به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تاپیک ها رو خوندم شاید یکمی شبیه باشه ولی بازم مشکل منو مطرح نمیکنه.
    اخه چرا همه دخترا دوست دارن همیشه کنار شوهرشون باشن ولی من اینطوری نیستم؟ چرا مث بقیه نیستم؟ چرا فرق میکنم چرا غمگینم از ازدواجم؟ همه دخترا دنبال شوهرشون هستن ولی ...
    وقتی یه چیزی ازش میخوام فک میکنه میخوام تیغش بزنم ...
    مثلا یه بار بود گفت میخوام لباس بخرم گفتم منم مانتو میخوام و همون شب قرار بود مثلا بیاد خونمون ولی چون یکمی بحثمون شده بود دوست نداشتم بیاد و ازش هم دعوت نکردم بیاد و همین باعث شد بگه تو فقط منو واسه خرید میخوای و وقتی به پیش هم خوابیدن میرسه بهانه میاری... شایدم راست میگه ولی نمیدونم خوب وقتی دوست ندارم بیاد گاهی چیکار کنم؟ ازیکی از دوستام پرسیدم گفت من هم گاهی میل جنسیم به شدت کم میش و دوست ندارم پیش شوهرم باشم ولی به رو نمیارم و اصلا مطرحش نمیکنم.
    گاهی به خودم میگم خوب پیش هم خوابیدیم مث همیشه باز تکرار.... نه تنوعی نه چیزی.. چه فایده!! زندگیم شده یه چرخه تکراری و تکرار و تکرار و تکرار...
    همش باید مث بچه بهش بگم بلند حرف نزن، درست غذا بخور (البته من خیلی حساسم) خیلی روی نقاط ضعفش که گاهی کوچیکه حساس میشم و بزرگ میشه برام. فک میکنم مایه خجالتمه گاهی.. توی جمع دوست ندارم زیاد کنارش بشینم و اصلا دوست ندارم توی مهمونیاشون شرکت کنم دلیلش رو نمیدونم شاید راحت نیستم با خانوادش شایدم... اون همه اینا رو میگه دلیلش اینه که تو دوسم نداری.. همش همینو میگه. منم راستش میبینم دوستام خیلی با شوهرشون خوبن حسودیم میشه و میگم چرا اونا اینقد شوهرشون رو دوست دارن و شاد و خوشحالن ولی من چی؟

  2. 2 کاربر از پست مفید tanhayeshab تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 24 مرداد 92), roze sepid (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 آبان 99 [ 01:26]
    تاریخ عضویت
    1390-12-28
    نوشته ها
    490
    امتیاز
    10,908
    سطح
    69
    Points: 10,908, Level: 69
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 342
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,477

    تشکرشده 1,571 در 419 پست

    Rep Power
    68
    Array
    حرف های شما قابل درک هست اما اگر انتظار دارید اینجا کمکی بهتون بشه باید موارد و مشکلاتتون رو یک به یک و کاملا شفاف و مرتب عنوان کنید.

    تا الان توی هر کدوم از پست هاتون ده ها مورد رو مطرح کردین که باعث سردرگمی مراجعین میشه! الان اصلا نمیشه فهمید واقعا مشکلتون چیه! شما توی نوشته هاتون همه چیز رو به هم بافتین و یه کلاف سردرگم رو ارائه دادید که بعید میدونم با این وضع کسی بتونه کمکتون کنه.

    پس لطفا بشینید خوب فکر کنید و مشکلات اصلیتون رو به صورت تیتروار و مشخص عنوان کنید.
    ویرایش توسط mehrdad_m : پنجشنبه 24 مرداد 92 در ساعت 12:39

