به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 82
  1. #51
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دلسا نمایش پست ها
    سلام دوستان
    آقای ARAS
    ممنون از راهنماییتون. بله درسته همسرم از رابطه با من رضایت کامل نداره. من اینو متوجه می شدم و هر وقت ازش می پرسیدم اون می گفت اشتباه می کنی و ارضا می شم. اون یه اخلاق خاصی داره توی رابطه که من اینجا نمی تونم جزئیات رو بگم. من یه آدم گرمی بودم و خودش هم اینو می دونه ولی از بس ازم دوری کرده که منم مجبور شدم این میل رو سرکوب کنم. که اینجوری کمتر عذاب بکشم.
    ممنونم samanis گرامی
    نمیدونم شاید همسرم همجنسگرا نباشه چون اینجور آدما از زن ها خوششون نمیاد و هیچ گرایشی ندارن...
    هانا جان
    بازم این روزها بیشتر توی خودشهٰ‌داشت کمی بهتر میشد ولی بازم رفته توی لاک خودش. هرکار می کنم راضی نمیشم که با خواهرش صحبت کنم چون نمیخوام به موضوع اشاره کنم و شاید نتونتم جلوی خودمو بگیرم. واسه همین گذاشتم کمی دیگه زمان بگذره. دیگه دارم به این نتیجه می رسم که علاقه ای به من نداره.
    بازم رفتم طرفش ولی بازم هیچ عکس العملی نشون نمیده. نه منو می پذیره و نه رد می کنه. خودم هم موندم.
    دیگه هیستوری رو هم پاک می کنه.
    دکتر هلاکویی چند روز پیش صحبت مفصلی در مورد تفاوت همجنسگرایی و مشکلات جنسی داشت و عمده صحبتش این بود که افراد همجنسگرا نمیتونن ارتباط جنسی با افراد غیر همجنس داشته باشند. اگر همجنس گرا تمایل به غیر همجنس هم داشته باشه دچار مشکلاتی هستند که به کمک روانپزشک احتیاج دارند. به نظر من شما حتما به کمک روانپزشک احتیاج دارید.

  2. #52
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    37
    Array
    بازم سلام
    ممنون هانا جان از راهنمایی های زیبات.
    بازم باهاش حرف نزدم چون یه پولی داشته که منتظرش بود ولی واسه رسیدنش تاخیر افتاده نگرانشه و تمام فکرش (به قول خودش) به سمت اونه. بازم ازش پرسیدم مگه از من ناراحتی یا حرفی زدم میگه نه! توی این موقعیت من خودم هزارتا فکر دارم.
    دیگه سمتش هم نرفتم گذاشتم امروز یا فردا که خیالش از بابت پولش راحت بشه بعد بهش بگم.
    ما توی یه شهر کوچیک زندگی می کنیم. روانپزشک نیست. دو سه تا مشاور داره که بهترین مشاور و با سابقه ترینش که خودم هم میرم همسایمونه! شاید روش نشه بره.
    ما قبلا وضعمون از الان خیلی بهتر بود، مشکل زیاد داشتیم ولی تا این حد و بد نبود. همه چیز از وقتی شروع شد که با دوستش رفت و آمد پیدا کرد (با این دوستش روابط همجنسی نداشته) با خانمش خیلی خیلی راحت بود. باهاشون می رفت خونه مادر خانمه که توی شهر دیگه بود. باهاشون بیرون می رفت، شب یلدا، عید، همش با اونها بود همه فکر و ذکرش اونها شده بودن. با هم برنامه می چیدن که کجاها برن. در کل فراموش کرده بود که زن داره! من اون موقع باردار بودم. حتی یه روز بهش گفتم بیا بریم خرید واسه بچمون. که با تندی جواب داد من کار دارم بیکار نیستم که با تو بیام. غروب که برگشت خودش گفت که با فلانی و خانمش رفته بودم بازار. خیلی ناراحت شدم ولی چیزی نگفتم.
    نمیدونم شاید اونهایی که بارداری رو تجربه می کنن دو حالت دارن یا عصبی و کم حوصله می شن یا مثل من آروم و صبور.
    من به طرز عجیبی آروم بودم خیلی چیزها ازش دیدم ولی اهمیت ندادم. همیشه آخر هفته ها بیرون از خونه بود. از شنبه تا چهارشنبه تا ساعت 1 نیمه شب خونه دوستش نشسته بود. وقتی میومد تا صداش می کردم که باهاش حرف بزنم و میدونستم که بیداره جوابمو نمی داد و سر آخر هم یه شب اینقدر سرم داد زد که حتی صبح خودش شرمنده شد و من بازم سکوت.
    حدود ماه هفت بارداری بودم که اخلاقش واسه رابطه عوض شد در صورتی که تا قبلش خودش نمیخواست و می گفت واسه بچه ضرر داره. نحوه رابطه اش فرق می کرد قبلا توی رابطه حتی نمیذاشت من تکون بخورم نمی ذاشت حرف بزنم بعضی چیزای دیگه ولی اون موقع 180 درجه تغییر کرده بود الان که فکر می کنم به این نتیجه می رسم که اون موقع هم جاهای رفته بود که نباید میرفته. اون توی بارداری از من رابطه نمی خواست وگرنه من حرفی نداشتم حتی سمتش هم می رفتم... ولی خودش نمی خواست... .
    خودم هم بعضی موقع ها فکر میکنم که واسه چی موندم! حتی یه نیم نگاه هم بهم نمی کنه. نمیگه مرده ام یا زنده، نمیگه چی احتیاج دارم. نمیگه منم به محبت احتیاج دارم. اون منو نمیخواد همین. همه رو به من ترجیح داده!!

