اگر واقعا اهل مسجد هستن از امام جماعت مسجد بخواین باهاشون صحبت کنه یا مثلا بین دو نماز که امام جماعت صحبت کوتاهی می کنن از ضرورت تزویج دادن جوونا و اینکه مانع امر خیر شدن چقدر لعن و نفرین داره صحبت بکنن اگه پدرتون اعتقاد قلبی داشته باشه که حتما داره که به مسجد میره شاید ته دلش یه تکونی بخوره
(اینارو دیروز براتون نوشتم اما چون فکر کردم شاید عملی نباشه پست نکردم امروز بعد نماز عید فطر حاج آقا که خواست خطبه بخونه دقیقا همینو گفت گفت اگه جوونی به واسطه ازدواج نکردن گناهی کنه پدر و مادری که برای ازدواج جوونشون تلاش نکردن در اون گناه سهیم هستن با خودم گفتم کاش پدر شما اونجا بود و این حرفارو می شنید)
راستی پدرتون واقعا دلیلی برای نیومدن ندارن؟ اگر مسئله ریشه یابی و حل بشه خب خیلی بهتره
شاید رفتار شماها با ایشون به گونه ایه که احساس اقتدار و قدرتمندی لازم مرد خونه رو ندارن و در اینجور مواقع که شما بهشون نیاز پیدا می کنید به این نحو از شما انتقام می گیرن
شاید اگر شما بهش عزت نفس بیشتری بدید احترام بیشتری بهش بذارید حس پدر بودن رو درش تقویت کنید اونم دست از لجبازی برداره مثلا برادرتون بهش بگه آخه ازدواجی که رضایت و همراهی و حمایت و دعای خیر پدر پشتش نباشه چه ازدواجی میشه؟ یا بگه من اگه بدون شما برم دخترخانوم و خانواده ش فکر می کنن من ریشه ندارم







. به داداشم می گم خودش بره این حرفها رو بهش بزنه چون بقیه که حاضر نیستن برن. رفته واسه عید شیرینی خریده در مواقعی که قهر باشه نمیخره اما دیروز خرید. نمی دونم دیگه چی میشه. دعا کنین دوستان

علاقه مندی ها (Bookmarks)