سلام
خداییش دیدم متنتون طولانیه خواستم برم که با خوندن خط اول نتونستم بی خیال شم.
دوست عزیز.اشتباهات شما در این داستان زیاده.مثلا اینکه این علاقه رو مدفونش کردید.(البته هیچکس نمیدونه که ابراز علاقه شما در اون برهه از زمان به خیرتون بود یا نه).
اشتباهات ریز و درشت دیگری هم بود که زیاد روشون مانور نمیدم.اما بزرگترین اشتباه شما ارتباط با یک زن بود.حالا این زن میخواد یک عشق چند هزار ساله قدیمی باشه یا هر کس دیگری.حالا این عشق یک صاحب داشت و شما انرا نا دیده گرفتی.
ایا کسی هست که از عواقب شوم این روابط چیزی نشنیده باشه؟مثل قتل
خودتون رو گول نزنید.شما هرگز نمیتونید برادر این خانم باشید.حتی یک دوست خوب برای ایشون.برای اثباتشم چند سوال از خودتون می پرسم.جوابتون رو هم به خودتون بدید.
ایا دوستی شما در این مدت سبب خیر شده برای ایشون؟
ایا غیر از این بوده که ایشون رو یک زن خیانت پیشه ساخته؟
ایا کسی هست که از زن یا شوهر خیانت پیشه طرفداری کند؟
اصلا این رابطه مزیتی هم برای طرفین داشته؟
نتیجه این رابطه خانمی است که هوایی شده.خانمی است که خیانت پیشه کرده.نتیجه اش اقایی است که درمانده شده.به قول خودش شب و روزش شده جهنم
ایشون اگر هم مشکلی با شوهرشون دارن(کدوم زن و شوهر مشکل ندارن؟)باید این مشکل رو با ایشون و در کنار ایشون حل کنن.نه با یک برادر !!!مجازی.(حتی اگه همسرش شمر باشد راهش طلاق است.نه ایجاد رابطه ای دیگر همزمان و در کنار شوهر)
اگر واقعا قصدتون کمک به این خانم و زندگیشونه شمارتون رو عوض کنید و اسیر این حرف های دلبرانه نشید که سه سال برای این ابراز علاقه ها دیر شده.اشتباه گذشته رو دوباره تکرار نکنید.تا الانشم خیلی پیش رفتید.هر چه زودتر تمام پل های ارتباطی را همه جوره قطع کنید.
فقط خدا









علاقه مندی ها (Bookmarks)