به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Threaded View

  1. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 92 [ 00:11]
    تاریخ عضویت
    1392-5-18
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    193
    سطح
    3
    Points: 193, Level: 3
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 36 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asado نمایش پست ها
    نکته جالب اینجاست مادرم اصلا کسی نیست که دنبال انتخاب همسر برای من باشه.حتی مثلا شده زن های دیگه فامیل بگن ما مورد خوب سراغ داریم ولی مادرم اصلا اینجوری نیست.
    منم گفتم که اگه حاضر به آشنایی بیشتر بشه از همون اول به مادرم میگم که این حسی که شما میگی هم مشکلی ایجاد نکنه.هرچند قبلا بهش گفتم از یه دختری خوشم اومده!
    خانواده ام اعتماد کامل به من دارن و حتی قبلا باهاشون صحبت کردم در این مورد.
    یکبار پدرم یکی رو پیشنهاد داد برای ازدواج و من همونجا کامل توجیه اش کردم که من چه جور کسی رو میخوام و اینکه میخوام خودم انتخاب کنم و نه شما.و با اینکه معیار هامون متفاوت بود پذیرفت که من قراره باهاش زندگی کنم و باید انتخاب کنم!
    و گفتم که من تا به حال به جز 2 نفر به کسی نگفتم از کی خوشم میاد که هر دو عضو درجه اول خانواده ام هستن که میتونم بگم تو زندگیم به کسی بیش از اونها اعتماد ندارم و قرار نیست رقیب عشقی من بشن
    البته قبول دارم یه سری مشکلات و نگرانی ها هست که خودم هم تو ذهنمه ولی راستش فعلا ترجیح دادم اونها رو تا مشخص شدن تکلیفم (چند هفته دیگه) کنار بزارم!
    ممنون از راهنمائیت.فکر میکنم راهنمائی هایی که کردی تو این تاپیک تا الان خیلی کمکم کرده!

    ممکنه چند روزی نباشم.

    سلام مهندس خوبی, متاسفانه اسمت رو نمیدونم تا با اسم کوچک صدا کنم, اخه باتوجه تعریفی که از خودت و دختر مورد علاقه ات دادی میتونم بگم که تو در جای قرار گرفتی که من در 2 سال پیش قرار داشتم

    دختری که من بهش علاقه داشتم ,دختری بود بسایر خوش برخورد و بااعتماد به نفس ولی هیچ گاه با پسر ها برخوردی نداشت ,مگر اینکه مجبور میشود...

    آقا با اجازتون کارم به جای رسیده بود که به خودم گفتم اگه امروز نرم بهش نگم ,خودمو میندازم توی رودخونه(شوخی میکنم ها)

    ((در پرانتز باید بگم که من میدونستم که احتمال بسیار زیاد این احساسمون دوطرفه هستش ولی نمیدونستم اگه بهش بگم که علاقه مند شدم چیکار میکنه,اصلا نمیدونستم باید چی بگم,چیکار کنم)

    آقا با اجازتون من در یه بعد از ظهری بعد از کلاس بودیم که شانس آوردم کسی توی مسیر نمود, منم ایشونو صدا زدم و بهش گفتم که...........اینجا من به یه نکته ای پی بردم,اونم اینکه هیچ وقت سعی نکن توی همچین شرایطی برای خودت تمرین کنی که چی بگی,فقط کافیه صادق باش,فقط صادق باش و فکر نکن دختره هیچی حالیش نیست,باورکن دختر ها خیلی از ما پسر ها بیشتر میفهمن

    خلاص آخه ,تنها چیزی که بهش گفتم این بود که حقیقتش ,من مدتیه از شما خوشم میومده...(اینو بگم که من از نقته نظر اعتماد به نفس اگه نمرم 100 نباشه ,90 هست ,ولی واقعا آدم نمیتونه برای همچین مواقعی برنامه ریزی کنه,چون در اون لحظه آدم همه چی یادش میره,البته به شرطی که صداقت داشته باشه)