  4. 3 کاربر از پست مفید mehrdad_m تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (پنجشنبه 24 مرداد 92), roze sepid (پنجشنبه 24 مرداد 92), tanhayeshab (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اخه خودمم گیجم.. مشکل منو هیچکی نداره.. خیلی ها رو دیدم شوهرشو دوست نداره ولی من نمیتونم بگم دوسش ندارم. نمیتونمم بگم قطعا بهش علاقه دارم. میترسم جدا بشم و بعدش پشیمون بشم وبفهمم عاشقش بودم. چون گاهی واقعا حس میکنم عاشقشم.
    مشکلاتم رو تیتر کنم باشه چشم!!
    1- محبتش رو اونطوری که میخوام ابراز نمیکنه مثلا چند روز یه بار زنگ میزنه و بیشتر پیام میده و میگه اگه کار داری تو زنگ بزن منم عمرا زنگ بزنم چون دخترم و وظیفه اونه.
    2- فقط و فقط وقتی کنارمه و رابطه داریم یا بیرون میریم باهام خوبه و اگر نیاز جنسیش رو تامین نکنم و باهاش مهربون نباشم روزگارمو سیاه میکنه
    3- به خانوادش وابسته است و هر کاری میخواد بکنه نظرشون رو میپرسه. اصلا مستقل نیست و رو پای خودش نیست با اینکه درامد داره مثلا چیزی بخواد بخره یا لباس بخره واسه خودش مامانش میگه تازه خریده بودی چرا ولخرجی میکنی چرا پس انداز نمیکنی و ... اینا رو میاد ب من میگه حرص میخورم دوست دارم محکم باشه و حق خودشو بگیره ...
    4- بد زبونی میکنه توی دعوا و توهین میکنه البته منم جوابش رو میدم بدتر از خودش
    5- وقتی دعوامون میشه ازش متنفر میشم و دیگه دوست ندارم ببینمش
    6- نازمو نمیکشه خیلی وقتا براش ناز میکنم ولی اون نمیبینه مثلا وقتی میخوام باهاش برم بیرون اولش میگم نه ولی اون نازمو نمیکشه . بهش هم گفتم دوست دارم خیلی نازمو بکشی چون من خیلی ناز نازیم ولی فقط میگه باشه و اصلا نازمو نمیکشه..دوست داره من نازشو بکشم و ازش دعوت کنم بریم بیرون یا ازش رابطه جنسی بخوام. اگر موقع خوابیدم یکمی با فاصله بخوابم ازش نمیفهمه که دارم ناز میکنم براش و اینقد بی محلی میکنه که خودم میرم سمتش و بغلش میکنم. اگه بگم سرم درد میکنه دوست دارم نازمو بکشه نه اینکه بگه الهی بمیرم و ازین حرفا... وگرنه خودم بلدم قرص بخورم و خوب بشم.
    7- بهم شک داره و هر اس ام اسی که میاد دوست داره براش توضیح بدم که کی بوده. منم از این اخلاق بدم میاد کسی سرک بکشه تو کارم. اگر پسر خاله یا پسر عموم که ممکنه سنشون 16 سال اینا باشه بهم پیام بده ناراحت میشه. و میگه من این کارا رو نمیکنم (خوب اون کسیو نداره)
    8- خیلی شوخی میکنه و بیشتر حرفاش شوخیه و داستان تعریف کردن از دوستاش و خیلی کم درباره زندگی و آینده حرف میزنه میگه الان رو غنیمت بدون فردا خدا بزرگه البته واقا توکلش قویه و خدا هم خیلی کمکش میکنه از جور شدن کار و پول و .. گرفته تا خیلی چیزای دیگه ولی من اینطوری نیستم.
    9- وقتی عصبی میشه هیچیو نمیبینه حتی من که زنشم و براش میشم ی دختر خراب خیابونی که هر چی دلش بخواد توهین کنه بهش.
    10- وقتی عصبی میشه گاهی گریه میکنه که من متنفرم از اینکه مرد گریه کنه. البته بهش حق میدم ولی من بدم میاد...
    11- یکمی لاغره دوست دارم چاق بشه ولی نمیشه البته این یکی مهم نیست زیاد ولی گفتم که از قلم نیفته
    12- یه مشکلی که دارم وابستگی شدید به مادرمه طوری که گاهی دوست دارم میریم بیرون مامانم هم باشه ولی خب شوهرم دوست نداره زیاد ولی ظاهرو حفظ میکنه و من ناراحت میشم فک میکنم باید مادرم هم ببریم و یه جورایی احترامه..
    13- ازم توقعاتی داره که توی عقد سخته انجامش مثلا اینکه وقتی میرم بیرون بهش اطلاع بدم، هر زمان دعوت کرد ازم برم خونشون، با هم تنهایی سفر بریم که مادرم نمیذاره، براش غذا درست کنم (بلد نیستم و نمیخوامم بخاطر اون یاد بگیرم) ینی حوصلشو ندارم که یاد بگیرم.
    14- دوست داره وقتی صبح بیدار میشه منم باهاش بیدار شم و صبحانه بخوریم ولی من میخوام تا ظهر بخوابم و نمیتونم پاشم.
    و خیلی چیزای دیگه...

