به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    سلام اسکارلت عزیز
    من با خوندن حرفات احساس کردم که بهش علاقه ای نداری !
    و یه جورایی به دنبال دلیلی برای رد کردنش میگردی نه دلیلی برای قبول کردنش .
    احساس می کنم تنها دلیلی که باعث میشه بهش فکر کنی ترس از آیندست و نه علاقه مندی
    شاید به خاطر اینکه شرایط تقریبا خوبی داره !
    اما عزیزم اینکه تو یه حس اولیه علاقه مندی بهش داشته باشی لازمه
    آیا این آقا برات جذابیت داره ؟
    آیا فکر می کنی که بتونی دوستش داشته باشی ؟
    ببین فقط از جانب خودت فکر کن. به احساسی که اون بهت داره فکر نکن. به احساس خودت توجه کن و برامون بگو که چقدر برات دوست داشتنیه این آقا ؟

    من بخاطر ارزشهایی که در مورد قیافه و ظاهر و تحصیلات خانواده واسه خودم ساختم اولش هیچ حسی نداشتم. یه روز که باهاش رفتم بیرون خیلی خوشم اومد چون خیلی مهربان بود و تظاهر هم نبود و من خیلی راحت میتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم بدون اینکه معذب باشم یا حس بدی بهم دست بده. و فهمیدم که آدم فنی ای هستش و چندین طرح اختراعی داشته .و روز دیگه که با دوستامون رفتیم سینما و اونم بود و اتفاقا" فیلم مضطرب و ناراحت کننده ای بود یهو احساس بدی بهم دست داد احساس کردم ازش خوشم نمیاد.
    تازه دارم خودم رو میشناسم. چون از رفتار پدرم و خانواده اش عذاب کشیدم که مرد سالار هستند و وابسته به همون قوم هستند من شرطی شدم. از شهری که بخاطر پدرم توش زندگی میکنیم میخواستم رها بشم و با ازدواج با این آقا مدتی رو مجبورم اینجا زندگی کنم. رویای من همیشه آزادی و آزادگی بوده من خودم رو ناجی مادرم تصور میکنم که روزی باید نجاتش بدم. زندگی ما اسف بار نیست در واقع منم که توقع یک زندگی ایده آل پر تفاهم و عادلانه رو دارم. الان میفهمم که این زندگی برام عقده شده و ترس دارم که بهش نرسم.

    یه مسئله هم هست اینکه تا اینجای زندگیم این آقا از معدود آدمایی هست _ از بین آدمهایی که باهاشون مواجهه شدم_ که لیاقت ابراز محبت صادقانه رو داره بدون اینکه مغرور بشه یا زیادیش بشه...قدر میدونه
    خلاصه اینکه فکر کنم با این تردیدا و اخلاقام اون بیچاره رو هم به دردسر انداختم.
    این آقا گاهی برای من جذاب و گاهی معمولی هستش....فکر کنم این منم که خل شدم!
    ویرایش توسط اسکارلت : شنبه 02 شهریور 92 در ساعت 21:53

  2. کاربر روبرو از پست مفید اسکارلت تشکرکرده است .

    **سهیل ** (پنجشنبه 07 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خيلي حالم بده (مخالفت خانواده به خاطر تفاوت های اعتقادی)
    توسط انيس در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 شهریور 91, 18:31
  2. مشکل با خانواده (تفاوت های اعتقادی)
    توسط Abc_12 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: شنبه 10 دی 90, 16:44
  3. تفاوت اعتقادی
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 شهریور 90, 17:35
  4. تفاوت اعتقادی
    توسط شمیم الزهرا در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 شهریور 90, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.