  3. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    خانم دلسا با مشاوره تلفنی دانشگاه تهران تماس گرفتید؟
    66962377

    این سایت هم مشاوره داره
    سامانه پاسخگویی آنلاین

    این شماره هم مشاوره تلفنی داره و قم هست
    09640 - مرکز پاسخگویی به سوالات


    تماسش هم رایگانه . البته خودم از دوتای اول استفاده کردم. اما از مورد سوم نه
    امیدوارم به کار تون بیاد

  4. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    del (سه شنبه 29 مرداد 92)

  5. #54
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام آسمانی جان
    ممنونم
    نه هیچ جا تماس نگرفتم با آنلاین راحت ترم. ممنون که به فکرم بودی

  6. کاربر روبرو از پست مفید دلسا تشکرکرده است .

    asemani (دوشنبه 28 مرداد 92)

  7. #55
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    خواهش عزیز دلم.
    می دونم که سخته بیان کردن مشکلت به صورت تلفنی
    اما به خدا می تونی
    خیلی خوب و آروم و منطقی صحبت می کنن
    من خودم هربار تماس می گیرم ، ناخودآگاه آنچنان آرامشی می گیرم که راحت حرفامو می زنم
    ضمنا مشاور خانم هم دارن . شاید با خانمها راحت تر باشی

    مشاوره آنلاین هم خوبه
    فقط مشکلش اینه که ساعت حضور مشاورها کمه و باید مدام حواست باشه تا وقتی اومدن صحبتت رو بکنی .

    من از هر دو روش استفاده کردم.

    تلفنی بهتره . سعیت رو بکن.

    - - - Updated - - -

    اینجا رو هم امیدوار باش . ما بازهم برای مدیران پیام میذاریم که بیان اینجا. دیر یا زود مشکلت حل میشه عزیزم

  8. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1392-5-18
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    1,388
    سطح
    20
    Points: 1,388, Level: 20
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 91 در 49 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    باسلام...
    من چندتاپیام اولتون رو خوندم...
    ولی زیاد نگران نباشین...شوهر شما به یک روانشناس نیاز داره...خوب میشه...واین مشکل قابله حله...
    کم نیستن بچه هایی که به علت سو استفاده ی جنسی درکودکی یا حتی دیدن ارتباط جنسی پدرومادرشون به راه های خلاف کشیده شدن
    حتی در دین ماهم گفته شده که زن وشوهرها مواظب باشن که کودکانشون از رابطه ی جنسیشون باخبرنشن ونبینن چون اگه این اتفاق بیفته اونها دربزرگی زناکارمیشن..

