سلام
گفتنیها رو دوستان گفتند. فقط به یه موردی اشاره نشد، که بنده بهش میپردازم.
فرمودید:
تا اونجا که فهمیدم، سه صفت سختگیری، خشک بودن و بداخلاق بودن رو از مشخصات اکثر این افراد میدونید.حالا از طرفی، من فکر میکنم نمیتونم با پسرهای مذهبی خیلی رابطه خوبی داشته باشم!
نمیدونم یه تفکر خاصی ازشون تو ذهنم هست.
اینکه خیلی سختگیرن. خیلی خشک و جدی هستن! اکثرا هم انگار بداخلاقن و تُقص!!!
ابتدا به دلیل نبود تعریف مشخصی از "انسان مذهبی"، از لفظ "انسان مؤمن" استفاده میکنم. همچنین برای جلوگیری از هر گونه سوء تفاهمی در گفتهها، تعریفی از ایمان ارائه میدم. امام علی از پیامبر نقل کردهاند که:
"ایمان آنست که در دلها مستقر شده باشد و رفتار نیز آن را تصدیق کند (و با آن مطابق باشد) و اسلام همان گفتن شهادتین است که با آن ازدواج و ... حلال میشود"
حال که به تعریفی از ایمان رسیدیم، ببینیم که آیا تصاویر ذهنی شما از انسان باایمان، اصلا عملی هست یا نه.
در مورد سختگیری، اول بیاید ببینیم سختگیری به همسر چه حالتهایی داره.
۱- وادار کردن همسر به انجام کاری که از لحاظ دین، لازمه انجام بشه.
۲- وادار کردن همسر به انجام کاری که از لحاظ دین، نباید انجام بشه.
۳- وادار کردن همسر به انجام کاری که دین هم انجام دادن و هم ندادنش رو مجاز دونسته.
۴- مخالفت و جلوگیری از رفتاری از همسر که از لحاظ دین، اون کار باید انجام بشه.
۵- مخالفت و جلوگیری از رفتاری از همسر که از لحاظ دین، اون کار نباید انجام بگیره.
۶- مخالفت و جلوگیری از رفتاری از همسر که دین انجام دادن یا ندادنش رو واجب نکرده.
۷- کمالگرا بودن شوهر که هم به همسر و هم به خودش در هر مسئلهای سخت بگیره.
خوب. اگر منظور شما از سختگیری، موردی از موردهای ۱ یا ۵ باشه، اونوقت باید بگم که اگر همسر فرد، مؤمن باشد و در مسیری مشابه مسیر شوهر حرکت کند، چنین موردی پیش نمیاد. هر چند که اگر همسر فرد، مؤمن هم نباشه باید بگیم که بعضی از مسائل اصلا وادارکردنی نیستن!
اگر سختگیری همسر، موردی از موردهای ۲ یا ۴ باشه، اونوقت مطمئنا آقای شوهر، مؤمن نیست! پس جزو سختگیریهای شوهر مؤمن نخواهد بود. توجه داشته باشید که ممکنه چنین سختگیریهایی رو بعضی از آقایونی که از نظر دینی قوی نیستند، داشته باشند.
اما اگر منظورتون موارد ۳ یا ۶ هست،
بیاید و این موضوع رو با تعریف ایمان بسنجیم. آیا مخالفت یا وادار کردن همسر به کارهایی که دین راه رو برای انتخاب آزاد گذاشته، مطابق ایمانه؟ البته قطعا، بین کار خوب و بهتر، میشه که دیگران رو به کار بهتر تشویق کنیم. اما تا زمانی که هیچ کدامشون واجب نباشند، هیچ دلیل عقلی و شرعی برای وادار کردن وجود نداره!
برای مورد ۷ و بسیاری از مشکلات روانی دیگه هم که واضحه این موارد بین مؤمنین کمتر وجود داره. توصیه به میانهروی و بسیاری از توصیههای دیگر، اگر در زندگی عملی بشن (که مؤمن باید عمل کند تا مؤمن نام بگیره) از چنین مسائلی جلوگیری میکنه.
در مورد خشک و جدی بودن:
منظورتون در ارتباط با همسر هست، یا ارتباط با دیگران؟
در ارتباط با همسر که اصلا چنین چیزی عملی نیست! کسی که وظیفه داره محبت رو به همسر و فرزندان تموم کنه، با جدی و خشک بودن، نمیتونه این کار رو انجام بده.
