سلام. بیریای عزیز . امیدوارم از جواب من به دل نگرفته باشی من واقعا نخاستم سرزنش کنم شما واقعا افرین داری. ولی خاستم بگم اینا پس لرزه های اون ارتباط پس محکم و قوی باش. اخه کسی که خودش این کارو کرده چطور می تونه سرزنش کنه کس دیگه ای رو
نازنین یادم که فرشته مهربان در پاسخ به مراجعی گفتن که
اینم لینک تاپیکاکنون شما هیچ پاسخی به پیام و تماسهای وی ندهید و بدانید که توجه کردن و پاسخ دادن ولو برای نهی او و دعوت به فراموشی باشد بسیار برای او خوشایند هست .
و تنها راه ، هیچ توجه نکردن و پاسخ ندادن و بلاک کردن خط اوست . بخواهید با او حرف بزنید تا از شما دور شود بسیار برای او آسیب زا هست . پس دلسوزی نکنید و اگر خیر و صلاحش را می خواهید فقط بی اعتنایی به او باید رویه شما
باشد و یا خط عوض کنید یا بلاک کنید یا پیامک ها را نخوانده دیلیت کرده و پاسخی ندهید و اگر تماسی بود قطع کنید
دوست من مشخص اون تاپیک رو که گفتم نخوندی. برید پست بی دل و فرشته مهربان رو بخونین. تو اون تاپیک ااقا دوبار خودکشی کرده بود!!!! در مورد خودم هم انقدر اون اقا بیان می کردن که تنهان و واقعا هم راس می گفتنا واقعا من براشون ناراحت بودم اما دوست من بعد گدشت اون زمان الان ایشون نه خودکشی کرد نه هیچی دوست من. اگه حتی این خانم اسیب بزنه بخودش مقصر خودشه. ایشون باید پیش یه روانشناس بالینی برن. ایشون باید برا رفع مشکلش قدم برداره اونم صحیح. اصلا دوست من شما دوست داری مشکلاتش رو بیشتر کنی؟ مگه ادعای عاشق بودن رو نداری؟ پس باید کمکش کنی نه مشکلاتش رو بیشتر. می دونی با تداوم این رابطه به اون اسیب می زنی به شوهرش می زنی به خودت می زنی به خانواده های خودت و اونا می زنی! چه بسا ابروها که ریخته نشه این وسط. ببین با یه حساب دودوتا غارتا( به قول بچه کلاغه) شما با تداوم ارتباطت اون خانم رو به قول خودتون و یه زمانی خودم نجات می دی( که اصلا اینگونه نیس فقط مسکنس هستی که دردش رو تسکین می ده اما عوارض خ بدی در اینده دار) اما در عوض به 3ه خانواده و خودت و شوهرش و احتمالا همسر ایندتون اسیب می رسونین. این یه بیماری که به روش درس باید درمان شه
دوست نازنین هر بنده ای خدایی داره شما که مامور نیستی مشکلات خ از ادمها رو حل کنی. یعنی اصلا تواناییش رو نداری. من مطمینم تو این مورد چون مهارت لازم برا یه مشاوره رو نداری فقط نقش یه سنگ صبور رو داری بازی می کنی که کار چندانی ازش یر نمی اد. اینا این حربه های این خانم. شما سعی کن علاوه بر بستر زدایی ( قطع تمامی چیزایی که شما رو یاد ایشون می ندازه چه فیزیکی چه روحی) بسترزایی کنی. یعنی خودت رو سرگرم کنی با ادم های جدید اشنا بشی این خانم ااگه از شما فیدبک نگیرن ناامید میشن. شما رو میشناسن می دونن مهربونی از این در وارد می شن. امیدوارم متوجه باشی به خودتم داری اسیب بمی نی. به قول امام هفتم شر رو رها کن تا شر هم تورو رها کنه.
تو این تاپیک هم توصیه های اقای مدیر همدردی رو بخونینو این هم نقل قولی از فرشته مهربان در مورد همین تاپیک که خانمی به برادر شوهرش لطف بیش از حد داشته
عشق پاکی رو رو سر راهت بزاره. ببخش اگع پاسخم خ ارتباط به سوالهای شما نداشتخانم تنهایی
شما هیچ وظیفه ای در برابر یک مرد نامحرم ندارید ولو این نامحرم برادر شوهرت باشه یا پسر دائی و پسر خاله و پسر عمه و ....
شما باید دلسوزیهاتون رو کنترل کنید .
نه منطقی ، نه شرعی و نه انسانی این دلسوزیهای شما جایگاه ندارد و از احساس محوری شما بر می خیزد .
روند شما با ایشون به خود شما آسیب زده و با وجود همسرت آتش عشق به غیر در وجودت شعله ور شده
چه رسد به وی .
اساساً ما در ارتباطاتمون با نامحرم موظف به حفظ حریمها هستیم چون هرگز نمی توانیم مطمئن باشیم اگر ما
محکم هستیم و آسیب نمی پذیریم و جز یک انسان به طرف نگاه نمی کنیم ، او هم انیگونه باشد و ما را جز یک
انسان خارج از جنسیت و جذابیتهای زنانه نبیند و احساسات عاطفی و جنسی اش تحریک نشود . این خوش خیالی
هست اگر اینطور فکر کنیم .
باز هم تأکید می کنم شما هیچ وظیفه ای برای غذا بردن ندارید حتی اگر ایشان از گرسنگی بمیرد که مطمئن
باش نمی میرد
و بالاخره به داد خودش می رسد . مگر او ناتوان جسمی هست که بدون غذا دادن یا سفره پهن کردن
شما نتواند غذا بخورد . این زنگ خطر است این حالتی که شما در او دیده ای یعنی تحریک احساسات
شده ، یعنی شما توجه او را به خود جلب کرده ای و این گناهی بس عظیم هست و آسیبی که شما
زده ای و ذهن و روح یک نفر را آلوده کرده ای و تاوان دارد .
از اینگونه احساس مسئولیتهای نابجا بیرون بیایید تا نه بخود آسیب بزنید و نه به دیگری و اتفاقاً بهتره
مدتی به او ترش رویی هم داشته باشید تا زهر آسیبی که بهش زده ای از وجو.دش خارج شود .
دوست نازنین من من تمام تلاشم رو کردم تا شما رو از جنبه های دیگه قضیه اگاه کنم. چون خودم روزی گرفتارش بودم. به من خ سخت گدشت خ خ خ . من به این اقا علاقه مند شده بودم. ایشون خ انسان خودساختهای بودن. اما چه سود برای من. من باید می پذیرفتم که ایشون مال من نیس. من داشم کاخی می ساختم رو ویرانه های ارزوهای خانمش. درست خانمش در حق ایشون ظلم کرده بود اما لااقل این درمانی برای اون درد نبود. شما حتما باور خاهید کرد که من چقدر تلاش کردم و گریه کردم و تنهایی کشیدم تا فراموشش کنم. دوست دارم نظرت رو بهطور خاص راجع به پستم بدونم . امیدوارم که با رفتارهای خوبت خداوند










علاقه مندی ها (Bookmarks)