به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 67

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 شهریور 93 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    858
    سطح
    15
    Points: 858, Level: 15
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . عزیزم اگه انقدر عصبی هستی و نمیتونی خشمتو کنترل کنی بهتر نیست تحت نظر روانپزشک از ی آرام بخشه ضعیف که عوارض جانبی کمتری داره استفاده کنی ؟در ضمن وسواس هیچ وقت خود به خود برطرف نمیشه و حتما باید درمان بشه

  2. کاربر روبرو از پست مفید helen avizhe تشکرکرده است .

    سان آی (یکشنبه 13 مرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هلن عزیز من اینقدرام وضعم بد نیست که برم دکتر
    دیر اومدم نشته هامو بنویسم چون حتی اینترنت ما مشترک شده تو هفته 3 تا 4 روز خونه پدر شوهرمه هیچ چیزمون خصوصی نیست پدرم با پدر شوهرم حرف زده بود و مستقیما همه چیز رو گفته بود ولی اونا که حالیشون نیست دست از سرمون بر نمی دارن همش زنگ می زنن همش وابستگی به پسرشون اه حالم بهم می خوره ما این چند روز رو خوب بودیم ولی بازم دیروز خود به خود عوض شد گفت من بعداظهر می رم خونه پدرم منم گفتم دوست دارم با هم باشیم گفت شرمنده من می رم خونه پدرم خلاصه رفت منم رفتم خونه پدرم و کلی با خواهر و برادرام خوش گذروندم شب ساعت 12 اومد دنبالم صداش در نمی اومد معلوم نیست چی بهش گفتن بهم گفت اگه با خونواده من خوب نباشی من نمی تونم باهات زندگی کنم منم گفتم خونوادت همش به من متلک می گن همش به من بی احترامی می کنن گفت نه تو خیلی حساسی از این جور حرفا گفتم من دوست دارم دو هفته یه بار بیام خونه پدرت گفت نخیر و نمی شه و خلاصه امروز شنبه از سر کار زنگ زد خوب بود اخلاقش انگار دیوانس یه روز خوب یه روز بد بعداظهرشم با هم رفتیم بیرون برام گوشی خریدو منم کلی تشکر کردم حالا موندم خدا عید چه جوری برم خونه پدرش اینقدر ازشون بدم می اد مخصوصا از پدر شوهرم از اون کارش که پدرم زنگ زد نمی دونم چه جوری خودمو قانع کنم عید برم خونشون اگه نرم شوهرمم نمی اد خونه پدر من جدیدا دارم خودمو کنترل می کنم که زیاد باهاش بحث نکنم حتی جمعه بهم گفت دهنتو ببند اسم خونوادمو نیار تو چکاره ای ولی اصلا جوابشو ندادم دارم سعی می کنم خودمو کنترل کنم و اوضاع رو حفظ کنم

    - - - Updated - - -

    هلن عزیز من اینقدرام وضعم بد نیست که برم دکتر
    دیر اومدم نشته هامو بنویسم چون حتی اینترنت ما مشترک شده تو هفته 3 تا 4 روز خونه پدر شوهرمه هیچ چیزمون خصوصی نیست پدرم با پدر شوهرم حرف زده بود و مستقیما همه چیز رو گفته بود ولی اونا که حالیشون نیست دست از سرمون بر نمی دارن همش زنگ می زنن همش وابستگی به پسرشون اه حالم بهم می خوره ما این چند روز رو خوب بودیم ولی بازم دیروز خود به خود عوض شد گفت من بعداظهر می رم خونه پدرم منم گفتم دوست دارم با هم باشیم گفت شرمنده من می رم خونه پدرم خلاصه رفت منم رفتم خونه پدرم و کلی با خواهر و برادرام خوش گذروندم شب ساعت 12 اومد دنبالم صداش در نمی اومد معلوم نیست چی بهش گفتن بهم گفت اگه با خونواده من خوب نباشی من نمی تونم باهات زندگی کنم منم گفتم خونوادت همش به من متلک می گن همش به من بی احترامی می کنن گفت نه تو خیلی حساسی از این جور حرفا گفتم من دوست دارم دو هفته یه بار بیام خونه پدرت گفت نخیر و نمی شه و خلاصه امروز شنبه از سر کار زنگ زد خوب بود اخلاقش انگار دیوانس یه روز خوب یه روز بد بعداظهرشم با هم رفتیم بیرون برام گوشی خریدو منم کلی تشکر کردم حالا موندم خدا عید چه جوری برم خونه پدرش اینقدر ازشون بدم می اد مخصوصا از پدر شوهرم از اون کارش که پدرم زنگ زد نمی دونم چه جوری خودمو قانع کنم عید برم خونشون اگه نرم شوهرمم نمی اد خونه پدر من جدیدا دارم خودمو کنترل می کنم که زیاد باهاش بحث نکنم حتی جمعه بهم گفت دهنتو ببند اسم خونوادمو نیار تو چکاره ای ولی اصلا جوابشو ندادم دارم سعی می کنم خودمو کنترل کنم و اوضاع رو حفظ کنم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کمک کنید کامل خودمو عوض کنم و تیپم و رویه ام عوض کنم
    توسط مینای سخن گو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 شهریور 94, 07:57
  2. دعوای مادر شوهر - چطور با مادر شوهرم کنار بیایم (دخالت های مادر شوهر)
    توسط عسلک در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 29 دی 91, 23:48
  3. دعواهای همیشگی وحل نشدنی
    توسط ghamar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 00:32
  4. عواملی که موجب پایان یک رابطه می شوند
    توسط keyvan در انجمن سایر مقالات ازدواج
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 شهریور 91, 23:56
  5. نامزدم عوض شده !
    توسط melisaa در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 19 آبان 90, 13:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.