به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 63
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidnaji نمایش پست ها
    منی که نسبت به دخترا بی حس بودم
    به هیچ کدوم یک اپسیلون علاقه ندارم

    فرشیدی که وقتی جلوی 70 نفر تو کلاس کنفرانس میدم هیچ استرسی ندارم

    این یه عشق پاک بود بدون ذره ای مسائل جنسی و شهوت
    سلام آقا فرشید، من چند نکته به ذهنم میرسه

    (1) به نظر من توی جملاتت خیلی افراط و تفریط دیده میشه و این وقت اتفاق می افته که از حقیقت فاصله بگیریم.

    (2) همونطور که استاف خیلی قشنگ گفته خدا کارش پیدا کردن دختری که ما گمش کردیم و فکر می کنیم اگه پیداش کنیم چقدر خوشبخت

    میشیم نیست. باید روی خودت حساب کنی اگه اینجور فکر میکنی.

    (3) من باز از جملاتت اینطوری متوجه شدم که نه میخوای اقدامی کنی برای پیدا کردنش و نه میخوای بیخیال فکر کردن بهش بشی. یعنی وقتی

    راهی برای پیدا کردنش هست بهانه می یاری که الان شرایط ندارم .... و یه چیز عجیب غریب مطرح میکنی که میخوای اتفاقی توی خیابون ببینیش!

    از نظر من اینجور برخورد کردن یعنی شما در شرایط فعلی احتیاج داری که خودت رو یک عاشق شکست خورده احساس کنی و احتمالا این احساس

    این روزها بهت خیلی میچسبه.

    (4) من نمیگم که این احساس عشق نیست چون علم غیب ندارم (هرچند نظر شخصیم اینه که خیلی بعیده عشق باشه ولی چون شما میگی عشقه

    میپذیریم. چون فقط خودتون از دل خودتون خبر دارین) ولی در این مورد شک ندارم که این روشی که شما داری برخورد میکنی کار یک عاشق نیست. عاشق

    به ناممکن ها امیدواره و شما از ممکن ها ناامید.

  2. 5 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 21 مرداد 92), deljoo_deltang (سه شنبه 22 مرداد 92), farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92), sanjab (دوشنبه 21 مرداد 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 21 مرداد 92)

  3. #12
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من بهت گفتم ولی الان قبول نمیکنی اما شاید سالهای بعد حرفمو قبول کردی

    شغل پیدا کردن همش بهانست که برای خودت ساختی......البته این کاملا ناخوداگاه هست و شاید اصلا خودت این احساس رو نداری بلکه اینرو خیلی هم خوب میدونی

    این حالت تو فقط ترسه....ترس از چی؟
    ترس اینکه این احساسی که حالا داری از دست بدی
    از این احساس لذت میبری و میترسی اتفاقی بیفته و این احساس دیگه نباشه
    میترسی با دیدن و حرف زدن و جلو رفتن بفهمی نکنه احساست اشتباه باشه
    اینا حدسیات من نیست بلکه تجربه منه که دارم بهت میگم ولی فکر نمیکنم قبول کنی

    کار و درس و پول همش بهانه هست که توی ذهنت شکل گرفته تا از زیربار مسئولیت انجام کار درست شونه خالی کنی که نکنه این احساسی که حالا ازش لذت میبری رو از دست بدی

    اگر نمیخوای بعدا حسرت از دست دادن بهترین لحظات زندگیت رو بخوری همین حالا کاری که لازمه رو انجام بده
    تو خانودات پشتتن پس راحت هم دختر رو پیدا میکنی و هم اینکه مسائل خاستگاری و غیره
    اگر به خودت مطمعن هستی که توانایی اداره یک زندگی رو داری و بقول خودت همون روز اول تموم شدن درس، دوست بابات استخدامت میکنه پس نگرانی نداری
    اگر به خوده دختر مطمعنی که دوستت داره و به قول خودت حتی دنبالت تا دم خونتون و تعقیبت کرده پس بازم نباید نگران باشی
    حتی اگر خانواده دختر مخالفت کنن برای نداشتن کار اگر اینقدر به خودت مطمعن باشی که اراده و قدرت مسئولیت پذیری رو داری راحت میتونی قانعشون کنی که این 2سال هم بهت وقت بدن
    حتی اگر خانوده دختر کاملا مخالف باشن ولی خوده دختر موافق باشه منتظر میشینه تا درست تموم شه و بعد بری خاستگاری