    پس اگه واقعا شوهر شما درکودکی موردتجاوزجنسی قرارگرفته شده باشه این موردا کاملا قابل انتظاره...

    نمیدونم ولی من اگه جای شما بودم خودمو به شوهرم نزدیکترمیکردم و درمورد مشکلات خودارضایی براش صحبت میکردم وبا محبت جوری باهاش صحبت میکردم که بدونه به فکرشم وسلامتی روحی وجسمیش که در خطره برام مهمه...شما هم باهاش صحبت کنین ...وقتایی که داره خودارضایی میکنه شما بیاین سمتش وازش بخواین اینکار رو شما براش انجام بدین....
    دیدتون رو مثبت ترکنین وبه عنوان یه آدم کثیف وفاسد بهش نگاه نکنید...اون ضربه دیده وتوی این قضیه فقط یه ناجی داره و اون شما هستین...کم کم بهش نزدیک بشین وبهش بگین دیگه خودارضایی نکنه وهروقت خواست شما براش هرکاری که بخواد میکنین...
    بعد کم کم اونو بکشونین سمت یه روانکاو یا روان پزشک...میتونن کمکش کنن
    ناامید نشین...

    - - - Updated - - -

    باسلام...
    من چندتاپیام اولتون رو خوندم...
    ولی زیاد نگران نباشین...شوهر شما به یک روانشناس نیاز داره...خوب میشه...واین مشکل قابله حله...
    کم نیستن بچه هایی که به علت سو استفاده ی جنسی درکودکی یا حتی دیدن ارتباط جنسی پدرومادرشون به راه های خلاف کشیده شدن
    حتی در دین ماهم گفته شده که زن وشوهرها مواظب باشن که کودکانشون از رابطه ی جنسیشون باخبرنشن ونبینن چون اگه این اتفاق بیفته اونها دربزرگی زناکارمیشن..

    پس اگه واقعا شوهر شما درکودکی موردتجاوزجنسی قرارگرفته شده باشه این موردا کاملا قابل انتظاره...

    نمیدونم ولی من اگه جای شما بودم خودمو به شوهرم نزدیکترمیکردم و درمورد مشکلات خودارضایی براش صحبت میکردم وبا محبت جوری باهاش صحبت میکردم که بدونه به فکرشم وسلامتی روحی وجسمیش که در خطره برام مهمه...شما هم باهاش صحبت کنین ...وقتایی که داره خودارضایی میکنه شما بیاین سمتش وازش بخواین اینکار رو شما براش انجام بدین....
    دیدتون رو مثبت ترکنین وبه عنوان یه آدم کثیف وفاسد بهش نگاه نکنید...اون ضربه دیده وتوی این قضیه فقط یه ناجی داره و اون شما هستین...کم کم بهش نزدیک بشین وبهش بگین دیگه خودارضایی نکنه وهروقت خواست شما براش هرکاری که بخواد میکنین...
    بعد کم کم اونو بکشونین سمت یه روانکاو یا روان پزشک...میتونن کمکش کنن
    ناامید نشین...

  9. #57
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اردیبهشت 95 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1392-5-10
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    2,669
    سطح
    31
    Points: 2,669, Level: 31
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    204

    تشکرشده 130 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستم.اولین پستی بود که کامل همه قسمتاشو خوندم....خدا روشکر شما خانوم فوق العاده صبور وباهوشی هستید...میخوام یه پیشنهاد بدم از خدا میخوام نتیجه عکس نگیره با شناختی که از زندگی داری فکر کن بعد انجام بدهید........................این یه قانون وقتی از کاری نتیجه نمیگیره سعی کن برعکسشو امتحان کنی ....شما تمام تلاشتو داری میکنی که به سمت خودت جذب کنی....نتیجه نگرفتی...حالا برعکس کن اتفاقاتو..مثلا شما براش ناز کن ...کارای مشکوک انجام بده (مثل خودش)که بترسه شما رو از دست میده....بزار حسودی کنه....وقتی مییاد به سمتت بگو حوصله ندارم.....برای یه مدت کوتاه...چون ذات ما ادما تا وقتی میدونیم چیزی مال ماست قدرشو نداریم...شاید ببینه من دارم زندگی رو از دست میدم به خودش بیاد...بازم میگم این فقط یه پیشنهاد با توجه به شناخت همسرت انجام بده....امیدوارم نتیجه عکس نده...یه پیشنهاد بود...

