عزيزم
من نميدونم چرا وقتي دو نفر همديگه رو دوست دارن خانواده هاشون چرا هي اين وسط سنگ ميندازن و مانع ميشن.تاحالا كسي رو نديدم كه كارشون خيلي خوب و بي دردسر پيش بره.از اين موضوعات واسه همه پيش مياد.
خوب اگه از اون آقا پسر مطمئنيد كه هم دوستون داره و هم اينكه از هر لحاظ به همديگه ميخورين و كاملا از انتخابتون مطمئنين بايد يك فكري واسه مادر شوهر آينده تون بكنين
خانواده تون درست ميگن . درسته كه اون آقا پسر استقلال مالي و .... داره و به خانواده اش احتياج نداره و اصلا به رضايت اونها واسه ازدواج نياز نداره و ميتونه خودش تنها بياد خواستگاريت ولي اين در صورتيه كه شما نخواين توي آينده با خانواده اش رفت و آمد داشته باشين و خانواده اش هم ديگه هيچ كمكي بهش نميكنن. شما با همچين شرايطي حاضرين ازدواج كنين؟
البته خوب بعضي ها هم مثل اين مادر مخالفت هاي بيش از اندازه و غير قابل تحمل دارن. به قول دوستمون مگه ايشون نميدونستن كه شما و عروسشون با هم خواهرين؟ مگه علاقه ي شما بعد از ازدواج خواهرتون نبوده مگه بعد از مشكلات پيش اومده واسه خواهرتون نبوده؟ اونها اگه نميخواستن شما رو بايد همون اول بهتون ميگفتن نه الان!!!!!!!!!!!
حالا هر جوري كه شده بايد مادر اون آقا پسر راضي بشه... البته شما كاري نميتونين بكنين . اون آقا پسر بايد سعي كنه كه خانواده اش رو راضي كنه .حالا به هر بهونه اي كه شده.... راستي پدر اون آقا چه عقيده اي دارن؟ ايشون هم ناراضي هستن؟؟؟؟؟
كلا بگم اگه خانواده اش راضي نشدن شما دو كار ميتونيد انجام بدين:
1) اون آقا پسر تنها بياد خواستگاري و قيد خانواده شون رو بزنين و بايد هميشه از حمايت هاي خانواده شون حالا چه مالي و چه عاطفي (كه بعيد ميدونم) محروم بشين ولي ممكن هم هست كه موفق بشين
2)مجبورين كه بي خيال هم بشين و قيد علاقه و عشق و زحمتي كه كشيدين واسه به هم رسيدن رو بزنين و با يك ضربه ي روحي عاطفي بزرگ كنار بياين