    پس الان اقدام کنی هیچی از دست نمیدی
    ولی الان اقدام نمیکنی چون میترسی
    مترسی دختر تا حالا ازدواج کرده باشه
    میترسی دوستت نداشته باشه اونطور که توی خیالت ساختی
    میترسی با اشنایی و شروع رابطه این احساس لذتبخشی که داری از بین بره
    میترسی احساست عشق نباشه
    میترسی که امادگی ازدواج و قبول مسئولیت رو نداشته باشی
    میترسی . . .

    پس اگر میخوای عذاب نکشی و بهترین لحظات زندگیت که همین لحظات هست که میتونی لذت ببری از خودت از دست نره و بعدا فقط حسرت بخوری همین الان اقدام کن و برو پیداش کن
    برو باهاش حرف بزن رودرو
    وگرنه فردا فقط حسرت برات میمونه و پس

  4. 4 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92), sanjab (دوشنبه 21 مرداد 92), toojih (دوشنبه 21 مرداد 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 21 مرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    سلام آقا فرشید، من چند نکته به ذهنم میرسه

    (1) به نظر من توی جملاتت خیلی افراط و تفریط دیده میشه و این وقت اتفاق می افته که از حقیقت فاصله بگیریم.

    (2) همونطور که استاف خیلی قشنگ گفته خدا کارش پیدا کردن دختری که ما گمش کردیم و فکر می کنیم اگه پیداش کنیم چقدر خوشبخت

    میشیم نیست. باید روی خودت حساب کنی اگه اینجور فکر میکنی.

    (3) من باز از جملاتت اینطوری متوجه شدم که نه میخوای اقدامی کنی برای پیدا کردنش و نه میخوای بیخیال فکر کردن بهش بشی. یعنی وقتی

    راهی برای پیدا کردنش هست بهانه می یاری که الان شرایط ندارم .... و یه چیز عجیب غریب مطرح میکنی که میخوای اتفاقی توی خیابون ببینیش!

    از نظر من اینجور برخورد کردن یعنی شما در شرایط فعلی احتیاج داری که خودت رو یک عاشق شکست خورده احساس کنی و احتمالا این احساس

    این روزها بهت خیلی میچسبه.

    (4) من نمیگم که این احساس عشق نیست چون علم غیب ندارم (هرچند نظر شخصیم اینه که خیلی بعیده عشق باشه ولی چون شما میگی عشقه

    میپذیریم. چون فقط خودتون از دل خودتون خبر دارین) ولی در این مورد شک ندارم که این روشی که شما داری برخورد میکنی کار یک عاشق نیست. عاشق

    به ناممکن ها امیدواره و شما از ممکن ها ناامید.
    ممنون که جواب دادین

    1 - این حرف رو قبول دارم که افراطی دوسش دارم

    2 - من از خدا فقط میخوام یه جوری فقط رودرروی هم قرار بگیریم 6 سال پیش بارها و بارها تو مکان های مختلف شهر می دیدمش نمی دونم چی شد به یک باره نمی بینمش . فقط این انتظار رو دارم که خدا راهی هموار کنه از طریق اون دختره باهاش آشنا بشم نه از طریق خانوادش

    3 - راه برای پیدا کردنش هست ولی وقتی شغلی ندارم برم تو خونه اونا {بر فرض اینکه تا 22 سالگی ازدواج نکرده} باباش بپرسه چطوری میخوای زندگی رو تامین کنی چی جواب بدم ؟ بگم 2 سال دیگه کار پیدا می کنم میگه برو 2 سال دیگه بیا

