های آکوا از زبان خودش:

میخوام ویترین نقره مو بفروشم و پیش قسط خرید یک آپارتمانو بدیم

میخوام شووهرم پیشرفت کنه نمیخوام از خواهرام کم داشته باشم

شوهر من توی شرکت داییمه دیگه
نمیخوام اونجا باشه میخوام یه کاری واسه پیشرفتش انجام بده

اون خونه واسه پدرشووهرمه
نمیخوام اونجا زندگی کنم.دلم نمیخواد با جاریهام باشم هر روز قیافشونو ببینم واسم دماغای عملیشونو بالا بگیرن پز بدن.

گفت اگه بخوام ماشینشو میفروشه خونه میگیره.همینم مونده شووهرم پیش بقیه ماشین نداشته باشه
نمیخوام پیش خونوادم سرافکنده باشم .من اصن نمیخوام ماشینو بده بره .

نمیخوام توی این خونه باشم.

وقتی انتظار دارم،
توقع دارم برآورده بشه. اگه انتظار توقع نداشته باشم چیزی توی زندگیم به دست نمی ارم.
اگه از شووهرمو نزدیکانم توقع نداشته باشم یه چیزی میخوام بعدش به چشمشون نمیاد باید توی زندگی حقتو بگیری

میخوام شووهرم پول داشته باشه پول قدرت میاره نمیخوام از دورو وریام چیزی کم داشته باشیم

دوست ندارم شووهرم شرکت نفتی بشه چونکه اونوقت باید چهارده یا بیست و یکروز خونه نباشه من تنهایی چیکار کنم

نمیخوام توی خونه اجاره ای بشینم.


خلاصه :

خونه >>> نباید خونه پدرشوهرت باشی . باید خونه مستقل و ترجیحا پیش پدرت داشته باشی . خونه مستقل حتما باید مال خودتون باشه نه اجاره ای حتی برای یک مدت کوتاه .

ماشین>>> شوهرتون حتما باید ماشین داشته باشه اگر نه آبروش میره و نباید ماشینش رو میفروخت حتی برای مستقل شدن.

کار>>> نباید پیش پدر شوهرتون کار کنه. نباید شرکت نفت کار کنه .

پول>>> شوهرت باید حتما پول دار باشه . همه چی رو برای رفاه شما تهیه کنه . ماشین و خونه ی خوب داشته باشه و کلا امکانات مادی همه جوره تامین باشه .

سایر مسائل زندگی>>> تمام توقعات شما باید برآورده بشه چون حقته و باید بهش برسی .



ما فرض رو براین میگذاریم که تمام خواسته های شما منطقی است و باید اجرا بشه .
فقط چندتا سوال .


اگر تمام موارد زندگی به خواست شما باشه ، شما کجا حاضر هستید به خواسته شوهرتون که خیلی دوستش دارید تن بدید؟

به شوهرتون در چه مواردی حق تصمیم گیری میدید و این تصمیمات رو بدون چون و چرا می پذیرید ؟




گفته بودید>>> زنهای متاهل اگه شوهرشون بحرفشون باشه و بهشون اهمیت بده همه نیازاشونو برطرف کنه خوشبختن.

به نظر شما زن ها چطوری باشند مردها خوشبخت خواهند بود؟

گفته بودید>>> دوست داشتن و عشق یعنی از خودگذشتن و واسه آرامش همسرت تلاش کنی .

کجاها از خودت گذشتی . یعنی با میل و رقبت و از سرعشق از خودت و خواسته ات گذشتی ؟

تا حالا واسه آرامش زندگیت چه تلاش هایی انجام دادی؟




حتمن این سوالاتو باید ج بدم ؟

- - - Updated - - -

خونه ایکه شووهرم گرفته بود قراردادشو فسخ کرد چون من نمیرفتم