  6. کاربر روبرو از پست مفید tanhayeshab تشکرکرده است .

    roze sepid (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    فقط واسه همدردی اومدم اینجا و امیدوارم مشکلتون حل بشه .

    سنم که کم تر بود به این حرف که علاقه بعد از ازدواج ایجاد میشه خیلی اعتقاد داشتم ، اما روز به روز دارم به این پی میبرم که اصلا این طور نیست !

    به خدا به دل نشستن خیلی مهمه ، داشتنه حسه خوب خیلی مهمه ، احساس راحتی و آرامش داشتن در کناره نامزد یا همسر خیلی مهمه .

    نمیدونم چرا تو این سال های اخیر این قدر ازدواج های بدون احساسه اولیه داره انجام میشه ! من معتقدم تقصیره کاره اصلی خانواده دختر هست شاید به نوعی حق دارن ، جامعه وضعه خوبی نداره و پسری که دنباله ازدواج باشه کمتر شده و خانواده دختر وقتی در کلیات پسری رو مورده تایید میبینند با حرف و دلیل و منطق که همش هم درسته دخترشون رو ترغیب به ازدواج میکنند تا فرصت از دست نره !
    اما به خدا ازدواج فقط عقل و منطق و حساب کتاب نیست ، احساس هم میخواد یه تپشه قلب لازمه یه سرخ شدن یه قند تو دل آب شدن .

    اصلا اگه این حس و حالا نباشه فداکاری ها از کجا میاد ؟ تعهد ها از کجا میاد ؟ از خود گذشته گی ها از کجا میاد ؟

    اما این مسائل داره نادیده گرفته میشه نتیجش میشه یه عالمه دختر که ازدواج کردن و هر روز دارن تلاش میکنن که همسرشون رو دوست داشته باشن !!!!!!!!

    به خدا ما شربت یا قرصه عاشق شدن نداریم ، باید قلبت واسه طرفت بتپه بی هیچ دلیلی .

    همین هفته پیش دختره یکی از همسایه هامون به اصراره خانوادش عقد کرد !!!
    دختری که بارها به خانوادش گفت این آقا به دلم نشسته و نمیخوامش !!
    اما پسره 100 میلیون ماشین زیره پاش بود ظاهره مناسب و پولدار !!!
    مادر که دیده بود دو تا دختر قبلیش به خاطره مسائل مالی سختی کشیدن دخترشو ترغیب کرد تاازدواج کنه اما تا لحظه آخر دختر دلش با اون پسر نبود .
    حتما با این حرف که دخترم به مرور مهرش به دلت میشینه !!!

    فقط خدا عاقبته این ازدواج ها رو بخیر کنه .

    خدایا چنان کن سرانجام کار ، تو خشنود باشی و ما رستگار

  8. کاربر روبرو از پست مفید sobhan13 تشکرکرده است .