    خب ... میرسیم که واکنشی که نشون داد....... به نظرت چیکار کرد؟ به نظرت یه دختر با شرایط و رفتار اون باید چیکار میکرد,اصلا چه انتظاری مره ازش(تو میتونی مورد خودتو با مورد من مقایسه کنی)(اینو بهت بگم که یکی از دلایلی که بهش علاقمند شودم میزان اعتماد بنفسش ببود,چون دوست دارم زنم مثل خودم خجالتی نباشه,پس .... )

    برخورد همچین دختره 2 حالت بیشتر نداره:
    1- اگه بهت علاقه نداشته باشه که فورن بهت میگه آقا مزاحم نشو

    2-اگه بهت علاقه داشته باشه,با احتمالا 90 درصد سرشو میندازه پایین و میره(من به محض اینکه بهش گفتم از شما خوشم اومده,حقیقتش صورتمو کرده بودم به یه طرف دیگه )وقتی که بهش گفتم از شما خوشم اومده و خواصتم بهش نگاه کنم ,اون گذاشت رفت.................


    به نظر من تو چیزی رو از دست نمیدی,اگه واقعا میخواش,و نمیتونی با خانوادت..., برو بهش بگو(اینقدر هم فکر نکن که چی بگم,چون فایده نداره,فقط روی اعتماد به نفست کار کن همین,پسری که اعتماد بنفس نداشته باشه مفت نمیارزه)

    اگه نخوادت که میگه نه,اگر بخوادت که سرخ میشه و میزاره میره یا شایدم منطقی تر باهات رفتار کنه(مورد من ,تقریبا هم من هم اون عاشق همدیگه شده بودیم,برای همین اینقدر برامون سخت یبود)

    اصلا تو فکرش نباش که چی بگی,فقط اعتماد بنفس داشته باش و مستقیم برو به خودش بوگو,چون اگه نگی بعدا پشیمون میشی و خودتو سرزنش میکنه

    اگه بخوادت خودش همه چیزی درست میکنه


    فعلا...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط asado نمایش پست ها
    نکته جالب اینجاست مادرم اصلا کسی نیست که دنبال انتخاب همسر برای من باشه.حتی مثلا شده زن های دیگه فامیل بگن ما مورد خوب سراغ داریم ولی مادرم اصلا اینجوری نیست.
    منم گفتم که اگه حاضر به آشنایی بیشتر بشه از همون اول به مادرم میگم که این حسی که شما میگی هم مشکلی ایجاد نکنه.هرچند قبلا بهش گفتم از یه دختری خوشم اومده!
    خانواده ام اعتماد کامل به من دارن و حتی قبلا باهاشون صحبت کردم در این مورد.
    یکبار پدرم یکی رو پیشنهاد داد برای ازدواج و من همونجا کامل توجیه اش کردم که من چه جور کسی رو میخوام و اینکه میخوام خودم انتخاب کنم و نه شما.و با اینکه معیار هامون متفاوت بود پذیرفت که من قراره باهاش زندگی کنم و باید انتخاب کنم!
    و گفتم که من تا به حال به جز 2 نفر به کسی نگفتم از کی خوشم میاد که هر دو عضو درجه اول خانواده ام هستن که میتونم بگم تو زندگیم به کسی بیش از اونها اعتماد ندارم و قرار نیست رقیب عشقی من بشن
    البته قبول دارم یه سری مشکلات و نگرانی ها هست که خودم هم تو ذهنمه ولی راستش فعلا ترجیح دادم اونها رو تا مشخص شدن تکلیفم (چند هفته دیگه) کنار بزارم!
    ممنون از راهنمائیت.فکر میکنم راهنمائی هایی که کردی تو این تاپیک تا الان خیلی کمکم کرده!

    ممکنه چند روزی نباشم.

