
نوشته اصلی توسط
ونوس15
خنده داره وضعیتم .....!!!!!
من همش 15 سالمه !!!
گاهی احساس میکنم چقدر پدر و مادرم رو دوست دارم و گاهی از رفتارشون میفهمم چقدر دوستم دارن ...
یک لحظه شادم و یک لحظه غمگین ...
در یک لحظه هم می خندم هم گریه و مطمئنم ترس از تجاوز پدرم یک توهمه ...
ولی بعضی وقت ها مثل الان فکر میکنم میتونه حقیقت داشته باشه ...
گیج و منگم ...
داد میزنم !!!!
سری قاطی میکنم !!!
من و مامانم رکیک ترین فحش ها رو تو دعواهامون بهم میدیم وقتی میگم رکیک یعنی یک چیزی که روت نمیشه به هر کسی بگی ...
رابطه منو و مامانم داغونه ....
من صبح تا شب از اتاقم بیرون نمیام ....
غذامم جدا می خورم نه سر سفره ...
دیگه چی بگم ؟؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)