خانواده ی من سنتی هستن و میگن که تا داداش بزرگترت ازدواج نکرده من هم باید منتظر بمونم....من اینجور رسم و رسوم رو قبول ندارم...ولی اینو میدونم که وقتی ارشدمو بگیرم حتما بعدش با سر کار رفتنم شرایط ازدواج برام مهیا میشه.همون طور که شما گفتید،از آینده چه خبری میشه داشت!!؟اگه من بیخیال این مورد بشم و دیگه همچین موقعیتی برام پیش نیاد و من حسرت بخورم چی!!!!!؟یعنی توی این کشور هر کسی که شرایط ازدواجش فعلا مهیا نباشه،باید سر بذاره بمیره!!!!؟ و همه ی موقعیتاشو نابود کنه؟یعنی سازش و پشت هم بودن و وفاداری همه باد هواست!!!!؟یعنی این امکان وجود نداره که توی اینجور وضعیت دو نفر از همدیگه خوششون بیاد و پای همدیگه بمونن!!!!!؟یعنی دوست داشتن و احساس،وقتی پای موقعیت میاد وسط باید بره کنار!!!!؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)