  10. #58
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام
    دیشب باهاش حرف زدم
    اولش بهش گفتم خیلی وقته ددلم واست تنگ شده دوست دارم توی بغلت باشم حتی به بالشی که توی بغلت میگیری هم حسودی می کنم. بهش گفتم دوستت دارم ولی جوابی نداره ون اصلا دوستم نداره بود و نبودم واسش مهم نیست.
    بهش گفتم کمی حرف بزنیم؟ گفت کمی خسته ام ولی من حرف زدم . بهش گفتم خیلی وقته فاصله افتاده بینمون. میگه نه چه فاصله ای!!! بهش گفتم اگر مشکلی چیزی هست بهم بگو گفت عادت ندارم مشکلات بیرون رو به خونه بیارم و خوشم نمیاد به کسی بگم بهش گفتم اتفاقا اینجوری بهتره و سبک تر میشی گفت نه اینجوری راحت ترم. بهش گفتم من کاری کردم که اینهمه توی خودتی؟ عصبانی شد گفت من از این حرفات خیلی بدم میاد همش میگی تو منو نمیخوای . از این حرفات متنفرم بهش گفتم یهویی بگو از خوت هم بدم میاد تا تکلیفم روشن بشه. عصبی تر شد گفت من که نمیتونم همش رابطه جنسی داشته باشم فکرم مشغوله، فکر می کنی رابطه داشتن نزدیکی میاره نه والله که نمیاره تازه فاصله ها رو هم بیشتر میکنه. بهش گفتم اتفاقا گذاشتم وقتی پریود شدم باهات حرف زدم که فکر نکنی اینو ازت خواستم (همیشه فکر می کنه تا بهش می گم بهم اهمیت بده یعنی رابطه داشته باشیم) گفتم زندگی چیزای مهم تر از رابطه داره. بهش گفتم از این که می بینم همش توی خودتی و اصلا حرفی نمیزنی ناراحتم و همش فکر می کنم از منه ...
    دیگه جوابمو نداد. خیلی گریه کردم تا سبک شدم. اون منو نمی خواد دیگه میخوام به جدایی فکر کنم. خودش هم بدش نمیاد که جدا بشه حتی فکر می کنم داره اینجوری می کنه که جدایی از طرف من باشه.
    مطمئنم بازم ذهنش مشغول دوستشه که باهاش رابطه همجنسی داشته. اینقدر پیش این و اون خوابیده و بهش مزه داده که اصلا یادش رفته زن داره. اینقدر بهش آزادی داده بودم که فکر می کرد مجرده و حتی به زن دیگه ای هم علاقه پیدا کرد. شاید هنوز هم علاقه اش رو داره.
    الان بازم من مقصرم چون نمیتونم خوب حرف بزنم و سکوت کنم بازم من مقصرم. مقصرم چون نمیخوام کارهاش رو به روش بیارم. چون نمی خوام کوچیکش کنم ولی اون هرجور خواست میتونه با من رفتار کنه . اصا نمیدونه زنش هم به محبت نیاز داره. بیشتر از دو ماه میشه که حتی دستش رو هم بهم نزده حتی طرفش هم که میرم تکون نمی خوره. خسته شدم خشته. دیگه کم آوردم اگر استقلال مالی اشتم راحت تر می تونستم جدا بشم ...
    دیگه امیدوم هم داره کمتر میشه.
    -------
    سنجاقک آبی جان اون اصلا طرف من نمیاد که من واسش ناز کنم ...
    ویرایش توسط دلسا : سه شنبه 29 مرداد 92 در ساعت 07:59

  11. #59
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    دلسای عزیز

    با خوندن تاپیکتون احساس کردم هم شما و هم همسرتون دارید از این موضوع رنج می برید.
    همسرت داره سعی می کنه که یه راهی پیدا کنه. سعی کرد ترک کنه. سعی کرد تکرار نکنه. نمی دونم تا چه حد موفق بوده.
    اما این رفتارهایی که شما گفتید به نظر من بیشتر نشون دهنده این هست که همسرتون از مشکلی که داره عذاب می کشه.