    **سهیل ** (پنجشنبه 24 مرداد 92)

  9. #15
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به سوال های زیر جواب بده :
    1- آیا شما نسبت به همه همین طور هستید؟ یعنی گاهی حوصله ندارید عزیزانتان کنارتان باشد و اوقات تلخی می کنید؟
    2- چه طور ازدواج کردید؟ توضیح دهید چه طور آشنا شدید ، چه مدت صرف شناخت هم کردید.
    3- آیا قبل از ازدواج رابطه دوستی با پسری داشتید ؟
    4- آیا از زندگی خانوادگی خود رضایت داشتید و رابطه خوب و صمیمی با خانواده به خصوص پدر و مادرتان داشتید؟
    5- آیا شما به اجبار ازدواج کردید یا به میل خودتان بله گفتید؟
    6- آیا هدفی داشتید یا کاری می خواستید انجام دهید که حالا با ازدواج دیگر نمی توانید به آن هدف یا کار برسید؟
    7- آیا شما کتاب ها و وبلاگ های عاشقانه را می خوانید؟ اگر بله چه قدر و آیا روی شما تاثیر داشته است؟
    8- آیا همسرتان را با کسی دیگر مقایسه می کنید؟
    9- رابطه شما در مدرسه چگونه بود؟ آیا افت تحصیلی داشتید ؟ آیا با بچه ها یا معلمان مشکلی داشتید؟ آیا در جمع همسالان خود به خوبی پذیرفته می شدید؟

    لطفا به سوال های من با دقت جواب دهید.

  10. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 24 مرداد 92), roze sepid (پنجشنبه 24 مرداد 92), باران بهاری11 (سه شنبه 29 مرداد 92)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    به سوال های زیر جواب بده :
    1- آیا شما نسبت به همه همین طور هستید؟ یعنی گاهی حوصله ندارید عزیزانتان کنارتان باشد و اوقات تلخی می کنید؟
    وقتی اینطوری میشم نسبت به همه تقریبا اره اینطوریم ینی تلفن دوستامم جواب نمیدم ولی قبل ازدواج اینطوری نبودم. کلا یکمی بی احساس بودم البته.
    2- چه طور ازدواج کردید؟ توضیح دهید چه طور آشنا شدید ، چه مدت صرف شناخت هم کردید.
    سنتی و ظرف دو سه جلسه خواستگاری و یه مشاوره قبل ازدواج که هنوز مرحله شناخت کامل نشد ولی من تجربه نداشتم و همه هم گفتن بعد عقد خوب میشه
    3- آیا قبل از ازدواج رابطه دوستی با پسری داشتید ؟
    نه هیچ رابطه ای نداشتم البته توی نت چت میکردم ولی دلبستگی نداشتم به هیچکی. خواستگار داشتم که شرایطش بهتر باشه ولی خانواده قبول نمیکردن خصوصا مادرم و شاید هم علاقه کم و بیشی داشتم بهشون ولی ... البته نمیخوام بهشون فکر کنم.
    4- آیا از زندگی خانوادگی خود رضایت داشتید و رابطه خوب و صمیمی با خانواده به خصوص پدر و مادرتان داشتید؟
    نه اصلا رضایت نداشتم چون خیلی محدود بودم و رابطم با مادرم صمیمی و با برادرام زیاد صمیمی نیست. معمولی هستیم از نظر احساس و صمیمیت و حتی کم تر از معمولی
    5- آیا شما به اجبار ازدواج کردید یا به میل خودتان بله گفتید؟
    به میل نبود اجبار محض هم نبود . ولی بیشتر حالت این بود که قانعم کردن
    6- آیا هدفی داشتید یا کاری می خواستید انجام دهید که حالا با ازدواج دیگر نمی توانید به آن هدف یا کار برسید؟
    آره دوست داشتم تنها زندگی کنم و یه خونه مستقل داشته باشم ولی ...

    7- آیا شما کتاب ها و وبلاگ های عاشقانه را می خوانید؟ اگر بله چه قدر و آیا روی شما تاثیر داشته است؟
    کتاب عاشقانه فیلم عاشقانه و بعضا سکسی زیاد میدیدم چون خونه تنها بودم و فیلم هم توی خونه بود مال داداشم و منم میدیدم. شاید تاثیر بذاره و داشته نمیدونم.
    8- آیا همسرتان را با کسی دیگر مقایسه می کنید؟ از نظر تیپ و ظاهر آره ولی کلا نه
    9- رابطه شما در مدرسه چگونه بود؟ آیا افت تحصیلی داشتید ؟ آیا با بچه ها یا معلمان مشکلی داشتید؟ آیا در جمع همسالان خود به خوبی پذیرفته می شدید؟ در مدرسه افت تحصیلی نداشتم ولی کلا پرخواب بودم با معملا رابطم خوب بود دوستای صمیمی چند تایی داشتم ولی سخت با کسی صمیمی میشم و وقتی دوستام راحت بهم میگن عزیزم و .. من نمیدونم چی بگم.