    4 - شایدم حودم برای خودم ناممکنش کردم

    =================

    بچه ها من دیگه طاقت ندارم میخوام به سیم اخر بزنم از این بلاتکلیفی خسته شدم

    یه راهنمایی کنید

    با توجه به شرایط خانوادگی که دارم که همیشه هامی من بودن و با توجه به اینکه بیکارم او باز با توجه به اینکه پیدا کردن اون دختر کار کاملا ممکنی هست

    من الان این موضوع رو تو خونه مطرح کنم ؟

    آخه مطمئنم مادر یا پدر من قبول نمیکنه بریم خاستگاری چون میدونن جوابی در مورد مسائل مالی نداریم تو جلسه خاستگاری

  6. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    اینو هم در نظر داشته باش شاید به یه شهر دیگه رفتن.


  7. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    اینو هم در نظر داشته باش شاید به یه شهر دیگه رفتن.
    شاید شهر دیگه رفتن شاید ازدواج کردن ....

    این احتمالات هست

    قسم میخورم اگر بابام میتونست برای 2 سال ساپورت مالیم کنه میرفتم جلو همین امروز من تو دوست داشتن اون شکی ندارم حتی با اینکه مطمئنم اون دوسم داره ولی اگر اونم منو دوست نداشته باشه بازم مهم نیست بلاخره علاقمندش می کنم اگر باهاش باشم

    ولی 6 سال دارم دیونه میشم هیچ دختری به دلش نمی شینه حتی 1 درصد

    ازدواج کردن اون یعنی بدبختی من تا اخر عمر

    - - - Updated - - -

    شغل پیدا کردن همش بهانست که برای خودت ساختی......
    داداشم خودت میبینی الان کسی که یه ماشین معمولی یه شغل معمولی داره میترسه بره خاستگاری من که تا دو سال دیگه بلاتکلیفم چطور برم خاستگاری

    بگن چی از خودت داری بگم محبتش عشقش ؟ محبت و عشق برای یک زندگی کافیه ؟

    امام صادق (علیه السلام) :

    هر كه از ترس تهیدستی ازدواج نكند ، به خدای متعال گمان بد برده است . خدای متعال می فرماید : « اگر تهیدست باشد خداوند از فضل خود توانگرشان می سازد » .

    این حالت تو فقط ترسه....ترس از چی؟
    ترس اینکه این احساسی که حالا داری از دست بدی
    مطمئنم این حس رو از دست نمیدم فقط اگر ازدواج کنه به رسم مردونگی فراموشش میکنم

    کار و درس و پول همش بهانه هست که توی ذهنت شکل گرفته تا از زیربار مسئولیت انجام کار درست شونه خالی کنی که نکنه این احساسی که حالا ازش لذت میبری رو از دست بدی
    باور کن الان جز استرس حس دیگه ای ندارم خیلی از دخترا تو این سن ازدواج می کنند شب و روزم شده گریه به خدا اگر یه شغل معمولی هم داشتم الان میرفتم خاستگاری

    تو خانودات پشتتن پس راحت هم دختر رو پیدا میکنی و هم اینکه مسائل خاستگاری و غیره
    به خدا وقتی الان دارم مینویسم دارم گریه می کنم آخه برم خاستگاری بگم چند منه ؟

    من خودم به یه پسر بیکار زن نمیدم اصلا روم نمیشه با دست خالی بدون هیچ درامدی برم خاستگاری

    ولی اگر شما میگین با توجه به شرایط من کار درستی هست همین هفته یه جوری تو خونه مطح می کنم مسئله رو

    اگر به خوده دختر مطمعنی که دوستت داره و به قول خودت حتی دنبالت تا دم خونتون و تعقیبت کرده پس بازم نباید نگران باشی
    اینو که مطمئنم دنبالم بوده با چشمای خودم دیدم ولی اگر اون من رو دوست نداشته باشه {به فرض محال} بازم مهم نیست اینقدر بهش محبت میک نم و اینقدر غرق عشقش میکنم که نظرش عوض بشه