در ارتباط با اجتماع، بعضی از دلایلی که باعث میشه مردم بگن که اینجور آدمها خشک هستن، علاقه نداشتن این افراد به شوخیهای نادرست، تمسخر افراد یا اقوام، غیبت کردن (و …) هست. چیزی که شما هم به آن معتقدید.
اما بالاخره همهٔ شوخیها بد نیستند. و بنده دلیلی برای این نیافتم که بگم چنین افرادی شوخیهای خوب رو هم نمیکنند!
در مورد بداخلاق بودن. بداخلاقی، کاملا مخالف با مبانی دین هست. پس مؤمن اگر قرار باشه رفتارش مطابق با دین باشه، نباید بداخلاق باشه.
.
در مورد این فرمودید که بعضی از آقایون هنگام صحبت کردن هیچ نگاهی نمیکنند. البته فکر کنم که اونها دیگه یه نگاه رو میکنن! وگرنه از کجا بفهمن که با چه کسی دارن صحبت میکنن؟!
پاسخم رو در قالب یه مثال میدم:
از نظر دین، این که نگاه انسان، بدون این که قصدی داشته باشه، به زنان بیوفته ایرادی نداره. بالاخره همونطور که نگاه ما، بدون قصد و توجه به آقایون، ماشینها، درخت و … میوفته، ممکنه به خانمها هم بیوفته.
این نگاه از اون دسته نگاههایی هست که از نظر دین ایرادی نداره.
اما ممکنه شرایط جامعهای که توش هستیم، به گونهای باشه که خانمها حجابی داشته باشند که همان نگاه بدون قصد هم اوضاع آقا رو به هم بریزه. خوب اینجا ممکنه آقا تصمیم بگیره که حواسش رو جمع کنه تا نگاهش به خانمها نیوفته.
یه تفاوت ظریفی بین این دو حکم هست:
حکم دین در شرایط معمول این بود که "لازم نیست توجه داشته باشیم و همیشه نگاهمونو کنترل کنیم که به چه سمتی نگاه میکنیم. اما اگر نگاهمون افتاد و متوجه شدیم، نباید به نگاه کردن ادامه بدیم"
کاری که اون آقا در جامعهای متفاوت انجام میده این حکم هست که "لازم هست توجه داشته باشیم و همیشه نگاهمون رو کنترل کنیم"
نه حکم دین ایرادی داره و نه کاری که اون آقا میکنه. مطمئنا اگه اون آقا حکم دین رو انجام بده هم اون دنیا مجازات نمیشه. اما با روشی که پی میگیره (به خاطر شرایط متفاوت جامعه) حداقل آرامش خودشو بیشتر حفظ میکنه. هرچند که حکم دوم هم صد درصد عملی نیست و بالاخره ممکنه زمانی آقا هواسش نباشه و نگاهش هم بیوفته و آرامشش به هم بریزه.
این که گفتید بعضی از آقایون خانمهایی که حجابشون کامل نیست رو تحویل نمیگیرن، شاید بیشتر به موضوع بالایی برگرده و به بد اومدن و … ربطی نداشته باشه.
و این که گاهی اوقات، بعضیها همان نگاههای معمول و مجاز رو هم نمیکنن، شاید به خاطر شرایط جامعه باشه که حس کنن همون نگاه مجاز هم مخل آرامششون میشه.
...
یه توضیحی رو هم در آخر بدم. نباید به این مسائل صفر* و صدی** نگاه کنیم. هر چند که مطمئنا هم صفر وجود داره و هم صد!
اما ما هر چه بیشتر در این مسیر بکوشیم و خودمونو به صد نزدیکتر کنیم، افرادی رو جذب میکنیم که به صد نزدیکتر هستن. اگر ۵۰ باشیم، بیشتر بین ۴۰ تا ۶۰ رو جذب میکنیم. اگر ۹۰ باشیم هم بیشتر بین ۸۰ تا ۱۰۰ رو جذب میکنیم!
پس باقی مسائل با ماست که هدف از زندگی را خوب ببینیم و برای آینده تصمیم بگیریم و خودمون رو مطابق با آیندهای که در نظر داریم، تغییر بدیم.
* کسی که اسمش مسلمون باشه، اما هیچ وقت در هیچ کاری به رضایت خدا توجهی نکنه
** کسی که مسلمون باشه و در تمام تصمیمات و اعمال زندگی، توجهش به رضایت خدا باشه
موفق باشید.![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)