به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن شریفی نمایش پست ها

    قریبا 6 ماه پیش بود که در فیسبوک با دختری که از دوستان دوستان در جامعه هنریمون بود، و ساکن شهر محل تحصیلم، آشنا شدم و چون علاقه زیادی به هنر دارم به کاراش علاقه مند شدم تا اینکه متوجه شدیم هردو دانشجوی ارشدیم و زمینه غلاقه هامون هم تا حدی مشترک .
    بعد از مدتی صحبت از راه دور (چت) متوجه شدیم شباهت های بسیاری از لحاظ روحی و دلی و سطح درک و شعور با هم داریم و این صحبت ها کمکم تلفنی هم شدن و تا جایی که روزی چند بار باهم تماس داشتیم و بحث هامون خیلی دوستانه تر و از روزمره هامون بودن.

    تقریبا بعد از 4 ماه متوجه دلبستگی شدیدم به این دخترخانوم شدم و منی که همیشه شک داشتم از انتخاب دختری مطمئن شدم که بهترین گزینه برای من این فرد هست و چون از دلبستگی شدید هردومون به هم مطمئن بودم موضوع رو بهش گفتم.

    ببین به هر شکلی شما با این خانم آشنا شدی ، علت اولیه هم مسائل کاری و درسی بوده ، تا این جا خیلی هم خوب .
    به نظرم اولین اشتباهت این بوده که این مسائل درسی و کمک کردن ها از حالت نرمالش خارج شده و شما 4 ماه دایم با ایشون در ارتباط بودی .
    من هم همسنه شما ، هم دانشجو هستم ، خیلی وقت ها هم شده از دخترهای دانشگاه میرم کمک میگیرم و اون ها هم کمک میکنن ، منم تشکر میکنم و تمام ، اما این که شما 4 ماه داشتین به هم کمک میکردین دیگه اسمش یه دوستی ساده و کمک کردن نیست .
    اما تو این 4 ماه شما فکر میکردی داری با یک دختر مجرد حرف میزنی اما این خانم در حالی که متاهل بوده حرفی نزده و به این رابطه ی اشتباه ادامه داده .
    چه دلیلی داشته که ایشون هم اول آشنایی به شما اعلام نکرده که شوهر داره ؟
    اگر روز اول اینو میگفت آیا تو بازم به این شکل بهش وابسته میشدی ؟
    این خانم با این کارش و نگفتن واقعیت هم به شوهرش خیانت کرده هم در حق تو نامردی کردی و تو رو به خودش نزدیک کرده .
    اصلا ما چشممون رو واسه این 4 ماه میبندیم !! شتر دیدی ندیدی !

    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن شریفی نمایش پست ها


    گفتم که توی معیارهای دوستی من بهترین بوده و دوست دارم ازش بخام که با من به سطح شناخت بیشتر از هم بیاد و این دوستیمون رو صمیمی تر کنیم و شناخت هارو بیشتر تا اگه قسمت شد و هردوبه این نتیجه رسیدیم که برای هم ساخته شدیم ازدواج کنیم.

    اولش گفت من آمادگی ندارم و اینها تا راضی شد و قبول کرد. بعد از اون صمیمتمون خیلی بیشتر شد و حرفامون قشنگ تر. این صمیمیت تقریبا یک ماهی هست که به وابستگی احساسیمون به هم رسیده و واقعا در نبود هم چه در چت یا تماس هم رو کم میاریم.

    تا اینکه چند روز پیش بهم رازش رو گفت، که اینکه دو سال هست که ازدواج کرده
    اما شما بعد از 4 ماه به این خانم گفتی که احساس میکنی شاید به درد هم بخورین و میخوای رابطه ی صمیمی تر داشته باشی و ازدواج کنید !

    وایشون هم قبول کرده ! این خانم رسما تو رو بازی داده و با احساساتت بازی کرده ، تو رسما گفتی رابطه ی صمیمی به عنوان آشنایی برای ازدواج در حالی که این خانم ازدواج کرده بوده و شوهر داشته اما به پیشنهاد تو پاسخ مثبت داده !!!

    دیگه اینجا چه توجیهی داشته کارش ؟ ما گفتیم اون 4 ماه اول دوست عادی و ازش گذشتیم ! ولی دیگه اینجا چی ؟!!
    با عرض معذرت ولی این خانم خیلی زرنگ تشریف دارن ! بزرگ ترین نامردی رو در حق تو کرده اما اصلا حواست نیست و میگی به سلامتش اطمینان داری !

    اون تو رو بازی داده ، با احساس تو بازی کرده ، حالا خیانتش به شوهر به کنار !

    و حالا بعداز 2 ماه که باهات صمیمی شده و حرفای قشنگ بینتون گفته شده و وابسته شدی بهت گفته شوهر داره !!

    دوست من چشماتو وا کن بدجور سرت کلاه رفته و هنوز هم حواست نیست .

    به خدا من خودم گول یه دختر رو خوردم و دقیقا زمانی که فکر میکردم بهش وابسته شدم بهم از گذشته و مشکلاتش گفت !!! این یه راهکار جدیده بعضی از دخترا شده !
    میدونن اگه اولش مسائل زندگیشون رو بگن پسره میره ، واسه همین اول وابستش میکنن بعد میگن تا طرف به خاطره احساسش بگذره .

    امیدوارم به خودت بیای .

  2. کاربر روبرو از پست مفید sobhan13 تشکرکرده است .

    هومن شریفی (چهارشنبه 30 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نظر شما در مورد پسر 18 ساله ای که عاشق یک دختر افغانی زیبا _ دبستانی
    توسط M3hrshad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 23 مهر 92, 09:34
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  3. من 21 سالمه و اینا راجب رابطه ی من باپسرعمه ام هستش
    توسط makena در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 91, 02:02
  4. با دستای خودم دارم زندگیمو ...میکنم(افکار منفی به علت سرطان پسرعمو)
    توسط shomila در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 خرداد 91, 21:57
  5. پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اسفند 87, 10:26

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.