عزیزم آره بهت حق میدیم که ناراحت شی از بعضی از رفتاراشون ، ولی چاره چیه ؟ چاره اش لجبازی نیست عزیزم .
پدر شوهرت که جواب سلام درست و حسابی نداده ازش دلگیری ، مادر شوهرت هم که جواب میده میگی چون دورو هست خوب جواب سلامم رو داد .
آخه قربونم برم شما کوچکتری ، شما برو جلو و ببوسشون و عید رو تبریک بگو . والا من هم همین کار رو میکنم .
تازه بعد از ناهار هم نرفتی کمک مادر شوهرت ، بعد تو که با اونا مثل غریبه ها رفتار میکنی توقع داری اونا با تو مثل دخترشون رفتار کنن ؟ و بعد توقع داری سرت رو بکنی توی گوشیت بهت بگه گوشیت مبارک .
بعد هم که حرف میزنه یک بار باهات ، میگی من هم دیگه باهاشون حرف نزدم تا خودم رو سبک نکنم ؟ آخه اگر حرف بزنی سبک میشی ؟ کی این رو بهت گفته ؟ کی بهت گفته که اگر با بزرگترت این طوری رفتار کنی سبک میشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این راهی که داری میری گلم به ترکستان است ، داری به بزرگترت بی احترامی میکنی و توقع احترام داری و میگی مگه من چه هیزم تری بهشون فروختم ،
من خیلی سعی کردم بهت کمک کنم ، ولی عزیزم مثل اینکه تو اصلا نمیخوای زندگیت درست شه ، و باز میای و اشتباهاتت رو که تکرار کردی برای ما مینویسی .





قابل پیش بینی نیست ریحان جان من دارم تمام سعیمو می کنم ولی هنوز اون دعوا رو از یاد نبرده یک ماه ازش می گذره دیگه منم تا حدی تحمل دارم حوصلشو ندارم


علاقه مندی ها (Bookmarks)