    بهترین راه حل این هست که ایشون برن روانشناس و روانکاو و مشکلشون را با کمک متخصص درمان کنند.
    حتی اگر بنا بر نبودن راهی برای ایشان، و جدایی شماست، با آگاهی کامل انجام بشه.
    کاش راهی برای این مورد پیدا کنید. می دونم سخته کسی را که هیچ تمایلی نداره ببری پیش روانشناس.

    در حال حاضر فکر می کنم بهتره یه مدت تمرکزت را روی این مساله کمتر کنی و اینقدر خودت را آزار ندی.
    جلسات مشاوره ات را ادامه بده.
    این تاپیک 58 پست خورده و روال تاپیکهای اینجا 50 پست است.
    پیشنهاد می کنم تاپیک جدیدی باز کنی و عنوان را طوری انتخاب کنی که واضح تر باشه شاید کارشناسان به تاپیکت بیان.

    البته من به شخصه عنوان تاپیکت را مناسب دیدم. نمی دونم چرا کارشناسها برات راهنمایی نذاشتن.
    همینطور پستهات را خیلی دوست داشتم و خیلی دقیق و خوب می نویسی.
    تا اینجا هم رفتار معقول و خوبی در برخورد با مشکلت نشون دادی.

    تاپیک جدیدی باز کن.
    لینک این تاپیک را هم بذار.
    برای عنوانش دقت کن که eye catcher باشه.

    مثلا: همسرم با دوستش رابطه جنسی دارد
    می دونم خیلی افراطی است و آزاردهنده، اما شاید اگر این عنوان را بذارید نظرات بیشتری بگیرید و کمک کننده باشه

  12. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 30 مرداد 92), del (چهارشنبه 30 مرداد 92)

  13. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1392-5-18
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    1,388
    سطح
    20
    Points: 1,388, Level: 20
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 91 در 49 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام دلسا جونم این پست منوخوندی گلم؟؟؟؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط fatima86 نمایش پست ها
    باسلام...
    من چندتاپیام اولتون رو خوندم...
    ولی زیاد نگران نباشین...شوهر شما به یک روانشناس نیاز داره...خوب میشه...واین مشکل قابله حله...
    کم نیستن بچه هایی که به علت سو استفاده ی جنسی درکودکی یا حتی دیدن ارتباط جنسی پدرومادرشون به راه های خلاف کشیده شدن
    حتی در دین ماهم گفته شده که زن وشوهرها مواظب باشن که کودکانشون از رابطه ی جنسیشون باخبرنشن ونبینن چون اگه این اتفاق بیفته اونها دربزرگی زناکارمیشن..

    پس اگه واقعا شوهر شما درکودکی موردتجاوزجنسی قرارگرفته شده باشه این موردا کاملا قابل انتظاره...

    نمیدونم ولی من اگه جای شما بودم خودمو به شوهرم نزدیکترمیکردم و درمورد مشکلات خودارضایی براش صحبت میکردم وبا محبت جوری باهاش صحبت میکردم که بدونه به فکرشم وسلامتی روحی وجسمیش که در خطره برام مهمه...شما هم باهاش صحبت کنین ...وقتایی که داره خودارضایی میکنه شما بیاین سمتش وازش بخواین اینکار رو شما براش انجام بدین....
    دیدتون رو مثبت ترکنین وبه عنوان یه آدم کثیف وفاسد بهش نگاه نکنید...اون ضربه دیده وتوی این قضیه فقط یه ناجی داره و اون شما هستین...کم کم بهش نزدیک بشین وبهش بگین دیگه خودارضایی نکنه وهروقت خواست شما براش هرکاری که بخواد میکنین...
    بعد کم کم اونو بکشونین سمت یه روانکاو یا روان پزشک...میتونن کمکش کنن
    ناامید نشین...



    - - - Updated - - -

    منتظر جوابت هستم..
    ویرایش توسط fatima86 : سه شنبه 29 مرداد 92 در ساعت 15:48


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.