    حتی اگر خانواده دختر مخالفت کنن برای نداشتن کار اگر اینقدر به خودت مطمعن باشی که اراده و قدرت مسئولیت پذیری رو داری راحت میتونی قانعشون کنی که این 2سال هم بهت وقت بدن
    ببینید پدر اون دختر میگه 2 سال از بهترین سال های عمر دختر من هست شاید تو 2 سال 0 تا خاستگار با شرایط مالی خوب داشته باشه چرا به خاطر تو باید ردش کنه اصلا رفتیم اونجا دختره گفت من این پسر رو از سالهی پیش میشناسم و دوسش دارم بازم بابای دختره میگه برای یه دوست داشتن چرا باید خاستگارای دیگه رو رد کنم
    زد و این 2 سال دیگه مرد یا یه بلایی سرش اومد من و میونم و دختری که خاستگاراش رو رد کرده
    ===========

    واسه همین من میخوام اول با این دختر آشنا بشم بعد یواش یواش بحث ازدواج و ... رو جلو بکشم بعد یواش یواش خانواده ها رو به هم اشنا کنم یهنی به عنوان دوست پسر به مدت خیلی کوتاه وارد زندگیش بشم بعد بریم یواش یواش محرم بشیم با هم و ...

    نه اینکه به عنوان یه خاستگار جدی برم وارد زندگیش بشم

    پس الان اقدام کنی هیچی از دست نمیدی
    میدونم چیزی از دست نمیدم اخه با چه رویی جلو برم

    ولی الان اقدام نمیکنی چون میترسی
    مترسی دختر تا حالا ازدواج کرده باشه
    میترسی دوستت نداشته باشه اونطور که توی خیالت ساختی
    میترسی با اشنایی و شروع رابطه این احساس لذتبخشی که داری از بین بره
    میترسی احساست عشق نباشه
    میترسی که امادگی ازدواج و قبول مسئولیت رو نداشته باشی
    ترسم از اینه که تا حالا ازدواج نکرده باشه و تو همین 2 سال ارشد خوندن من ازدواج کنه اگر تا حالا ازدواج کرده باشه که دیگه ترسی نداره من بدبخت شدم رفتم پی کارم

    ترسی از اینکه اون به من علاقه ای نداشته باشه ندارم دوست داشتن اون برام مهمتر از دوست داشته شدن خودم از طرف اونه

    پس اگر میخوای عذاب نکشی و بهترین لحظات زندگیت که همین لحظات هست که میتونی لذت ببری از خودت از دست نره و بعدا فقط حسرت بخوری همین الان اقدام کن و برو پیداش کن
    برو باهاش حرف بزن رودرو
    اگر نظر بقیه هم مثل شما باشه به خدا جلو میرم

    اگر ازدواج کرده باشه که هیچ

    اگر نکرده باشه با صداقت میگم به من 2 سال وقت بده یا قبول میکنه یا نمیکنه

    خوبیش : از بلاتکلیفی در میام

    بدیش : والله به عنوان یه بیکار نمی تونم جلو برم روشو ندارم میگم خودم دخترم رو اجازه نمیدم به خاطر یه بیکار فرصت های دیگش رو از دست بده چطور از مردم انتظار داشته باشم ؟

  9. کاربر روبرو از پست مفید farshidnaji تشکرکرده است .

    sanjab (دوشنبه 21 مرداد 92)

  10. #16
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 10 آبان 92 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    196
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    285

    تشکرشده 366 در 142 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidnaji نمایش پست ها
    اولا ممنونم که جواب دادی

    قسم میخورم حسی که بهش داشتم به هیچ کسی نداشتم

    بعد 6 سال قیافش کامل تو ذهنم هست
    این نشون میده که به ندرت از کسی خوشت میاد یا مشکل پسندی، دلیلی بر عشق بودن اون حس نیست.

