نقل قول نوشته اصلی توسط Estaf نمایش پست ها
من در جریال چیزی نیستم
ولی همین 2صفحه از حرفاتون رو خوندم کاملا مشخصه که این شک هست داره اذیتتون میکنه نه حرفای دیگران
این شک که حرف کدوم طرف درسته یا کاری که قبلا کردین ایا درست بوده یا نه و کاری که بعدا میخواین بکنین کدوم طرف درست میگه

بله . درسته . ببینید این یه مساله ریاضی نیست که من بگم دیگه به طور قطع و یقین می دونم که حلش کردم و پاسخش هم اینه و امتحان هم کردم و شک ندارم !!! این یه مساله زندگیه . من هم انسانم. تصمیمی گرفتم که خودم میگم درست و یه سری هم میگن درسته و یه گروه بزرگ میگن نادرست. خب معلومه که حتی وقتی خودم به قطعیت می رسم ، حرفهای زیاد دیگران می تونه منو به شک بندازه . من تو آخرین شب قدر واقعا به نتیجه و آرامش خاطر رسیدم. و مدتی هم آرامش عمیق رو تجربه کردم. اما شما از طوفان های احساسی این آقا خبر ندارید که می تونه نه فقط من که هر دختری رو به شک بندازه . من که خیلی خوب مقاومت کردم.

به نظرم همونطور که گفتم شما باید با خودتون کنار بیان و شکل اصلی رو با خودتون و احساستون دارین و بعد با دیگران

کاملاموافقم . اما بالا توضیح دادم .

شما هنوز نمیدونین که طرف مقابل رو دوست دارید یا نه
نه . این رو مطمئنم . لااقل الان مطمئنم. حتی شاید خیلی زیاد نباشه یا در کنترل من باشه . اما دوست داشتن کافی نیست

هنوز نمیدونید رای اولیتون درست بوده یا نه
نمیدونید کار درستی کردین بعد جواب منفی اول دوباره برگشتین یا نه
نمیدونین اینبار باید چه جوابی بدین
نمی دونم باید چه برخوردی داشته باشم

همین شکها باعث شده اینطور دچار استرس بشین
ولی اینو بدونین حتی اگر طرفتون بدرد شما نخوره یا حتی مریض و مشکلدار هم باشه بازم یک ادمه و احساس داره و بخاطر این شکهای شما داره بهش اسیب وارد میشه
نمی خوام از خودم دفاع کنم. چون خودم هم می دونم خیلی زیاد مقصرم . مدتی هم خیلی زیاد عذاب وجدان داشتم . اما وقتی دیدم تو مدت کوتاهی تونسته به شخص دیگه ای فکر کنه (هرچند که ادعا داره دوستش نداره ولی من نمی تونم باور کنم ) میزان این عذاب وجدان به شدت کاهش پیدا کرد.
شک من اگرچه به اون هم آسیب زده ، اما علتش چی بوده ؟
- ایشون منو تو فشار برای گرفتن جواب مثبت قرار میده . وقتی میگم قراره فکر کنم به یکباره اس ام اس می زنه که "همسرم دوستت دارم"!!!!!! و هزار تا اس ام اس این مدلی . کدوم دختری می تونه این موضوع رو تحمل کنه . من وقتی این اتفاق می افته به شدت می ترسم . چون احساس می کنم در فشار شدیدی قرار گرفتم . وقتی هم میگم نه که آماج گلوله های احساسی و عذاب وجدان ها قرار می گیرم. من هم انسانم . نمی تونم بگم این حرفها هیچ اثری روی من نداره . سنگ که نیستم.

- من بار دوم با اطمینان برگشتم. اطمینان از احساسم . گفتم یه بررسی مشاوره ای هم انجام میدیم و اگر نظر مشاور هم مثبت بود همه چیز اوکیه .
اما نتیجه چی بود؟ ایشون با شخص دیگه ای آشنا شده بود. گفت بدون رفتن به مشاور سریع در دو روز (بچه ها در جریان هستن ) بگو که نظرت چیه . و اون قدر اصرار کرد که .....
من نتونستم چشم رو مشکلاتی که داشتیم ببندم .

الان هم جریان همینه . من میرم و باهاش صحبت می کنم تا خیلی چیزا روشن بشه . اون همین الان هم این اصرارها رو داره . اگر ماجرا تموم شده ، خب اجازه بده من با خیال راحت تصمیم مثبت یا منفی مو بگیرم. اگر تموم نشده خب دست از اصرار و این رفتارا برای من برداره .

ببینید من نمیگم اون اذیت نشده . اما گاهی احساس می کنم من بیشتر اذیت شدم

چرا ؟
چون بررسی تمام جنبه های عاقلانه این ازدواج به دوش منه .
و همین طور کنترل احساسات اون .
و همین طور پیشگیری از مانع شدن احساس خودم
و الان که احساس منم تا حدی درگیر شده باید کنترل این احساس رو هم دستم بگیرم


به نظر شما اینا برای یه دختر سخت نیست ؟

- - - Updated - - -

دوستان کسی اطلاعات پزشکی داره که الان من کلرودیازپوکساید بخورم بهتره یا پروپرانولول ؟ یه حالت استرس شدید به همراه تپش قلب دارم .

- - - Updated - - -

دختری دیگه تصمیم که می گیرن هزار تا منبع برای کمک به تصمیم گیری دارن
- خانواده : که کلی سختگیری می کنن و بررسی می کنن و .... اما خانواده من میگن خودت می دونی ، خودت تصمیم بگیر. وقتی هم نظر خواهی کنم ازشون میگن : "خوبه دیگه بابا ، مگه دختر شاه پریونی ؟ یا مثلا میگن کسی که نماز بخونه خداترس میشه و آدم خوبیه ، سخت میگیری ، یا میگن چه ایرادی داره مگه ؟ کار داره ، درس خونده ، خونواده داره و .... اصلا همسانی شخصیت ها رو در نظر نمی گیرن !

- خود آقا پسر : وقتی دو تا ایراد می گیره و دو تا شرط میذاره و وقتی میگه اگر این طور باشی یا نباشی من نیستم و .... آدم احساس می کنه که خب پس اون هم چشماش بازه و داره فکر می کنه و تصمیم می گیره . اما این آقا فقط به من میگه من دوست دارم . تو تصمیمت رو بگیر. حتی یه بار گفت من اگر ببینم اشتباه هست هم بر نمی گردم. چون من تصمیمم رو گرفتم و الان این تویی که باید تصمیم بگیری !

- مشاور : که من کلا از نعمتش محروم شدم

تمام پشتوانه تصمیم گیری من شده این سایت ! و جالبه که با سامانه 09640 به صورت آنلاین چت کردم. میگه با توجه به سن شما و با توجه به اینکه پسر با ایمانیه و ... مناسبه که قبول کنی . !!!!

اینها همه یعنی من تنها هستم !! یعنی تمام بار مسئولیت تصمیم گیری به دوش منه

این ها رو همه رو در نظر بگیرید به اضافه استرسی که هر دختری با وجود داشتن تمام این امکانات در هنگام تصمیم گیری داره .