سلام دوستان
Rude Boy
اهدافم مشخص هست ، بلند مدت : تموم کردن دکترا و رسیدن به یک درجه علمی خوب در عرض 4 سال ، مشخص کردن تکلیف اشتغالم
میان مدت : اهداف یک ساله ، امتحان جی آر ای در آبان و آزمون دکترا در اسفند
کوتاه مدت : خوندن یک درس از کتاب ... ، تکلیف هایی که معلمم بهم میگه
درمورد تکلیف هایی که معلمم میگه همیشه انجام میدم ولی امان از دست این کتاب سخت که به جای اینکه هر روز یه درس بخونم هر چهار روز یک درس هم نمی خونم هه هه
ammin
درست گفتید ولی انقدر در زمینه ازدواج سردرگم هستم که واقعا نمیدونم چی می خوام ، برخلاف اهداف تحصیلیم مزدوج شدنم در هاله ای از ابهام قرار داره. ولی حاضر نیستم به خاطر ازدواج از اهدافم کوتاه بیام
asemani & Meinoush
من عالم بی عملم ، جفت کتابها رو دارم و خوندم . ولی کو عمل؟؟؟
Parsa
دقیقا درست گفتی آفرین. منم تو همین فکر بودم که صبح وسایلم را جمع کنم و برم کتابخونه . حتما فردا میرم یه کتابخونه خلوت ثبت نام می کنم.
Estaf
امروز درحالی که بند کفشم را می بستم به یک کشف مهم رسیدم خخخخ
اینه که تنبلی در هر دو نوعش در من هست ، هم اهمال کاری و یک عادت نادرست و هم کم انرژی بودن و جزوی از افسردگی که خوشبختانه این بخش دوم داره کم میشه
- - - Updated - - -
مهرااد
رفتم خوندم مقاله را
خ خ ممنون
نمیدونم مسئله سندروم سی سالگی چقدر علمی هست ( مهم هم نیست کمالگرایی موقوف ) ، ولی هر چی که هست کاملا نشانه هاش در من وجود داره.
دقیقا در دوستان مطلقه و مجرد و دوستانی که از زندگی زناشوییشون راضی نیستند ( تقریبا همه شون هه هه ) هم این ویژگی وجود داره
مرسی بابت دادن سرنخ می رم دنبالش !









علاقه مندی ها (Bookmarks)