  11. 2 کاربر از پست مفید Rude Boy تشکرکرده اند .

    farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92), toojih (دوشنبه 21 مرداد 92)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها
    این نشون میده که به ندرت از کسی خوشت میاد یا مشکل پسندی، دلیلی بر عشق بودن اون حس نیست.
    اون که مشکل پسند هستم که قبول دارم

    ولی اینکه موقع دیدن اون یه حس عجیبی دارم این برای خودم مهمه

    تازه یه فرد مشکل پسند وقتی میخواد نمره بده میگه {از100}

    این دختر 20 اون یکی 15 اون یکی 10 این یکی 90 !

    ولی من میگم همه 0 اون 100

    کار از مشکل پسندی گذشته

    کار من در حقیقت تک پسندی شده نه مشکل پسندی

    این یه خوبی داره یه بدی


    خوبیش

    اگر باهاش به احتمال ضعیف ازدواج کنم هیچ وقت تو عشقش دچار تردید نمیشم هیچ وقت پیش خودم نمی گم میتونستم انتخاب بهتری داشته باشم کل توجهات من میشه اون خانوم - الان که رابطه ا باهاش نداره به هیچ دختری توجه نمی کنم اگر زنم بشه که اصلا به هیچ دختری فکر نمی کنم

    بدیش
    اگر به اون نرسم کل زندگیم داغون میشه مجبورم از بین صفر ها یکی رو انتخاب کنم دیگه از ته دل نمی تونم به کسی بگم دوست دارم باید مجبوری بهش بگم و ...

  13. #18
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من بهت همه چیزو گفتم دیگه فکر نکنم چیزی مونده باشه

    ازم ناراحت نشو
    بازم و بازم و هزاربار دیگه میگم نداشتن کار بهانست

    حرفاتو خودت بخونی خودت جواب حرفای خودت رو میدی

    میگی برم خاستگاری چون کار ندارم باباش بهم نه بگه و توی این 2سال خواستگار بهتر پیدا بشه باهاش ازدواج کنه
    خب عزیز من اینم در نظر بگیر چه تو بری چه نری ممکنه اون پسربهتر بیاد خاستگاریش.....ولی فرق رفتن تو اینه که شاید دختره خودش تورو خواست و با خانوادش مخالفت کرد و این 2سال تو درست تموم شد دست پر تونستی بری
    ولی اگه تو نری چی میشه؟خاستگار پولدار راحت میاد دست دختر رو میگیره و میره

    من اهل قسم خوردن نیستم ولی خواستی واست قسم بخورم دقیقا همین شرایط تورو 11سال داشتم.......دقیقا همین شرایط که یکو رو دوست داری ولی حتی اسمشو نمیدونی

    پس به حرفام فکر کن

    بعدا فقط حسرت میخوری چرا توی این سالها میتونستی چه زندگی داشته باشی ولی برای یه توهم(اره دقیقا توهم) چقدر خودازاری کردی

    من همه چیزو بهت گفتم ولی میدونم هرگز گوش نمیدی و همین حالت ادامه خواهد داشت تا وقتی که دیگه مطمعن بشی کار از کار گذشته با خیال راحت شاید بری دنبال زندگیت

    من نمیگم فراموش کن چون میدونم فراموش نمیشه
    نمیگم همین امروز برو خاستگاری بگو فردا بیا عقد کنیم بریم سر خونمون(من خواهرم 2سال پیش عقد کرده ولی چون هم خودش درسش ادامه داشت هم شوهرش داشت خونه میساخت تازه همین هفته بعده 2سال داره عروسی میگیره)
    تو هنوز نه دختر رو میشناسی نه خانوادش رو چرا حکم میدی؟از کجا معلوم اصلا خوده پدره عاشقت نشه بگه عجب پسر گلی بیا دخترم واسه تو

    من چون شرایط تو رو نمیدونم نمیتونم بگم دقیقا چکار کنی....نمیتونم بگم با مادرت حرف بزن یا پدرت...یا برو تو محله و مدرسه ادرس دختره رو پیدا کن با خودش حرف بزن