    لطفا به سوال های من با دقت جواب دهید.
    اینم جواب سوالاتون...

  12. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم مشکل شما همسرتان نیست.یعنی من این طور فکر می کنم که شخصیت همسرتان این مشکلات را به وجود نیاورده است. البته او هم مثل همه بی عیب نیست. اما مشکلات الان شما ناشی از چیز دیگری است : به طور قطع می گویم شما هنوز برای ازدواج آماده نبوده اید و همین موضوع باعث مشکلات الان شماست. عیبی هم ندارد. چون کم سن هستید.
    مشکل دیگر شما ، مشکلات فردی و خانوادگی است که بدون اینکه آنها را برای خودتان حل کنید اقدام به ازدواج کرده اید. مثلا شما هنوز کم سن هستی و برنامه پخته ای برای زندگی آینده خود نداشتید. البته خیلی ها در این سن می دانند در آینده چه کار می خواهند بکنند و همان کار را هم می کنند. اما هر کس منحصر به فرد است. پس این هم عیبی ندارد.
    اشتباه دیگر شما که همسرتان هم دخیل است این است که رابطه جنسی را در دوران نامزدی شروع کرده اید. در حالی که هم از نظر عرف و هم از نظر علمی این کار اشتباه بوده است. در عرف شب زفاف را با آداب خاص و در زمان بعد از عروسی گذاشته اند که از مشکلاتی مثل الان شما پیشگیری کنند. شما و همسرتان هنوز به اندازه کافی با هم صمیمی نیستید و حتی تعهد شما هنوز کامل نیست چون نامزد هستید به علاوه مشکلاتی که در این تاپیک مطرح کردید. آن وقت با این اوصاف مشخص است که رابطه جنسی به هر دو شما آسیب زده است و خواهد زد. چون رابطه جنسی آخرین مرحله صمیمت است و شما مرحله آخر را آورده اید اول.

    این صورت مسئله مختصر مشکل شما است. اگر برایت قابل قبول است می توانیم به مرور و با صبر و حوصله این مشکل را به کمک هم و دوستان دیگر سایت حل کنیم.

  13. 8 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 24 مرداد 92), aysu (شنبه 26 مرداد 92), camelia (سه شنبه 29 مرداد 92), gheryeh (پنجشنبه 24 مرداد 92), martin98 (جمعه 25 مرداد 92), roze sepid (پنجشنبه 24 مرداد 92), فرانک بانو (جمعه 25 مرداد 92), باران بهاری11 (سه شنبه 29 مرداد 92)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متوجه نشدم از رابطه جنسی که گفتم چی برداشت کردین اما من هنوز دختر هستم و رابطه آمیزش نداشتیم و فقط در حد و حدود..
    ما نامزد نیستیم عقد دایم کردیم و فک میکنم خیلی اشتباه نباشه که نیاز جنسی همدیگه رو برطرف کنیم.
    مشکل من همون آمادگی نداشتنه و البته شوهرم هم همینطوره ینی آمادگی خاصی نداشته و برنامه مشخصی نداره واسه آیندش...
    شاید مشکل از خانوادم هم باشه ولی خوب در نهایت به خودم بر میگرده... نمیدونم چم میشه...
    امیدوارم لااقل دلیل این احساسات منفی و احمقانه رو پیدا کنم. راستی اینم بگم که من هیچ وقت برای خودم تصمیم نگرفتم و همیشه مادرم برام تصمیم میگرفته و من هم قبول داشتم