    سلام مهندس خوبی, متاسفانه اسمت رو نمیدونم تا با اسم کوچک صدا کنم, اخه باتوجه تعریفی که از خودت و دختر مورد علاقه ات دادی میتونم بگم که تو در جای قرار گرفتی که من در 2 سال پیش قرار داشتم

    دختری که من بهش علاقه داشتم ,دختری بود بسایر خوش برخورد و بااعتماد به نفس ولی هیچ گاه با پسر ها برخوردی نداشت ,مگر اینکه مجبور میشود...

    آقا با اجازتون کارم به جای رسیده بود که به خودم گفتم اگه امروز نرم بهش نگم ,خودمو میندازم توی رودخونه(شوخی میکنم ها)

    ((در پرانتز باید بگم که من میدونستم که احتمال بسیار زیاد این احساسمون دوطرفه هستش ولی نمیدونستم اگه بهش بگم که علاقه مند شدم چیکار میکنه,اصلا نمیدونستم باید چی بگم,چیکار کنم)

    آقا با اجازتون من در یه بعد از ظهری بعد از کلاس بودیم که شانس آوردم کسی توی مسیر نمود, منم ایشونو صدا زدم و بهش گفتم که...........اینجا من به یه نکته ای پی بردم,اونم اینکه هیچ وقت سعی نکن توی همچین شرایطی برای خودت تمرین کنی که چی بگی,فقط کافیه صادق باش,فقط صادق باش و فکر نکن دختره هیچی حالیش نیست,باورکن دختر ها خیلی از ما پسر ها بیشتر میفهمن

    خلاص آخه ,تنها چیزی که بهش گفتم این بود که حقیقتش ,من مدتیه از شما خوشم میومده...(اینو بگم که من از نقته نظر اعتماد به نفس اگه نمرم 100 نباشه ,90 هست ,ولی واقعا آدم نمیتونه برای همچین مواقعی برنامه ریزی کنه,چون در اون لحظه آدم همه چی یادش میره,البته به شرطی که صداقت داشته باشه)

    خب ... میرسیم که واکنشی که نشون داد....... به نظرت چیکار کرد؟ به نظرت یه دختر با شرایط و رفتار اون باید چیکار میکرد,اصلا چه انتظاری مره ازش(تو میتونی مورد خودتو با مورد من مقایسه کنی)(اینو بهت بگم که یکی از دلایلی که بهش علاقمند شودم میزان اعتماد بنفسش ببود,چون دوست دارم زنم مثل خودم خجالتی نباشه,پس .... )

    برخورد همچین دختره 2 حالت بیشتر نداره:
    1- اگه بهت علاقه نداشته باشه که فورن بهت میگه آقا مزاحم نشو

    2-اگه بهت علاقه داشته باشه,با احتمالا 90 درصد سرشو میندازه پایین و میره(من به محض اینکه بهش گفتم از شما خوشم اومده,حقیقتش صورتمو کرده بودم به یه طرف دیگه )وقتی که بهش گفتم از شما خوشم اومده و خواصتم بهش نگاه کنم ,اون گذاشت رفت.................


    به نظر من تو چیزی رو از دست نمیدی,اگه واقعا میخواش,و نمیتونی با خانوادت..., برو بهش بگو(اینقدر هم فکر نکن که چی بگم,چون فایده نداره,فقط روی اعتماد به نفست کار کن همین,پسری که اعتماد بنفس نداشته باشه مفت نمیارزه)

    اگه نخوادت که میگه نه,اگر بخوادت که سرخ میشه و میزاره میره یا شایدم منطقی تر باهات رفتار کنه(مورد من ,تقریبا هم من هم اون عاشق همدیگه شده بودیم,برای همین اینقدر برامون سخت یبود)

    اصلا تو فکرش نباش که چی بگی,فقط اعتماد بنفس داشته باش و مستقیم برو به خودش بوگو,چون اگه نگی بعدا پشیمون میشی و خودتو سرزنش میکنه

    اگه بخوادت خودش همه چیزی درست میکنه


    فعلا...

  2. 2 کاربر از پست مفید adelm تشکرکرده اند .

    asado (دوشنبه 28 مرداد 92), sanjab (شنبه 26 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.