    ولی اینو با اطمینان تمام بهت میگم همین امروز فکر کن مشورت کن و تصمیم بگیر و علم کن که امروز کاری نکنی فردا پشیمونی چه برسه به 2سال دیگه

  14. کاربر روبرو از پست مفید Estaf تشکرکرده است .

    farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92)

  15. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Estaf نمایش پست ها
    من بهت همه چیزو گفتم دیگه فکر نکنم چیزی مونده باشه

    ازم ناراحت نشو
    بازم و بازم و هزاربار دیگه میگم نداشتن کار بهانست

    حرفاتو خودت بخونی خودت جواب حرفای خودت رو میدی

    میگی برم خاستگاری چون کار ندارم باباش بهم نه بگه و توی این 2سال خواستگار بهتر پیدا بشه باهاش ازدواج کنه
    خب عزیز من اینم در نظر بگیر چه تو بری چه نری ممکنه اون پسربهتر بیاد خاستگاریش.....ولی فرق رفتن تو اینه که شاید دختره خودش تورو خواست و با خانوادش مخالفت کرد و این 2سال تو درست تموم شد دست پر تونستی بری
    ولی اگه تو نری چی میشه؟خاستگار پولدار راحت میاد دست دختر رو میگیره و میره

    من اهل قسم خوردن نیستم ولی خواستی واست قسم بخورم دقیقا همین شرایط تورو 11سال داشتم.......دقیقا همین شرایط که یکو رو دوست داری ولی حتی اسمشو نمیدونی

    پس به حرفام فکر کن

    بعدا فقط حسرت میخوری چرا توی این سالها میتونستی چه زندگی داشته باشی ولی برای یه توهم(اره دقیقا توهم) چقدر خودازاری کردی

    من همه چیزو بهت گفتم ولی میدونم هرگز گوش نمیدی و همین حالت ادامه خواهد داشت تا وقتی که دیگه مطمعن بشی کار از کار گذشته با خیال راحت شاید بری دنبال زندگیت

    من نمیگم فراموش کن چون میدونم فراموش نمیشه
    نمیگم همین امروز برو خاستگاری بگو فردا بیا عقد کنیم بریم سر خونمون(من خواهرم 2سال پیش عقد کرده ولی چون هم خودش درسش ادامه داشت هم شوهرش داشت خونه میساخت تازه همین هفته بعده 2سال داره عروسی میگیره)
    تو هنوز نه دختر رو میشناسی نه خانوادش رو چرا حکم میدی؟از کجا معلوم اصلا خوده پدره عاشقت نشه بگه عجب پسر گلی بیا دخترم واسه تو

    من چون شرایط تو رو نمیدونم نمیتونم بگم دقیقا چکار کنی....نمیتونم بگم با مادرت حرف بزن یا پدرت...یا برو تو محله و مدرسه ادرس دختره رو پیدا کن با خودش حرف بزن

    ولی اینو با اطمینان تمام بهت میگم همین امروز فکر کن مشورت کن و تصمیم بگیر و علم کن که امروز کاری نکنی فردا پشیمونی چه برسه به 2سال دیگه
    باشه من به شدت روی این موضوع فکر می کنم

    احتمالا تو خونه بعد از 10 سال این مسئله رو گفتم

    10 سال پیش با یه نگاه ساده شروع شد رفته رفته تفکرش شد کل زندگیم

    خوب شد اینجا با شما مشورت کردم و نظرات شما رو دونستم

  16. #20
    Banned
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطعمن باش بعد از 10سال هم نخواهی گفت

    فقط ارزو میکنم زودتر ادم جدیدی وارد زندگیت بشه که احساست به راه درست برگرده و این توهم از سرت خارج بشه

    برای من 11سال طول کشید ولی واسه تو ارزو میکنم همین فردا اتفاق بیفته

  17. کاربر روبرو از پست مفید Estaf تشکرکرده است .

    farshidnaji (دوشنبه 21 مرداد 92)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.