  15. #19
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گفتم که ارتباط جنسی در هر حدی که باشد در مرحله آخر صمیمت است و اگر در دوران نامزدی باشد مشکلاتی درست می کند. شما باید در دوران عقد با هم به صمیمیت برسید و تعهد خود را کامل کنید. این کار معمولا زمان می برد و تمام مدت عقد را پر می کند. آن وقت وقتی این مرحله کامل شد نوبت به رابطه جنسی می رسد. شما اگر نیاز جنسی تان برآورده شده بود الان این حس را به نامزد خود نداشتید. اما برآورده شدن نیاز جنسی از یک جایی شروع می شود و به رابطه جنسی ختم می شود. اگر غیر از این باشد نیاز شما کامل برآورده نمی شود و مشکل پیدا می کنید. خانم ها تا نیاز عاطفی شان ارضاء نشود و تا صمیمیت کامل با همسر نداشته باشند هیچ سودی از این رابطه نمی برند و شوهرشان را هم نمی توانند ارضاء کنند و این چرخه معیوب ادامه می یابد. شما و همسرتان الان باید روی رابطه عاطفی و صمیمیت خود تمرکز کنید وگرنه مشکلات شما بیشتر می شود و حتی بعد از عروسی هم رابطه ارضاء کننده ای نخواهید داشت و دچار نارضایتی جنسی می شوید.

    اما راجع به مشکلات خودتان. اولین کاری که می کنید به هیچ عنوان فیلم هایی که گفتید نگاه نکنید.

    قدم بعدی را از خودتان شروع کنید. از شناختن خودتان . شما الان باید برای زندگی تان برنامه داشته باشید. شما دلتان می خواهد چه کار کنید؟
    درس بخوانید ؟ کار کنید ؟ مهارت یا هنری بیاموزید؟ ورزش بروید و به پرورش اندام بپردازید ؟ خانه داری و آشپزی یاد بگیرید؟ مطالعه کنید ؟
    دقیقا به چه چیزی علاقه دارید که بتواند مسیر آینده شما را مشخص کند؟

  16. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 25 مرداد 92), camelia (سه شنبه 29 مرداد 92), باران13 (شنبه 26 مرداد 92)

  17. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 شهریور 92 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1392-5-24
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    72
    سطح
    1
    Points: 72, Level: 1
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    2

    تشکرشده 9 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باید بگم با حرفتون کاملا مخالفم!!!!
    پس یه جوون واسه چی ازدواج میکنه؟ یکی از دلیلاش اینه که از نظر جنسی سالم بمونه چه پسر جه دختر.
    اون پسری هم که با من ازدواج کرده مطمینا نمیخواد به گناه بیفته و همش خودشو کنترل کنه. ضمنا عقد دایم ک توی شناسنامه ثبت بشه دیگه فک نمیکنم مشکلی باشه واسه ارتباط.
    ببخشید ولی خیلی سنتی فکر میکنین. هر کدوم از دوستام یا فامیل که ازدواج کردن توی عقد چند شب یک بار پیش هم میخوابن و با هم هستن و این خیلی طبیعیه... حرفتون اشتباهه که باید رابطه از هر نوعش توی دوران عروسی باشه. اسلام هم اینو قبول نداره و جامعه هم جور دیگه ای هست و به نظرم باید مرد و زنی که ازدواج میکنن در درجه اول نیاز جنسیشون برطرف بشه. وگرنه خصوصا پسر ممکنه به نگاه های بد و مشکلات خود ارضایی و ... کشیده بشه. ینی من ارضاش نکنم و اون بره خود ارضایی کنه؟ به نظرتون درسته؟ شاید میل جنسیش زیاد باشه و اینطوریم هست من در برابرش مسوولم.
    بازم میگم اگر مسلمون هستیم اینا گفته اسلامه هیچ جا ننوشته زن و شوهر از هم دور باشن حتی توی عقد که شما به اشتباه اسمش رو نامزدی میذارین و منم چند بار تاکید کردم که نامزد نیستیم چون نامزدی ینی دوره ای که یک صیغه محرمیت میخونن واسه شناخت بیشتر. و عقد رسمی واقعا با این دوره فرق میکنه. ببخشید تند شاید نوشتم ولی واقعا توقع نداشتم کسی اینجا این حرفای سنتی و خیلی مسخره رو بهم بزنه.
    ممکنه بریم مشاوره حضوری دیگه اینجا نمیام. خصوصا با این نظرات زیبای شما

  18. کاربر روبرو از پست مفید tanhayeshab تشکرکرده است .

    Rude Boy (شنبه 26 مرداد 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.