به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 دی 92 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    579
    سطح
    11
    Points: 579, Level: 11
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام
    اطلاعاتی که دادی خیلی کلیه شاید به همین علت کمتر نظر میذارن.
    شما و همسرت چندسالتونه؟ ارتباط شما با خانواده شوهرتون چطوره؟ ارتباط همسرت با خانواده شماچطوره؟ و اینکه دلیل انتخابت چی بوده؟
    آیا تا به حال باهاش درمورد این مشکلت حرف زدی؟واکنش اون چی بوده؟

    - - - Updated - - -

    چرا خانواده همسرت باهات مشکل دارن؟ رفتار شما با اونا چطوریه؟
    سلام
    من 27 شوهرم 30. ارتباط من در ظاهر با اونا خوبه ولی اونا نمیخوان ارتباط خوب باهم داشته باشیم. من اوایل زیاد زنگ و سر میزدم به مادرشوهر ولی اون زنگهای انگشت شمارشو کم کم قطع کرد و حتی یه تعارف و دعوت برا رفتن به خونشون نمیکرد و پسرش که بهشون میگفت من بابت این قضیه ناراحتم با سنگدلی جوابی که میدادن این بود زندگی اونه نه زندگی ما!!! البته الانم پسرش ناراحتی من براش اهمیتی نداره و شده مثه خودشون.
    اوایل ارتباط شوهرم با خونوادم خوب بود و خداییش خونوادم براش از از نظر احترام و محبت و پذیرایی سنگ تموم میذاشتن، کاملا برعکس خونوادش. ولی بخاطر اینکه رفتار خونوادش پررنگ نشه و من مقایسه و اعتراض نداشته باشم از کمکاری خونوادش، به بهونه های مختلف و توصیه خونوادش ارتباطشو با خونوادم خیلی کم کرده. تا جایی رسیده که میگه به تعداد دفعاتی که تو میای خونمون میام خونتون، اینم درصورتیه که جدیدا از من خیلی به ندرت میخواد که برم خونشون. وقتی هم که میرم با کم محلی و کنایه و خساستشون مواجه میشم.
    دلیل خونوادش برا مخالفت با من، حسادت به من و خونوادم، و از دست دادن پسرشون و خرج نکردن خودشون و پسرشون برای منه.چون شوهرم همه کاره ی خونشونه و مث یه خدمتکار در خدمت مادرشه. با اینکه عقدیم هیچ پولی بهم نمیده و با توصیه مادرش، انتظار داره بعدا هم خودم خرج خودمو درآرم و حتی هردرآمدی که داشته باشم دودستی تقدیمش کنم.
    با اینکه همه هم و غم شوهرم و خونوادش خساست و مسائل مادیه، میخوام بذونم چطور شوهرم رو بیشتر جذب خودم کنم تا وابستگیش از خونوادش کمتر شه و منو خواسته هام کمی براش مهم بشه.
    ویرایش توسط bita65 : سه شنبه 15 مرداد 92 در ساعت 03:01


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.